ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شیخ شهید
جلال آل احمد :« من نعش آن بزرگوار را بر سر دار همچون پرچمی می دانم که به علامت استیلای غرب زدگی پس از دویست سال بر بام مملکت ما افراخته شد و اکنون در لوای این پرچم، ما شبیه به قومی از خود بیگانه ایم.»
 
بمناسبت سالروز شهادت مظلومانه شیخ فضل الله نوری 
 
چون یاد از آن مجاهد خلد آشیان کنم 
خون دل از دو دیده بدامن روان کنم
 
شیخ شهید، عارف بالله ،مرد راه
اوصاف او چگونه توانم بیان کنم
 
تقدیرش از اراده ی او در شگفت ماند 
توصیف چون توانم از آن قهرمان کنم
 
او چون حبیب بود به سلطان کربلا 
گرخواهمش تشابه عینی  بیان کنم
 
در راه دین محاسن خودرا سپید کرد 
رویم سیاه باد که گر کم بیان کنم
 
در باب  وی همین سخنش بس که گفته بود
حاشا که رو  به درگه بیگانگان کنم
 
هفتاد سال رنج و مشقت کشیده ام
کی ترک دین بقیمت تامین جان کنم
 
"فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید" 
من چون نظر بصورت صاحب زمان کنم
 
خواهند زیر بیرق بیگانگان روم
جان می دهم ولیکن ،هیهات آن کنم
 
چون رهبرم حسین- که سربرسنان سپرد -
کی اعتنابه شمر و یزید و سنان کنم
 
 
"منصور وار گر بکشندم فراز دار"
مردانه جان سپارم و ترک جهان کنم
 
علی_شهودی بستان_آباد
تبریز 
11مرداد97
کلمات کلیدی این مطلب :  شیخ ، فضل الله ، نوری ، شیخ شهید ، جلال آل احمد ، شهودی ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/5/14 در ساعت : 3:16:55   |  تعداد مشاهده این شعر :  702


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1397/5/15 در ساعت : 20:24:57
درودتان...
لطفآ این بیت ایهام دار را تغییر دهید:
بهر دو روز زندگی پست ، چون حسین
کی اعتنا به شمر و یزید و سنان کنم....
علی شهودی
1397/5/16 در ساعت : 1:9:38
سلام و درود از دقت نظر تان دقیقا این ایهام حقیر را آزار می داد لیکن دریافت ایهام و یاد آوری جنابعالی هم مزید بر علت شد که مصرع اول را تغییر دهم

چون رهبرم حسین- که سر بر سنان سپرد -

کی اعتنا به شمر و یزید و سنان کنم
بازدید امروز : 9,950 | بازدید دیروز : 32,298 | بازدید کل : 128,867,656
logo-samandehi