ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کاش
پیشترها که میان باغ ما آفت نبود. اختلاف ریزش و رویش به این نسبت نبود. باغ می خندید و گل شاداب وبلبل نغمه خوان. سرو آزاده نصیبش این همه عزلت نبود. چلچله در وصف گل می خواند روی شاخه ها. دورگل چرخیدن پروانه بی علت نبود. سیرت گل در غزل های بدیع مرغ عشق. منفک از زیبایی پر جذبه ی صورت نبود. باغبان مهربان پرچین نمی زد دور باغ. غرس دلسوزانه با انگیزه ی اجرت نبود. بامداد آغاز می شد با تکاپوی نسیم. باغ جولانگاه خواب وغفلت و نخوت نبود. گوش ها پر می شد از آواز کبک و سینه سرخ. رد پای بوف نامیمون دراین ساحت نبود. گاه می افتاد برگ زردی ازشاخ درخت. اصله های خشک افزون باعث حسرت نبود. دره را می برد تا قله بلوط بردبار. گرچه فتح قاف حیرت زای آن راحت نبود. کاش آفت ریشه کن می شد به دست باغبان. تا همیشه هیچ اندوهی از این بابت نبود. محمدعلی ساکی‌‌
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1399/8/10 در ساعت : 20:4:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  102


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 20,136 | بازدید دیروز : 38,555 | بازدید کل : 127,331,035
logo-samandehi