ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سخت سوختم
در شعله های عشق غریبانه سوختم
عمری به پای دوست، نه بیگانه! سوختم
 
یک چند در حوالیِ من پرسه زد ولی
عمری چو شمع در غمِ پروانه سوختم
 
آوار کرده داغِ غمش خانه ی مرا
آواره در حرارتِ ویرانه سوختم
 
در آسمانِ عقل شد آزاد مرغِ عشق
اما در این قفس منِ دیوانه سوختم
 
سنگِ صبورِ کوهِ غمم بود شانه اش
شد ذوب و در شراره ی آن شانه سوختم
 
سخت است سخت سوختن و ساختن ولی
در سوزِ عشق ماندم و جانانه سوختم
 
گفتند مرد گریه نباید کند. قبول!
عمری به پای دوست چه مردانه سوختم!
 
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
کلمات کلیدی این مطلب :  حسین ، احسانی فر ، رهای لنگرودی ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1397/9/15 در ساعت : 22:40:41   |  تعداد مشاهده این شعر :  513


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حنظله ربانی
1397/9/17 در ساعت : 8:51:19
درود بر شما حسین آقای عزیز
گفتند مرد گریه نباید کند. قبول!
عمری به پای دوست چه مردانه سوختم!
عالی بود برادر !
حسین احسانی فر
1397/9/19 در ساعت : 23:2:51
درود بر برادر عزیزم
به دیده لطف خواندی .
سپاس از الطاف همیشگی ات
بازدید امروز : 10,029 | بازدید دیروز : 30,241 | بازدید کل : 130,232,632
logo-samandehi