ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«سرآغازآفتاب»
«سر آغاز آفتاب»
 
روزی بهار سرزده از راه می رسد
این باغ را دوباره  هوا خواه می رسد
 
گل های باغ  پیرهنت باز می شوند
اردیبهشت، خوش خبر از راه می رسد
 
دجّال های پیر از این شهر می روند
نوبت به آب و آینه و ماه می رسد
 
آری، به رغم میل تمام شغاد ها
هنگامه ی رها شدن از چاه می رسد
 
چیزی نمانده است به آغاز آفتاب
پایانِ کارِ این غمِ جانکاه می رسد !
 
دارد امید در دل من شعله می کشد
انگار در سیاهی شب ماه می رسد
 
از سمت بیستون  خبری خوش می آورند
فرهاد، تندرست و دل آگاه  می رسد!
 
من خواب ورقه را، دوسه شب پیش، دیده ام
من خواب دیده ام که به گلشاه می رسد...
 
این روزها هوای تورا پرسه می زنم
این روزها که شعر  هر از گاه می رسد
 
در این فصول، حال مرا بیشتر بپرس
حال کسی که خسته به درگاه می رسد!
کلمات کلیدی این مطلب :  بهار ، دجال ، امید ، شعله ، بیستون ، ورقه ، گلشاه ،


   تاریخ ارسال  :   1397/10/13 در ساعت : 9:47:18   |  تعداد مشاهده این شعر :  917


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 8,092 | بازدید دیروز : 32,298 | بازدید کل : 128,865,798
logo-samandehi