ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
سلام برشاعر گرامی - جناب بحرانی بزرگوار - زیبا و دلنشین... - فقط یک سوال - آوردن همیشه وزن ر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سر سَمتِ دل جُفتن فقط عشق است

ایمان نداری، در خودت انگار، یک روز همچون گُل شکفتن را
باید بشوئی دست پس از جان، باور کنی در قبر خُفتن را

باید ببالد تن به جان وقتی ، روح، آتشین از عشق سرشار است
می پروراند عاشقی _هرگز_ آیا فقط با خُرّ و پُف تن را؟
 
شاداب جان خواهی اگر باشی با عشق بسم الله، پَر بُگشا
اوّل ولی باید بیاموزی اسرار جان در دل نهفتن را

جانت شود تا بهره مند از عشق، خواهی شود بختت بلند از عشق
پرواز کن بی چون و چند از عشق، همّت کن از دل، غیر، رُفتن را

با عشق تا خورشید وش باشی، سرشار باید از عطش باشی
چون غنچه با تصمیمِ گل گشتن، از سر به در کن عزمِ خفتن را

تا از جنون سر در نیاوردی، بیهوده دم هرگز نزن از عشق 
حظ می بَرَد مجنون فقط، مجنون، اسرارِ عشق از دل شنفتن را

سَر سَمتِ دل جُفتن* فقط عشق است، لا غیر، پس در خود مُسَجّل کن
مانند مجنون بی خیال،  آسان، دل سمت سَر هرگز نَجُفتن را 

بیدار دل تر کیست از عاشق؟ بختت مساعد کرد اگر دلدار
با طیب خاطر رو غنیمت دان با تیر عشقش سینه سُفتن را

محوِ خیالِ رویِ دلداری؟ پس غیر از او نَنیوش چیزی، هان
تیزی نَبَخشی هیچ گوشت را، از غیرِ او چیزی شِنُفتن را 

عُریان تر از آئینه ها باید، حق با زبانِ بی زبانی گفت
بی عشق کی عریان بیاموزی آئینه سان آیینِ گفتن را

@@@@@@@@

* جفتن . [ ج ُ ت َ ] (مص ) خم شدن . مایل شدن .

کلمات کلیدی این مطلب :  شکفتن ، قبر ، بسم الله ، جُفتن ، ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/3/27 در ساعت : 22:46:37   |  تعداد مشاهده این شعر :  104


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

مهرداد
1400/3/29 در ساعت : 15:28:53
سلام بر استاد گرامی.بسیار جاندار و پرمایه بود.سرفراز باشید
ابراهیم حاج محمدی
1400/3/29 در ساعت : 17:6:20
سلام دوست عزیز . بسیار سپاسگزارم . شاداب باشید
بازدید امروز : 14,721 | بازدید دیروز : 29,351 | بازدید کل : 133,416,345
logo-samandehi