ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

Share

يارا قدحي پر کن از آن داروي مستي
تا از سر صوفي برود علت هستي

عاقل متفکر بود و مصلحت انديش
در مذهب عشق آي و از اين جمله برستي

اي فتنه نوخاسته از عالم قدرت
غايب مشو از ديده که در دل بنشستي

آرام دلم بستدي و دست شکيبم
برتافتي و پنجه صبرم بشکستي

احوال دو چشم من بر هم ننهاده
با تو نتوان گفت به خواب شب مستي

سودازده‌اي کز همه عالم به تو پيوست
دل نيک بدادت که دل از وي بگسستي

در روي تو گفتم سخني چند بگويم
رو باز گشادي و در نطق ببستي

گر باده از اين خم بود و مطرب از اين کوي
ما توبه بخواهيم شکستن به درستي

سعدي غرض از حقه تن آيت حقست
صد تعبيه در توست و يکي بازنجستي

نقاش وجود اين همه صورت که بپرداخت
تا نقش ببيني و مصور بپرستي


بازدید امروز : 21,009 | بازدید دیروز : 55,363 | بازدید کل : 118,777,069
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی