ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



قصیده گل پرپر
این کیست سوی معرکه جنگاور آمده؟
این کیست در شمایلِ پیغمبر آمده؟
 
این کیست از چکاچکِ شمشیرِ تیزِ او
آوای ذوالفقار به میدان در آمده؟
 
در آسمانِ تیره و پستِ معاندان...
این کیست مثلِ صاعقه و تندر آمده؟
 
سردارِ سرفرازِ سپاهِ حسین هست
آری! علیست اینکه چنین با سر آمده
 
غرّید شیرِ بیشه ی زهرا و از هراس..
گفتند بز دلان نکند حیدر آمده!
 
غرقه درون ذاتِ خدا . گفت در رجز:
((دشمن بترس! چون علیِ اکبر آمده))
 
((قد قامتِ)) مٶذّن و این قدّ و قامتش
کرده قیامتی که گمان محشر آمده
 
این هیبتِ غیور برای حفاظت از...
خلخال و گوشوار و سر و معجر آمده
 
٭٭٭
بر قلبِ تارِ خصم زد و تار و مار کرد
دشمن خیال کرد که یک لشگر آمده
 
ناگه پدر شنید که آوایی از دلِ...
شمشیر و تیر و نیزه و خنجر بر آمده:
 
((بابا سلام!وقتِ خداحافظی رسید
بر بسترم پیامبر و مادر آمده))
 
دیدند دشمنان که پدر سوی اکبرش
با زانوانِ بی رمق و مضطر آمده
 
ناگاه در عبای جوانانِ هاشمی
دیدند اهلِ خیمه گلی پرپر آمده
 
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی )
کلمات کلیدی این مطلب :  حسین ، احسانی فر ، رهای لنگرودی ،

موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/7/7 در ساعت : 18:40:34   |  تعداد مشاهده این شعر :  750


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حسین شادمهر
1397/7/7 در ساعت : 22:25:44
احسنت بر شما
حسین احسانی فر
1397/8/29 در ساعت : 0:48:46
سپاسگزارم بزرگوار
بازدید امروز : 11,264 | بازدید دیروز : 30,241 | بازدید کل : 130,233,867
logo-samandehi