ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
باسلام و درود خدمت شما - ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
[ س َی ْ یا ] - با سلام و درود - جناب رشیدی راد عزیز و گرامی مایه ی شگفتی بسیار است که به ناظم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
با سلام و درود خدمت شما استاد جناب آقای عباس خوش عمل کاشانی و تشکر بابت وقتی که گذاشتید برای نقد شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی باقی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بسم الله النّور - در این سروده ی آیینی قابل قبول اثر طبع غرّای جناب مهندس باقی اگر نخواهم وارد جزئ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
بنام خدا - با سلام - شعر جناب صفا دل یعنی غزلهایشان همیشه خواندنی هستند - میزبانی باران...کسی    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



خشمِ داس ها

با خونِ دل نفس زده ام درهراس ها.
با آبرو زدم به زمان التماس ها.

پرتم ز مرحله، اگر از روی سادگی.
افتاده ام زِ چشمِ همه بی حواس ها.

دائم به گوشم از سرِ نیرنگ خوانده اند.
با من حدیث سبزِ رفاقت، سَیاس ها.

گم گشته در شلوغیِ شهرم تمام عمر.
من را زِ یاد برده نمک ناشناس ها.

یا کرده کبکِ دل، سرِ خود در میان برف.
یا کرده قطعِ رابطه با من تماس ها.

در اوجِ بی پناهیِ من هم قسم شدند.
خصمانه بر علیه دلم ناسپاس ها.

در اولِ بهار که سر سبز و نارِسم.
کردند قصد چیدنِ من خشمِ داس ها.

خیاط فالگوش که سوزن به نخ کشید.
دربابِ دکمه، حرف مرا با لباس ها.

پیراهنی زِ شایعه بر من برید و دوخت.
از یک تا چهل کلاغ شد از اقتباس ها.

از منطقی که فلسفه باف است دل خُورم.
خالی نموده پشت مرا در کلاس ها.

حرفم حق است گر چه به جایی نمی رسد.
در حق کشیِ سفسطه ی بی اساس ها.

از بی گناه بودنِ من با خبر شدند.
در باغ خالی از سَکَنهِ اشکِ یاس ها.

در من ز هولِ سایه، ندارد به چهره رنگ.
در قحطِ اعتماد، حنایِ روناس ها.

مستی نکرده با همه رو راست بوده ام.
سرکوفت خورده ام همه جا از قیاس ها.

با غصه است خانه یکی آهِ سینه ام.
گردیده ام به مُلکِ مصیبت پلاس ها.

همواره شد گواهیِ بر بد بیاری ام.
بر تخته نردِ صفحه ی تقدیر، تاس ها.

از تلخیِ زمان شده حتی به کام من.
بی رگ شبیه سیب زمینی مَلاس ها.

اُمّید از سیاهیِ شب نور می تَند.
تنها خداست دل خوشیِ آس و پاس ها.

در من کمی هنوز نفس می کشد امید.
مست از هوای تازه کنیدم تراس ها.

باید دوباره شکل بگیرد به جنگِ غم.
در سینه ام شبیه فلسطین، حماس ها.


بیایید صرفا بر اساس دیده ها و شنیده های محتمل که شاید از سرعداوت شخصی
که بعضا بی اساس یا بزرگ نمایی شده هستند، همدیگر را به راحتی قضاوت نکنیم
حتی اگر ظن و گمانمان هم صحیح بود با آبروی دیگران بازی نکنیم
فراموش نکنیم خداوند ستارالعیوب است و آمرزنده است
رسول رشیدی راد(مجتبی) 1398/06/10

نکته: مَلاس شیره ای سیاه رنگ و شیرین است که از نیشکر و چغندر قند
 به منظور تهیه قند و شکر تهیه می شو

کلمات کلیدی این مطلب :  خدا، داس، رفاقت، ناسپاس ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/6/10 در ساعت : 19:21:56   |  تعداد مشاهده این شعر :  306


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1398/6/11 در ساعت : 7:46:3
بسم الله النّور...
«خشم داس ها» در قالب قصیده ، علی رغم چند سروده ی قبلی شاعر علاوه بر ضعف تألیف از ضعف معنوی هم رنج می برد.مضافآ در یک مصراع وزن آشفته شده است و مهمتر این که در موادی در تنگنای قافیه خوشید ، خور (با واوساکن:خر) شده است.
از موارد ضعف معنوی قصیده یکی این که:در مصراع دوم یک بیت کلمه ی «سیّاس» در جایگاه قافیه «سیاس» بدون تشدید آمده است:
....با من حدیث سبز رفاقت ، سیاس ها...
دیگر این که در مصراع دوم بیت ششم به جای «بر»یا «علیه» از «برعلیه» استفاده شده است که درست نیست ؛ هرچند برخی از لغویون معاصر کاربرد آن را مجاز دانسته اند.مصراع چنین است:
...خصمانه برعلیه دلم ناسپاس ها...
و اما آشفتگی وزنی قصیده (آن هم از نوع شدیدش) در مصراع دوم بیت نهم مشهود است:
پیراهنی ز شایعه بر من برید و دوخت
از یک تا چهل کلاغ شد از اقتباس ها(!!)....
خلّص کلام این که قصیده ی حاضر ویرایشی اساسی از سوی شاعر می طلبد.یعنی اگر شاعر همّت کند از میان بیست بیت قصیده می تواند غزلی خوب و قابل قبول ارائه نماید.
والسّلام.
رسول رشیدی راد(مجتبی)
1398/6/17 در ساعت : 8:41:55
با سلام و درود خدمت شما استاد جناب آقای عباس خوش عمل کاشانی و تشکر بابت وقتی که گذاشتید برای نقد شعر اینجانب

در پاسخ به نکاتی که بیان کردید

1- خدمت شما عارضم در فرهنگ ناظم الاطبا کلمه سیاس به معنای سیاست بدون تشدید و ساکن آمده است

سیاس . [ س َی ْ یا ] (از ع ، ص ) استاد و ماهر در سیاست . (یادداشت بخط مؤلف ). کسی که سیاست میکند و حراست مینماید و نیک داوری میکند. (از ناظم الاطباء).

2-در مصراع دوم بیت 6 همانطور که خود شما نیز اذعان داشتید برخی از حضرات به کاربردن برعلیه را در اشعار مجاز دانسته اند چنانکه به وفور استفاده از این ترکیب یا ترکیبات مشابه در اشعار ادیبان دیده می شود

3-اما آشفتگی وزنی در مصراع دوم بیت نهم ناشی از اشتباه تایپی بوده که حرف اضافه(از)در اول شعر به اشتباه گنجانده شده اشتباه تایپی هم معمولا ناشی از خطای انانی است و در هر نوشته ای ممکن است باشد به عنوان مثال شما اگر به سایت اشعار استاد غلامرضا سازگار که تحت نظارت خود ایشان است مراجعه کنید اشتباهات تایپی از چند سال پیش تا کنون به وفور پیدا می شود که علی رغم نظارت خود ایشان و فرزندشان بر مطالب سایت تاکنون اصلاح نشده اندیا همین متن شما در نقد شعر بنده را اگر بنگریم خالی از ایراد تایپی نیست به هر حال شما میتوانید نسخه بدون ایراد تایپی شعرخشم داس ها را را در سایت های شعر ناب و شعر نو مشاهده کنید

3-در نهایت هر چند بنده به نظر شما به عنوان یک صاحب نظر در این حوزه احترام خاصی قائلم اما اجازه بدهید همچنان بر قصیده باقی ماندن شعر خود مصر باشم و نظر شما را مبنی بر غزل درآوردن از شعر قبول نکنم

تشکر از وقتی که برای شعر بنده گذاشتید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من آنچه شرط بلاغ بود شما را گفتم ولی متأسفانه برآنید که از سخنم ملال گیرید!.....
در خصوص سیاس غیر مشدد حرف بنده درست است.شما از جایی مثال هم که آورده اید به قول خودتان به معنای سیاست است ونه دارای سیاست پس حق باشما نیست !!
مواردی دیگر هم اشکال در آن شعر (خشم داس ها) بود که غمض عین کرده بودم.مثلآ:
با آبرو زدم به زمان التماس ها....
یعنی چه؟زدن التماس کجا درست است؟
ضمنآ قافیه قرار دادن لغات بیگانه در شعر جدی فارسی درست نیست ؛ مثلآ:کلاس و تراس....گرچه در شعر طنز و بعض مواقع شعر سپید و نیمایی کاربرد دارد.
در مصراعی گفته اید:
من را زیاد برده نمک ناشناسها
اگر از فعل مفرد برده برای جمع نمک ناشناسها غمض عین شود از «من را» به جای «مرا» که غلطی مصطلح است نمی شود گذشت.در هیچ یک از آثار قدما و متأخرین ومعاصران با سواد «من را» به جای «مرا» کاربرد ندارد.حتی در محاوره و لفظ عوام هم «من را» را به جای «مرا» به کار نمی برند.
در مصراع دیگر گفته اید:
گردیده ام به ملک مصیبت پلاسها
در ملک مصیبت شما گلیم یا جامه ی زبر و خشن یا مکر و حیله شده اید؟برای پلاس جز این معنایی نیست.نبایستی از کاربردی که عوام در فرهنگ کوچه و بازار از کلمه ی پلاس دارند و بی اصل و ریشه است استفاده کرد....
حرف آخر این که شما اساسآ با رعایت وزن در شعر با مشکل مواجهید.مثلآ در شعر اخیرتان هم در بیتی گفته اید:

از جایِ خود بلند شو، خوش غیرت حرم.
تا چشمِ هرزه ای نرود سمت خواهرت

«شو» در مصراع نخست با تلفظ «واو» باید باشد وگرنه وزن آسیب دیده است و در معنا هم کاربرد شما از «شو» درست نیست.اگر می گفتید:
از جای خود بلند شو ای ساقی حرم
درست بود.
به هرحال من به عنوان پیشکسوتی دلسوز معایب شعرهایتان را می گویم.اگر قبول نکنید زیانش تا آخر با شما خواهد بود.چهل سال است که مدرس عروض و بدیعم و کارشناس شعر و این تجربه آسان به دست نیامده است...والسلام.

عباس خوش عمل کاشانی
1398/6/11 در ساعت : 12:30:36
بسم الله النّور
«خشم داس ها»شعری است در قالب قصیده که علی رغم چند سروده ی قبلی شاعر از ضعف تألیف ـ ضعف معنا و اختلال وزن (در یک مصراع که ظاهرآ سهو تایپی است) رنج می برد.
در قصیده ی مذکور در مواردی در تنگنای قافیه ، خورشید ، خور (با واو ساکن:خر) شده است.
از موارد ضعف معنوی قصیده این که شاعر در یک بیت «سیّاس» را بدون تشدید آورده است:
با من حدیث سبز رفاقت سیاس ها....
و دیگر:«برعلیه»که وقتی «علیه» گفتیم «بر» افزون بر آن حشو است.
و اما اختلال وزن در مصراع دوم بیت نهم مشهود است:
پیراهنی ز شایعه بر من برید و دوخت
از یک تا چهل کلاغ شد از اقتباس ها
که به نظر می رسد شاعر «تا» را سهوآ تایپ کرده است و مصراع چنین بوده است:
از یک چهل کلاغ شد از اقتباس ها
نهایتآ این که این قصیده نیازمند ویرایشی اساسی از سوی شاعر است.یعنی اگر شاعر همت کند از میان بیست بیت می تواند غزلی شسته رفته ارائه دهد.
والسّلام
ابراهیم حاج محمدی
1398/6/17 در ساعت : 15:58:12
[ س َی ْ یا ]
با سلام و درود
جناب رشیدی راد عزیز و گرامی مایه ی شگفتی بسیار است که به ناظم الاطبا مراجعه کرده اید و باز هم نفهمیده اید که کلمه ی (( سیاس)) به معنای استاد و ماهر در سیاست با تشدید حرف یا صحیح است . وقتی که جلوی این کلمه داخل پرانتز نوشته شده است [ س َی ْ یا ] با چه زبانی باید به حضرتتان گفته شود که حرف ی مشدد است ؟ لابد باید داخل پرانتز نوشته می شد ( سَ یا) که حضرتعالی پی می بردید که این کلمه مشدد است !!! عزیز جانم به هر فرهنگ لغت یا دائره المعارفی که مراجعه می کنید ابتدا صفحات اول آن را خوانده و علائم قراردادی آن را بشناسید و بعد اگر قانع نشدید بر خطای فاحشتان اصرار بورزید . تمامی مواردی که حضرت دوست جناب خوش عمل در نقد اثر شما نوشته اند بر حق است و بهتر است روحیه ی نقد پذیری داشته باشید تا در کارتان پیشرفت داشته باشید .
رسول رشیدی راد(مجتبی)
1398/6/20 در ساعت : 14:19:13
باسلام و درود خدمت شما
ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشدم که خوشحال هم شدم. دوم اینکه اصرار بنده بر سر قصیده ماندن شعر بود. سوم اینکه من بر ایراداتی که ایشان بیان کردند در چارچوبی کاملا محترمانه پاسخ دادم و حتی مراتب احترام خود را نسبت به ایشان در متن ابراز نمودم ولاغیر. حال اگر حضرت عالی و استاد خوش عمل کاشانی از متن بنده اسنتباط کردید که بنده ناراحت شده ام یا روحیه ی نقد پذیری ندارم امر علی حدّه ای است که قطعآ ناشی از سوءتفاهم می باشد.
بنده با روی باز از نقد و تذکرات دوستان استقبال و استفاده میکنم و اگر کدورتی حاصل شده پوزش میطلبم. امیدوارم که هر کجا هستید زنده و سلامت باشید.
و من الله توفیق.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درودتان.
من (خوش عمل کاشانی) و دوست ارجمندم استاد سخن جناب حاج محمدی خواستار پیشرفت همه ی کسانی هستیم که از طبع شعر برخوردارند و تلاش خود را برای سرودن به کار می برند. مسلمآ به من و ایشان بر می خورد وقتی می بینیم اظهارنظرهای مشفقانه ی من و ایشان نادیده گرفته می شود.من وایشان از شما هیچ کدورتی به دل نداریم و همچنان خواستار پیشرفت و توفیقتان هستیم.
بازدید امروز : 15,705 | بازدید دیروز : 29,898 | بازدید کل : 113,257,418
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی