ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سید روح الله باقری
سلام و درود جناب آقای خوش عمل ! - با تشکر از لطف و عنایت شما - البته منظور بنده از استعمال کل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و سپاس بانو احمدوند گرامی - سروده انتظارتان زیباست. قلمتان مانا - - یک نکته: در مصرع: با   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام - اساساً چیزی بنام سپکو و پریسکه همان قالب طرح و هاشور است که جناب استاد وندادیان در دهه ۴۰   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود....آنچه را که ذیلآ منعکس می کنم پیش از این به صورت نظر ارسال شد که وقعی ننهادید.... - - دو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز و گرامی جناب رضاپور - درود بر شما - اولا بکار بردن اصطلاح ادغام در این مورد غلط مصطلحی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام،استاد حاج محمدی عزیز! - صحبت از املاء کلمات نبود، - صحبت از ادغام واژه ها بود در هنگامی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی

- دوثط اَذیظ و گرامی جناب مهمّد اَلی رذاپور - هتما اجاضح می دحید کح با منتغ خودطان با هَذرط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و ارادت، - متشکرم از وقتی که گذاشتید جناب استاد خوش عمل عزیز! - بنده، قائل به حد وسطی درب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
سلام - بنده هم قبول دارم که نقد بجا بود ، ولی انصافا لحن حضرتعالی و البته کمی هم پاسخ آقای خوش عم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



تفاوت های سروش و مسمط
قالب شعری سروش و تفاوت های آن با قالب های نیمه همانند
تفاوت های سروش و مُسَمَّط
پیش از بیان تفاوت های قالب شعری سروش با قالب های تا حدودی مشابه، بهتر است نمونه سروده هایی در قالب سروش بیاوریم:
گفتن از عشق، کار سختی نیست/
خوب گفتن، شکار سختی نیست/
فصلِ اصلیِّ عاشقی، عمل است.//
برگ سبز خزان، خودش را، ریخت/
با هوا و زمین و آب آمیخت/
برگِ بی بار چون تمشک نبود.//
چیست گل؟ رازِ نازِ خنده ی دوست/
شعر- نقاشیِ معطّرِ اوست/
مِهرچهر و لطیف و عاطفه روست/
گل، نشانِ خداست.//
گرچه بالاست، باز هم خوار است/
شُهره اما بدون مقدار است/
خواب دائم چطور بیدار است؟/
به فضا رفته است میمونی.//
“علّیَت” داشت نخ نما می گشت/
فیلسوفی پی خدا می گشت/
عارفی از عُروج بر می گشت/
حرف نابش به دل گرامی گشت:/
“نور”، مجهول نیست؛ اثبات است.//
مسمط، قالبی تشکیل شده از چند بخش به نام رشته است و در هر رشته ی آن، چند مصراع همقافیه ی پشت سر هم و سپس یک مصراعِ غیر همقافیه به نام بندِ مسمط قرار می گیرد؛ بنابراین هر رشته ی مسمط از چند مصراع همقافیه و یک بند ساخته می شود. رشته های بعدی در قافیه های دیگری ساخته می شوند و دوباره، مصراع های پی در پیِ همقافیه ای دارند. بندهای پایان هر رشته، دارای قافیه ای متفاوت با مصراع های قبلی و همقافیه با سایر بندها هستند. گاهی هم بند اول با قافیه ی رشته ی خود شروع می شود؛ ولی قافیه در مصراع های غیرپایانیِ رشته های بعدی تغییر می کند و در بندها ثابت می ماند.
به این ترتیب، قالب سروش در یکی از حالت های خود که از چند مصراع یا لَخت همقافیه و یک لَخت غیرهمقافیه ساخته می شود، از نظر قافیه بندی به یک رشته از مسمط شبیه می شود. برهمین اساس، بعضی ممکن است قالب سروش را تنها جزئی از یک رشته از مسمط بپندارند.
شباهت بین سروش و مسمط، مثل شباهتِ دو نفری است که به علت شباهت چهره شان ممکن است دیگران آنها را با هم اشتباه بگیرند؛ ولی از شباهت ظاهری که بگذریم، دیگر هیچ شباهت خاصی با هم ندارند؛ مثلا یکی جمشید است و دیگری اِدوارد.
یکی دانستنِ قالب های سروش و مسمّط صرفا به علت شباهت در شیوه ی قافیه بندی، احتمالا یا از ناآگاهی منشأ می گیرد یا از بی انصافی و این در حالی است که شباهتِ ظاهریِ بینِ دو قالب قصیده و غزل حتی بیش تر از شباهتِ ظاهریِ مسمط و سروش است؛ اما آنهایی که سروش را مسمط می پندارند، اگر قالب های شعر فارسی را بشناسند، بعید است که قصیده و غزل را یکی بدانند؛ پس یک دلیل ما برای اثباتِ استقلالِ سروش از مسمط و در پاسخ به کسانی که قالب های شعری را می شناسند، استناد به تفاوت غزل و قصیده است .
استدلال دیگر ما بر جداییِ سروش از مسمط، نام و تعریف همین قالب مسمط است؛ چراکه مسمط به معنای به رشته کشیده، در تعریفی که دارد، وقتی معنا پیدا می کند که دارای رشته هایی باشد و در پایان هر رشته، بندی بیاید که همقافیه ی بندهای بعدی شود.
همان طور که به چند پنجره نمی توان نامِ خانه داد، به یک رشته هم نمی توان مسمط گفت.
به عبارت دیگر: هر رشته ی مسمط مثل مجموعه یی از پنجره های خانه است؛ اما مجموع لَخت های چندگانه ی سروش که بطور معمول سه تا پنج لَخت هستند، خانه ای کامل یعنی شعری کامل اند .
در مقایسه ی بین سروش و مسمط اگر از شباهت در قافیه بندی بگذریم، تفاوت های برجسته ای را پشت سر هم خواهیم دید که شکی در تفاوت ذاتی بین آنها باقی نمی گذارد.
برخی از تفاوت های سروش و مسمط عبارت اند از این که:
1- سروش با تعداد بین سه تا پنج مصراع یا لخت به پایان می رسد؛ اما مسمط با این تعداد مصراع یا بیش تر از اینها تازه شروع می شود.
2-آخرین لخت سروش بصورت کوبشی عمل می کند؛ اما بندهای مسمط مخصوصا در بندهای غیرپایانی معمولا فقط نشانگرِ پایانِ یک رشته و لزوم آمادگی برای شروع رشته ی بعدی اند. به این ترتیب ممکن است در سروش برای رسیدن به کوبش از روش های مختلفی استفاده شود؛ از جمله این که لخت پایانیِ سروش ممکن است از نظر معنا یا زبان یا هردو متفاوت از لخت های قبلی و بصورتی غافلگیرکننده باشد؛ ولی بندهای مسمط در راستای سایر مصراع های هر رشته ی مسمط می آیند.
3-سروش دارای وزن و نیم وزن های ترجیحی است؛ اما مسمط در هر وزنی می تواند باشد.
4-سروش برخلاف مسمط، شیوه های مختلفی در قافیه بندی دارد.
5-سروش می تواند علاوه بر شعر سنتی، در شعر نو هم به کار برود؛ اما مسمط بعنوان قالبی باستانی و مخصوص شعر سنتی است.
6- – سروش بر فشرده گویی و مسمط بر گسترده گویی استوار است.
7- قافیه پردازی درونی در سروش اهمیت بیش تری دارد؛ چراکه از یک طرف با توجه به اهمیت فراوانی که سروش برای زیبایی های زبانی و معنایی قائل است و از طرف دیگر با توجه به کوتاهیِ قالب سروش و فرصت کوتاهی که برای آرایه پردازی ها و از جمله تقویت قافیه سازی دارد، لازم است در چند لخت کوتاه به زیبایی مطلوب خود برسد و در نتیجه، قافیه پردازی درونی برای آن اهمیت بیش تری پیدا می کند؛ اما مسمط، وسعت زیادی دارد و در صورت اهتمام به آرایه های ادبی، می تواند آنها را در قسمت های مختلف خود پخش کند و در حالت عادی اصراری بر قافیه پردازی درونی ندارد.
8- سروش از نظر نوع نگاه، موضوعات و شیوه ی بیان، قالبی است در میانه ی هایکو(هایکوواره)، پریسکه، دوبیتی و رباعی؛ ولی مسمط با قصیده همخوانیِ بیش تری دارد و حتی بعضی مسمط را شاخه ای از قصیده دانسته اند. به این ترتیب مثلا در سروش از ایهام و جملات دو پهلو و پایان باز استفاده می شود؛ ولی در مسمط از حکایت پردازی، تضمین، توصیف مستقیم، مدح و … .
بر گرفته از کتاب سفیر شعر فارسی – محمدعلی رضاپور (مهدی)

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1398/9/21 در ساعت : 21:34:55   |  تعداد مشاهده این شعر :  56


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 11,813 | بازدید دیروز : 16,296 | بازدید کل : 116,256,255
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی