ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام جناب صالحی - بین روانی و زیبایی تفاوت هست، جسارتاً روانی این مصراع ربطی به زیبایی فرضی آن ندا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ماهی نقره ای ماه
ماهی      نقره ای     ماه   به قلاب    افتاد 
فکر  خواب  از   سر  آئینه  مهتاب    افتاد
 
رفته  بودی بزنی  تن به تن  چشمه  صبح
دهن   برکه  در آغوش    تنت  آب   افتاد 
 
موج    گیسوی   تو  بر گستره آب  نشست 
دل   طوفان زده   در  ورطه  گرداب  افتاد 
 
چشمه تب کرد، تن سرد زمین گل انداخت
شعله  عشق   به   جان  دل  بی تاب  افتاد 
 
رد باران به رگ شیشه ای قاب دوید
عطش شوق به جان شب مرداب افتاد 
 
یک قدم مانده به خورشید هوا ابری شد 
موج موج آینه در بستر سیلاب افتاد
 
                           #محمد_رضا_کاکایی
کلمات کلیدی این مطلب :  ماه ، نقره ای ، ماهی ، قلاب ، برکه ، عشق ، گرداب ، طوفان ، قاب ، رگ ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/11/2 در ساعت : 22:4:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  286


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

سینا شهیدا
1398/11/11 در ساعت : 23:37:40
سلام بر این همه زیبایی و ذوق. پیشنهاد من این است برای روان تر شدن مصرع: چشمه تب کرد ، گل انداخت تن سرد زمین.
محمدرضا کاکائی
1398/11/17 در ساعت : 20:16:54
سپاسگزار از نظر خوبتون ، انشاالله در نسخه چاپی تغییرات انجام خواهد شد.
هدايت كارگر
1398/11/20 در ساعت : 7:38:54
چه روان و دست به نقد
دست مريزاد!
رفته بودی بزنی تن به تن چشمه صبح
دهن برکه در آغوش تنت آب افتاد
محمدرضا کاکائی
1398/11/21 در ساعت : 22:59:43
سپاسگزارم
اکرم بهرامچی
1399/1/2 در ساعت : 7:50:30
موج گیسوی تو بر گستره آب نشست
دل طوفان زده در ورطه گرداب افتاد

خیلی عالی بود
محمدرضا کاکائی
1399/2/7 در ساعت : 1:48:6
سپاسگزارم بانو
بازدید امروز : 18,655 | بازدید دیروز : 37,531 | بازدید کل : 125,955,277
logo-samandehi