ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

Share

ياد وصلي‌ کردم آغوش من ديوانه ‌سوخت
لاله‌سان از گرمي اين مي دل پيمانه سوخت

ناله‌ها رفت از دل و احرام آزادي نبست
پرتو خود را در اول شمع اين‌ کاشانه سوخت

وقت رندي خوش که در ماتمسراي اعتبار
خرمن ‌هستي چو برق ‌از خنده ي مستانه سوخت

دور دار از زلفش اي مشاطه?‌گستاخ‌، دست
آتش اين‌ دود نزديک است خواهد شانه‌ سوخت

عشق هرجا در خيال مجلس ‌آرايي نشست
هر دو عالم در چراغ کلبه? ديوانه سوخت

ما نه ‌تنها در شکنج جسم‌ گرديديم خاک
اي بسا گنجي ‌که نقد خويش در ويرانه سوخت

اضطراب حال دل‌، ما را به حيرت داغ ‌کرد
آتش اين خانه رخت ما برون خانه سوخت

دود هم دستي به دامان شرار ما نزد
آخر از بي ريشگي در مزرع ما دانه سوخت

تا سواد سطري از رمز وفا روشن شود
صد نفس بايد به تحقيق پر پروانه سوخت

عالمي بيدل به‌ حرف يکدگر آرام باخت
غفلت ما هم دماغ خواب در افسانه سوخت



بازدید امروز : 10,465 | بازدید دیروز : 25,439 | بازدید کل : 106,990,612
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی