ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام جناب صالحی - بین روانی و زیبایی تفاوت هست، جسارتاً روانی این مصراع ربطی به زیبایی فرضی آن ندا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سنگر
سنگر
سنگرم کوه و تمام دشت ایوان من است
مادر و خواهر به وقت جنگ گریان من است
من که عادت کرده‌ام با این محیط جنگ‌جو
تیغ بُرّان و زبان همراهِ میدان من است
«سر دهم سنگر ولی نه» ذکر هر وقتم بود
طوطیِ محبوسْ هرجایی غزل‌خوان من است
من که از نوکِ تفنگ و تیغ نانی خورده‌ام
ترْ به خون قاتلان در هر زمان نان من است
راستی جان دادن ملت گران آید مرا
یک سپر اندر بلایا بهر او جان من است
گر بود لازم برای میهنم سر می‌دهم
اینکه می‌گویم برایت از دل و جان من است
ذره ذره آب خواهم ساخت جان خویشتن
چون که صاحبْ اختیارم خاک افغان من است
درد خود را هیچ ناوَرد او به روی خویشتن
در جهان نام و نشانش شوکت و شٰان من است
سفره‌ی من خالی گر باشد ز بهرش، نیست عار
این چنینم روز و شب میثاق و پیمان من است
هرچه گفتم جمله‌ اندر مصرعِ کوته بدان
خاک میهن توتیای هر دو چشمان من است
احمدی
هرات - عقرب/آبان ۹۹
کلمات کلیدی این مطلب :  سنگر ، وطن ، میهن ، جان ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1399/8/7 در ساعت : 11:42:44   |  تعداد مشاهده این شعر :  67


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 316 | بازدید دیروز : 35,697 | بازدید کل : 125,899,407
logo-samandehi