ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

Share

جزخون‌دل زنقد سلامت به دست نيست
خط امان شيشه به غير از شکست نيست

آرام عاشق آينه‌پردازي فناست
مانند شعله‌اي‌که زپا تا نشست نيست

خلقي به وهم خويش پرافشان وحشت است
ليک آنقدر رمي‌که‌کس از خويش رست نيست

بنياد عجز ريخته? رنگ سرکشي‌ست
در طره‌اي‌که تاب ندارد شکست نيست

ماييم و سرنگوني ازپا فتادگي
در واديي‌که نقش قدم نيز پست نيست

جمعيت حواس در آغوش بيخودي‌ست
ازهوش بهره نيست‌کسي راکه مست نيست

ديوانگان اسير خم و پيچ وحشتند
قلاب ماهيان توموج است شست نيست

دل صيد شوق و ديده اسير خيال توست
ويرانه‌کشوري‌که به اين بند و بست نيست

عالم فريب ديده? عاشق نمي‌شود
آيينه? خيال تو صورت‌پرست نيست

آسودگي چگونه شود فرش عافيت
پاي مراکه آبله هم زيردست نيست

بيدل بساط وهم به خود چيده‌ام چو صبح
ورنه زجنس‌هستي من‌هرچه‌هست‌نيست



بازدید امروز : 23,077 | بازدید دیروز : 32,687 | بازدید کل : 114,207,499
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی