ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«مبادا که غافل شویم»
«مبادا که غافل شویم»
 
رهاکن خودت را از این قیدو بند
به پرواز در آسمان، دل ببند!
 
بگو آن چه شایسته ی جان توست
غزل های روشن ، رها، دلپسند!
 
غزل های سرشار از آفتاب
 دل انگیزتر از بهار، ازپرند
 
دراندیشه ی مردم خویش باش
که هستند این روزها پرگزند
 
از اندوه این شهر، حرفی بزن
از احوال این  مردمِ دردمند !
 
کمی هم ازاین خشکسالی بگو
از این رنج و این روزگار نژند!
 
هواخواه باران و آیینه باش
ببینی مگر برلبی نوشخند !
 
دو خط هم از احوال ایران بگو 
 و از ظلم ضحاک پرمکر و فند
 
به جان تهمتن درودی فرست
بگو پهلوانا، بتازان  نوند !
 
از آن مرد و آن تیر افسانه ای
 از آرش بگو از کمان و کمند!
 
نکو دار  نامِ بزرگان خویش
فرست آفرینی به سالار زَند!
 
دعا کن به فرهاد در بیستون
که شیرین شود روزگارش چو قند
 
دو مصرع از اروند و کارون بگو
از احساسِ هامون و از هیرمند
 
بگو از دنا، از دماوند کوه
 از البرز، از زاگرس، از سهند!
 
مبادا مبادا که غافل شویم
ازایران  ازاین کشور سربلند!
 
کلمات کلیدی این مطلب :  قید ، رها ، خشکسالی ، ضحاک ، سالارزند ، ایران ، دماوند ، بیستون ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/6/25 در ساعت : 12:39:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  135


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1399/7/3 در ساعت : 20:8:58
دو خط هم از احوال ایران بگو
و از ظلم ضحاک پرمکر و فند
به جان تهمتن درودی فرست
بگو پهلوانا، بتازان نوند !
مبادا مبادا که غافل شویم
ازایران ازاین کشور سربلند!
هزاران درود
بازدید امروز : 37,181 | بازدید دیروز : 38,354 | بازدید کل : 124,214,148
logo-samandehi