ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بابا جون رفتگر
آقاجون رفتگر:

اتل متل یه بابا
یه بابای فدا کار
یه مرد خوب وپرکار
صبح های زود که خوابیم
مثل ماهی توآبیم
برای مردمی ها
به رسم زندگی ها
یه یا علی بیرونه
نام خدا خندونه
بابای من یه مَرده
زندگیش ام نبرده
این بابای مهربون
رفتگر،تو میدون
خش خش صبح ومردی
خوبی ودر نبردی
یه روز صبح خروس خون
مشغول کار بیرون
یه کیف دیدش تومیدون
زل زد به اون مهربون
کیف برداش نگاه کرد
یه کار سخت به راه کرد
یه کیف نگو که بانکه
درجنگ مثل تانکه
یه عالمه جواهر
دنیا شده ظاهر
بابای خوب مَردم
الهی من بگردم
با اینکه بی خونه ایم
دربند صابخونه ایم
با اینکه اون مریضه
زحمتکشه عزیزه
با این همه حال زار
شیطون وکرده اون خوار
توکیفش ام یه آدرس
یه راه خوب ودسترس
خوشحال شدو زود دوید
صاحب کیف اون دید
کیف دادش مهربون
به صاحب از دل وجون
هنوز تومردی وداد
خش خش جارو ش میاد
با بام چه خوب ومَرده
با شیطون درونش دائم در نبرده
اون همیشه پیروزه
حمد خدا به روزه
 
 
کلمات کلیدی این مطلب :  مرد،مهربان،نبرد ،

موضوعات :  کودکانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/8/4 در ساعت : 15:21:19   |  تعداد مشاهده این شعر :  61


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 6,301 | بازدید دیروز : 39,819 | بازدید کل : 125,829,534
logo-samandehi