ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کجایی ای فراموشی تو هم کردی فراموشم


نه پلکی می زند عقلم، نه راهی می رود هوشم



چراغ خسته ای در انتهای شهر خاموشم



شبیه گنگ حیرانم، همین اندازه می دانم



نه هشیارم، نه سرمستم، نه بیدارم، نه مدهوشم



به دوشم بار شبهایی و روزانی ست پر حسرت



یکی این کوزه های کهنه را بردارد از دوشم



به چشمم نیش و نوش این جهان فرقی ندارد هیچ



نه عسرت می زند نیشم، نه عشرت می دهد نوشم



سکوتستان فریاد است هر سطر غزل هایم



اشارت های پنهانم،  قیامت های خاموشم



نصیحت های واعظ را لبی تر می کنم امشب



به قدر آتش روز قیامت باده می نوشم



به یاران اعتمادی نیست از خاطر اگر رفتم



کجایی ای فراموشی تو هم کردی فراموشم



بیا ای آفتاب مطمئن، خورشید پنهانی



که دست تو گره وا می کند از فکر مغشوشم



                    فروردین ماه 1391



  


کلمات کلیدی این مطلب :  کجایی ، ای ، فراموشی ، تو ، هم ، کردی ، فراموشم ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1391/1/23 در ساعت : 23:12:33   |  تعداد مشاهده این شعر :  2931


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکبر نبوی
1391/1/24 در ساعت : 0:18:10
درود بر حضرت قزوه ی عزیز
بسیار عالی و سرشار از دلتنگی های ناب و سرمستی های رندانه.
آفتاب عزت تان بلند باد.
محمد توحیدی چافی
1391/1/24 در ساعت : 0:39:30
سلام... قزوه شاعر را شعر چنين بايد!
زهرا شعبانی
1391/1/24 در ساعت : 2:15:2
سلام استاد قزوه گرامی بسیار زیبا بود همانگونه که انتظار می رفت سربلند باشید
مصطفی پورکریمی
1391/1/24 در ساعت : 2:18:53
سلام جناب دکتر قزوه ی گرامی

سکوتستان فریاد است هر سطر غزل هایم


اشارت های پنهانم، قیامت های خاموشم


نصیحت های واعظ را لبی تر می کنم امشب


به قدر آتش روز قیامت باده می نوشم

جناب استاد این غزل آنقدر زیبایی و بداعت دارد که من دعا می کنم که فراموشی همچنان فراموشتان کند تا این چشمه های هنر و عرفان و جکمت همچنان جاری باشد و دل دوستان مشتاق را شاد و گرم کند . موفق و مؤید باشید
علی رضا آیت اللهی
1391/1/24 در ساعت : 4:11:14
سلام استاد
حكايتي است...
روايتي است...
و بنده هم محظوظ
« كجائي اي فراموشي ، تو هم كردي فراموشم »
حسین سنگری
1391/1/24 در ساعت : 4:26:19
سلام بر شما استاد قزوه گرامی بسیار بسیار بسیار زیبا... همین؛ برقرار باشید
ناصر عرفانیان
1391/1/24 در ساعت : 6:17:22
باسلام وعرض ارادت جناب استاد قزوه گرامی ودرود بر طبع وذهن هوشمندانه وروان عارفانه شما که غزل چنین زیبا واستوار وپر از احساس شاعرانگی به این خوبی پرورش و به محضر حضور
وجاودانگی رسانده است درود

قلمتان پر بار وتوفیقتان روز افزون باد
زهرا شعبانی
1391/1/24 در ساعت : 6:42:31
سلام مجدد استاد غزلی با عنوان نذر پیامبر مهربانی روانه سایت کرده ام بسیار مشتاقم از نظرات ارزشمند شما بهره مند شوم در پناه حق
محمدرضا درانی نژاد
1391/1/24 در ساعت : 12:0:6
یکی این کوزه های کهنه را بردارد از دوشم
سلام بر استاد قزوه شعر زیبایتان را خواندم


سید علمدار ابوطالبی نژاد
1391/1/24 در ساعت : 15:33:34
سلام استاد قزوه عزیز وارجمند
هرچند شعرشما بی نیاز از اظهار نظر چون حقیریست اما انسان دلش نمی آید سرمست شود وابرازنکند
عارفانه ای بسیارزیبا و شورانگیز وسرشاراز نکته های حکمی بود .استفاده بسیارکردم
چه نشئه گی می دهدبه خواننده این اشعارشما
سربلندیتان آرزوست
زهرا آراسته نیا
1391/1/24 در ساعت : 22:27:5
سلام . جناب استاد ... میشه لطف کنید و از فونت دیگه ای یا سایز قلم دیبزرگتری برای درج مطالبتون استفاده کنید؟ واقعا خوندنشون مشکله ... تشکر
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1391/1/24 در ساعت : 22:56:23
سلام و عرض ارادت
شیوا ، شور انگیز ، زیبا و دلنشین بود ، شاعرانگیتان مستدام و اجرتان با حضرت صاحب الامر (عج)
ابراهیم حاج محمدی
1391/1/25 در ساعت : 10:21:8
سلام بر استاد عزیز جناب قزوه بسیار زیبا و شوورانگیز و دلنشین سروده اید . با بیانی معیار و محکم و استوار . لذت بردم و استفاده کردم .
عنایت شیخی
1391/1/25 در ساعت : 11:22:18
باسلام؛خیلی عالی بود استاد؛دست مریزاد.
علی‌رضا دل‌خوش
1391/1/25 در ساعت : 12:49:36
جناب قزوه، خيلي دوست دارم بدانم چه دردي باعث مي شود تا اينگونه هنرمندانه از قلمتان غزل بطراود.
با اينكه در حد درك همه فرازهاي نفيسه تان نيستم ولي همي دانم كه مدهوشم، كه مدهوشم.
راشین گوهرشاهی
1391/1/25 در ساعت : 13:34:28
به یاران اعتمادی نیست...از خاطر اگر رفتم...
استاد مگر می شود فقط گفت زیباست و گذشت؟...این مصرع را می گویم!خودش یک دیوان بود.
___________________________________________


مجتبی اصغری فرزقی
1391/1/25 در ساعت : 20:26:2
لذت بردم از خواندم غزلتان استاد
بازدید امروز : 5,262 | بازدید دیروز : 28,074 | بازدید کل : 131,107,393
logo-samandehi