ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود/ من براین باورم، پس از سرودن شعر و پخش آن، شعرازمخاطب است یعنی خوانش و نظر خواننده ی شعر مهم اس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - ابتدا عذرخواهی میکنم و بعنوان خواننده ی این شعر به ظاهر عاشقانه برداشتی را که د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما . - بیتهای ششم و نهم در محتوا و پیا م مشابهند . یکی از این دو را در صورت صل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین شادمهر
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



قصیده ی مادرم زهرا سلام الله علیها
 
قصیده ی مادرم زهرا سلام الله علیها
سید احمد حسینی (شهریار) اهل کشور پاکستان

بگیر کلکِ درختان را، بگیر جوهرِ دریا را
بنامِ حضرتِ حق بنویس صفاتِ حضرتِ زهرا را

صفاتِ نورِ ازل انشاء، صفاتِ حورِ بشر سیما
صفاتِ سادگیِ مطلق، صفاتِ عمقِ معما را

صفاتِ معجزه ی داور، صفاتِ عصمتِ پیغمبر
صفاتِ آینه ی حیدر، صفات نورِ هویدا را

به رنگ زار خیالِ تو همیشه دامنِ گل خالی است
ز بوی منعِ پرافشانی صدای بلبلِ شیدا را

و ذره ذره ی درگاهت که باغِ رویش آینه است
گرفته است به حیرانی ز دیده اذنِ تماشا را

به آتشِ نفسم! عمریست که خاکِ سوخته ام قمری است
که نقشِ پای کدامین سرو شده است طوقِ گلو ما را؟

محمد و علی و آل اش خدای فاطمه را خواندند
خدای آن شرف الابناء، خدای ام ابیها را

خدا کسیست که از زهرا، هزار معجزه می سازد
به طور مظهرِ حق دیدند به نیل، ناجیِ موسا را

رخِ تو مصدرِ والشمس است، و چشمِ تو بدل از واللیل
کنارِ مهر تماشا کن فصاحتِ شبِ یلدا را

خدیجه، آسیه و مریم؛ چه شرح هاست، ولی عالم
به لطفِ چادرِ تو فهمید دلیلِ عصمتِ حوا را

و آیه آیه در این قرآن زلالِ نامِ تو جاری شد
و دید دیده ی شبنم زار میانِ آینه دریا را

و در حوالیی یاسین دید و در جوانبِ طاها یافت
فروغِ دیده ی یاسین را، و پاره ی تنِ طاها را

و در حدیثِ کسا دیدم، هنوز فاطمه در بر داشت
نبی، ولی و امامش را چنانکه کل همه اجزا را

نه غیرِ خلق که انسانند، ائمه غیب نمیدانند
مگر ز مصحفِ تو خوانند حدیثِ رفته و فردا را

اراده کرد پشیمانی بزرگِ دسته ی نجرانی
وگرنه زیروزبر میدید تمامِ عالمِ اشیاء را

یهود و گرتو نصارا ای، بیا به خانه ی زهرا بین
جلاگرِ یدِ بیضا را، شفا دهِ دمِ عیسا را

گلِ محمدیش زیباست، بهشتِ اهلِ زمین اینجاست
صبا ز خانه ی تو آورد خبر ز عالمِ بالا را

چه فاطمه، چه علی، هر دو، به فیضِ حضرتِ حق دیدند
به "راکعون" و به "اعطینا" جمالِ همدم و همتا را

قداستِ شبِ قدر از تو، جلالِ خیبر و بدر از تو
تو شانِ آیه ی تطهیری، شهامتی دلِ مولا را

محیطِ خانه ی مولا... نه! که قلبِ پاکِ علی را نیز
چراغِ عشقِ تو روشن کرد چو مهروماه که دنیا را

و بر ظروفِ سفالینت دعای خیر بشر حک بود
و داشت کاسه ی چوبینت شکوهِ شاخه طوبی را

ازل ابد همه پیدا بود میانِ سجده ی طولانیت
و سجده گاهِ تو حس میکرد جلالِ عرش معلی را

اگرچه رفت ز دنیا زود کنارِ فاطمه هم می بود
هنوز آمنه می فهمید دلیلِ امِ ابیها را

اباذریم و نه سلمانیم، بجز تو هیچ نمیدانیم
کجا رویم کجا گر تو برانی از درِ خود ما را

در این دیار غربیم من، و در هوای تو بیش از پیش
تو ای غریبِ دیارِ خویش بخوان بخوان منِ تنها را

من از اهالی مظلومی، من از دیار غم و رنجم
من از قبیله ی واویلا، ز ملکِ شیشه ی بر خارا

مرا بخوان به صدایی که پر از تمازت و دلگرمی است
به آن صدا که تو میخواندی حسین و زینبِ کبری را

در آرزوی بقیعِ تو مدینه ی دل من تنگ است
مرا بخوان و عطایم کن شروعِ تازه ی صحرا را

گدای خانه ی زهرا را مقام و منزلتی باشد
که شهریار و مَلَک دیدند گدای خانه ی زهرا را

خدا کند که دگر باره به یادِ چشمِ تو اندازد
مرا کلامِ خموشی رنگ و این سکوتِ سخن آرا
کلمات کلیدی این مطلب :  پاکستان ، احمد شهریار ، قصیده ، زهرا س ، سفالین ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1394/1/21 در ساعت : 0:49:26   |  تعداد مشاهده این شعر :  945


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

پروین برهان شهرضایی
1394/1/21 در ساعت : 23:8:4
سلام اقای حسینی .عالی بود.قبول درگاه شان انشا ا.../
موفق و سربلند باشید
سید احمد حسینی (شهریار)
1394/1/24 در ساعت : 1:2:22
سلام. سپاسگزارم بانو. یا زهرا س
مرضیه عاطفی
1394/1/24 در ساعت : 0:34:29
سلام بر شما و احسنت بر این شعر پرشور و معرفتی
انشاءالله همواره در مسیر اهل بیت(ع) باشید.
یاعلی(ع)
سید احمد حسینی (شهریار)
1394/1/24 در ساعت : 1:6:1
سلام. شما لطف دارید. سپاسگزارم
محمد حسین انصاری نژاد
1394/1/28 در ساعت : 1:16:26
سلام برادر.
بسیارزیباست.
دست مریزاد.
بازدید امروز : 25,078 | بازدید دیروز : 14,215 | بازدید کل : 120,371,470
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی