ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

Share

من آن شب سياهم کز ماه خشم کردم
من آن گداي عورم کز شاه خشم کردم

از لطفم آن يگانه مي خواند سوي خانه
کردم يکي بهانه وز راه خشم کردم

گر سر کشد نگارم ور غم برد قرارم
هم آه برنيارم از آه خشم کردم

گاهم فريفت با زر گاهم به جاه و لشکر
از زر چو زر بجستم وز جاه خشم کردم

ز آهن رباي اعظم من آهنم گريزان
وز کهرباي عالم من کاه خشم کردم

ما ذره‌ايم سرکش از چار و پنج و از شش
خود پنج و شش کي باشد ز الله خشم کردم

اين را تو برنتابي زيرا برون آبي
گر شبه آفتابي ز اشباه خشم کردم



بازدید امروز : 40,332 | بازدید دیروز : 57,430 | بازدید کل : 109,056,310
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی