ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
باسلام و درود خدمت شما - ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
[ س َی ْ یا ] - با سلام و درود - جناب رشیدی راد عزیز و گرامی مایه ی شگفتی بسیار است که به ناظم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
با سلام و درود خدمت شما استاد جناب آقای عباس خوش عمل کاشانی و تشکر بابت وقتی که گذاشتید برای نقد شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی باقی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بسم الله النّور - در این سروده ی آیینی قابل قبول اثر طبع غرّای جناب مهندس باقی اگر نخواهم وارد جزئ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
بنام خدا - با سلام - شعر جناب صفا دل یعنی غزلهایشان همیشه خواندنی هستند - میزبانی باران...کسی    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سال بعد، سال بد
سال نو آمد دعای یا مقلب خوانده ایم
یا محول خوانده، در کار مدبر مانده ایم
یا مقلب! یا محول! یا مدبر! چاره کن
بندهای رنج مردم را خدایا پاره کن
آرزوی من برای مردمم یُسرست و بس
لیکن آسایش که یُسرست از پس عُسرست و بس
گرچه علم غیب تنها نزد باری بوده است
صد نشان دارد که پیش رو چه کاری بوده است
گفته بودیم و شما دیدید آنچه حال بود
سال قبلی یادتان باشد پر از زلزال بود
بر همان منوال سالی سخت پیش روست باز
نه همان منوال که احوال، جنگی خوست باز
سال سختی پیش روی مردم و حکام ماست
این کشاکش سرنوشت محکم ایام ماست
می رسد رقص خر دجال پیشاپیش خلق
پشت او جادوگر و رمال، پیشاپیش خلق
دشمن فرصت غنیمتدان تهاجم می کند
آنچه باقی مانده از دخل شما گم می کند
گرچه شب از پیش بر این آسمان مستولی است
بودن خورشید ایمان دفع دل مشغولی است
ما منجم نیستیم عقل است می داند رصد
عقل می گوید شب از خورشید خالی می شود
عقل می گوید که بی عقلان نمی خوانند حکم
آیه "شنان قومٍ"را نمی دانند حکم
عده ای بد کرده اند اینجا به نام دین اگر
بلخ و آهنگر کجا؟ مسگر کجا؟ و شوشتر؟
گر به نام دین ستم کرده کسی، این جرم اوست
تو ستمکاری نکن با نام او در حق دوست
انتقام از دین نگیرید آی مردم! این خطاست
عامل زلزال اصلی می شود، این در قضاست
الحذر این فتنه ابلیس را باطل کنید
با خدا و دین نجنگید آی مردم ول کنید
مهرداد نصرتی مهرشاعر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/1/5 در ساعت : 16:22:25   |  تعداد مشاهده این شعر :  624


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1397/1/6 در ساعت : 16:48:4
امروز نگاهی گذرا ـ مثلآ به عنوان نقد و بررسی ـ به مثنوی
«سال بعد ، سال بد» سروده ی جناب مهرداد نصرتی (مهرشاعر) دارم.
جناب «مهرداد نصرتی» علی رغم نام دهان پرکن و شهرتی که در دنیای شعر و شاعری بدان دست یافته اند ، شاعری موفق نیستند ؛ گیرم که در شقوق شعر طبع آزمایی کرده باشند ، به نقد و بررسی شعر دیگران پرداخته باشند و حتی دیوان شعر شاعر گمنام مشهدی «ملا محمدقاسم مشهدی» متخلّص به «دیوانه» را که از نازک اندیشان سبک هندی در قرن یازدهم هجری قمری بوده است ، پس از تصحیح و تنقیح چاپ و منتشر کرده باشند.البته کمین «دیوان دیوانه» را که جناب نصرتی منتشر کرده اند ندیده ام و صرفآ تبلیغ پیرامون آن را قبل و بعد از انتشار در ستون «حیات خلوت» سایت معظم خودمان دیده ام و با شناختی که از شاعری جناب نصرتی دارم گمان نمی کنم که حضرتشان به خوبی از پس کار برآمده و مرحوم دیوانه ی مشهدی را روانشاد کرده باشند!...
*و اما مثنوی جناب نصرتی:
شاعر ارجمند در بیت نخست ، «دعای تحویل سال» را «دعای مقلّب» نامگذاری کرده و خوانش آن را به اطلاع مخاطب رسانده اند.به نظرم اشکالی ندارد که شاعر از دعای مذکور به عنوان «دعای مقلّب» اسم برده باشند.کمین هم در یک رباعی به مناسبت ماه رجب از دعای متواتری که در تعقیبات همه ی نمازهای واجب این ماه خوانده می شود با عنوان «یامن ارجوه» یاد کرده ام و می گویم:
یارب به دعای «یامن ارجوه» رجب....بیت نخست مثنوی اگرچه قابل قبول است اما برخوردار از حسن نیست که از آن به عنوان «حسن مطلع» یاد شود.در مصراع دوم از بیت دوم کلمه ی «خدایا» حشو است ؛ چون شاعر در مصراع اول با ذکر «یا مقلّب ، یا محوّل ، یامدبّر » ، حضرت حق جلّ وعلی را مخاطب قرار داده اند ، پس دیگر به ذکر «خدایا» نیازی نیست.البته درست تر این بود که ایشان در مصراع اول «یا محوّل» را آخر و قبل از «چاره کن» قرار می دادند که بدین نحو ترتیب و نظم دعا حفظ می شد.خلّص کلام این که شاعر می توانستند به جای «خدایا» کلمه ای دیگر بگذارند و دستشان باز بود.مثلآ می گفتند: «بندهای رنج مردم را زحکمت پاره کن» ، یا هر چیز دیگر.در مصراع اول بیت سوم حضرت شاعر به جای «مردمم» می توانستند از «مردمان» یا «مرد و زن» استفاده کنند.این که می گویند «مردمم» اگر به معنای «مردم من» باشد که مفاخره ی جالبی نیست ؛ چون «مردم» مثل «وطن» نیست که آن را «وطنم» خطاب می کنیم.بله؛ اگر شاعر مدعی العموم یا بالاتر از آن «رهبر» مردم بودند، اشکالی نداشت که بگویند «مردمم».و اما اگر «مردمم» را به معنای «مردم هم» آورده باشند باز جالب نمی نماید.علی ایّ حال در بیت سوم شاعر اشاره ای به آیه ی مبارکه ی قرآن ـ انّ مع العسر یسری فانّ مع العسر یسری ـ دارند و به نحوی ترجمه ی آن را آورده اند که چندان چنگی به دل نمی زند.در مصراع دوم بیت چهارم شاعر می توانستند با آوردن «در انظار» به جای «پیش رو چه» به وزانت و سلاست بیت کمک کنند.مصراع دوم بیت پنجم هم دست کمی از مصراع دوم بیت چهارم ندارد.اولآ شاعر می توانستند از «ماضی» به جای «قبلی» استفاده کنند ، ثانیآ لازم بود کلمه ی «اگر» را قبل یا بعد از«باشد» بگذارند:یادتان باشد اگر ، اگر یادتان باشد....و البته بایستی مصراع را موزون می آوردند.در بیت ششم ـ که مصراع دومش سراسر اشکال و ناهمواری است ـ حضرت شاعر پیشگویی فرموده اند و برای سال جاری ـ که دیگر نمی شود آن را آینده نامید ؛ چه روزهاست که آمده است ـ تفأّل شوم و بد زده اند که خوب بود چنین نمی کردند و آرزو می نمودند که سال 97 سالی ورای سال گذشته باشد.پیشگویی شاعر در بیت هفتم هم استمراری ناپسند دارد و ایشان برای مردم و حکام سال سختی پیش بینی کرده اند و اگر حضرتشان را متعهد نمی دانستم می گفتم:سال سختی آرزو کرده اند!در مصراع دوم این بیت «کشاکش» و «سرنوشت محکم» محلی از اعراب مقبولیت ، لفظآ و معنآ ندارد.ما می توانیم در لفظ ـ ونه خدای نکرده در معنا ـ از «سرنوشت محتوم» بگوییم ، اما «سرنوشت محکم»؟ لا یتچسّب بانواع الچُسوب!!بیت هشتم هم دست کمی از بیت قبلی ندارد چون از «رسیدن رقص خر دجال» می گوید ونه «رسیدن خر دجال با رقص».مصراع اول بیت نهم هم قابل قبول است و هم از حیث معنوی مقبول ؛ اما در مصراع دوم همین بیت گویی شاعر ارجمند ابتدا «کم» را به عنوان قافیه آورده اند که معنآ درست است و چون پی برده اند که «کم» مفتوح الکاف با «تهاجم» مضموم الجیم نمی تواند همقافیه باشد به ناچار و بی توجه به معنا از «گم» استفاده کرده اند.به تعبیری صحیح بودن قافیه را به صحیح بودن معنای مصراع ترجیح داده اند.بیت دهم مثنوی از ابیات پراشکال شعر است.اولآ در مصراع اولش یک «این»حشو دارد ؛ ثانیآ در مصراع دومش قافیه را «دلمشغولی» آورده اند که به هیچ وجه با «مستولی» همقافیه نیست ؛ مگر این که شاعر ، مسبوق به سابقه بودن قوافی ای چنین بخصوص در شعر قدما و بالاخص در شعر مولانا را جار بزنند که فرضآ اگر هم کلمه ای چون «مستولی» با «مشغولی» درشعر اسلاف فقید سعید همقافیه شده باشد ، جوازی معتبر برای تکرار آن در دست نداریم.در بیت یازدهم و در مصراع اول حضرت شاعر از وزن خارج شده اند آن هم بواسطه ی ملفوظ نبودن حرف «ع» از «عقل» جلوی «نیستیم».یعنی اینکه در مصراع اول «نیستیم عقل» ، «نیستیمَقل» تلفظ می شود که اشکال و اشتباه بارزی است.در بیت دوازدهم ـ مصراع دوم ـ شاعر تلمیحآ از آیه ی هشتم سوره ی مبارکه ی مائده استفاده فرموده اند که از حیث معنا درست از آن استفاده نشده است.البته «شنئان» در تایپ هم «شنان» شده که این یکی قابل غمض عین است.در بیت سیزدهم شاعر از بد کردن عده ای به نام دین در کشورمان می گویند که ان شاءالله سمت نگاهشان به حقوق بگیران نجومی و مفسدان اقتصادی و حامیان دم کلفت آنهاست....دوسه بیت بقیه نیز از هر جهت که بنگریم دست کمی از ابیات قبلی مثنوی ندارد ؛ بخصوص که در بیت مقطع بواسطه ی استفاده از کلمه ی «ول» حضرت شاعر نه تنها به حسن مقطع نیفزوده اند که کلّی هم از وجاهت شعری آن کاسته اند....
من برای جناب نصرتی آرزوی موفقیت در همه ی زمینه ها بخصوص شعر و شاعری دارم و امیدوارم از صراحت لهجه ی کمین نرنجیده باشند.
نعوذ بالله من زلل والخطیئه.
عباس خوش عمل کاشانی (عصر ششمین روز از فروردین 97 ، تنها نشسته در خانه)!
مهرداد نصرتی مهرشاعر
1397/2/17 در ساعت : 20:55:10
سلام علیکم جناب عباس آقای خوش عمل کاشانی. حسن نظر شما و حفظ بی طرفی تان در نقد شعر از همان سطرهای نخستین آشکار بود. حالا بنده هیچ، {از دوست هرچه رسد نیکوست}، ولی آن شاعر مشهدی، بنده خدا گناه دارد. او شاگرد مستقیم صائب تبریزی و استاد بیدل دهلوی، حلقه واسط این دو شاعر نام آور است. در مقدمه دیوان هم عرض کرده ام چون بزرگان در حق این بنده خدا کوتاهی کرده اند، شاگرد احقر بزرگان ورود کرد تا لااقل زمینه ای باشد برای بذل عنایت اساتید. در مورد شما هم دعای خیر بنده همواره با شما و همه خدمتگزاران ادب فارسی است، {ولو آنکه عشق یکطرفه موجب دردسر باشد}. خداوند انشاء الله شما و بنده و همه ما را از شر نفسمان نجات دهد که نفس به بدی امر میکند مگر آنکه خدا رحم کند. یا علی. مهرداد نصرتی
مهرداد نصرتی مهرشاعر
1397/2/17 در ساعت : 20:59:15
سلام علیکم جناب عباس آقای خوش عمل کاشانی. حسن نظر شما و حفظ بی طرفی تان در نقد شعر از همان سطرهای نخستین آشکار بود. حالا بنده هیچ، {از دوست هرچه رسد نیکوست}، ولی آن شاعر مشهدی، بنده خدا گناه دارد. او شاگرد مستقیم صائب تبریزی و استاد بیدل دهلوی، حلقه واسط این دو شاعر نام آور است. در مقدمه دیوان هم عرض کرده ام چون بزرگان در حق این بنده خدا کوتاهی کرده اند، شاگرد احقر بزرگان ورود کرد تا لااقل زمینه ای باشد برای بذل عنایت اساتید. در مورد شما هم دعای خیر بنده همواره با شما و همه خدمتگزاران ادب فارسی است، {ولو آنکه عشق یکطرفه موجب دردسر باشد}. خداوند انشاء الله شما و بنده و همه ما را از شر نفسمان نجات دهد که نفس به بدی امر میکند مگر آنکه خدا رحم کند. یا علی. مهرداد نصرتی
بازدید امروز : 18,113 | بازدید دیروز : 29,898 | بازدید کل : 113,259,826
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی