ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بی التفات عشق
«بی التفات عشق»
 
دستی، چنانچه پشت سر این جهان نبود
این سقف بی ستونِ بلند آسمان نبود
 
بی التفات حضرت او گل نمی شکفت
از جنس آفتاب دلی بی گمان نبود
 
لبخند اگر به گونه ی حوا نمی نشاند
چیزی به نام عشق در این خاکدان نبود
 
زیبا نمی نوشت اگر قصه را چنین
نقشی برای سیب در این داستان نبود
 
دستی نمی کشید به زلف قلم اگر،
این شعر های ساده پر از ناگهان نبود
 
از تاک ها که تا کمر کوچه می دوند
بی التفات عشق، در این جا نشان نبود
 
افسرده می شدند تمام پرنده ها
پرواز اگر زمینه ای از آسمان نبود
 
در بوم آفرینش اگر شوق پر نداشت
میلی به آب و آینه در جانِ مان نبود
 
ماندیم اگر به ساحت این خاک قرن ها
چیزی به جز اطاعت از آن لامکان  نبود
 
با این همه گناه چه می کرد آدمی؟
امید اگر به رحمتِ جانِ جهان نبود
 
آن روز بی اشاره ی او شب نمی شکست
خورشید با تمام جهان مهربان نبود
 
باران اگر قصیده ی گل را نمی سرود
چیزی به غیر دلهره در باغبان نبود
 
نشأت نمی گرفت جهان از جمال دوست،
احساس، عشق، عاطفه در این میان نبود!
 
کلمات کلیدی این مطلب :  آسمان،خاکدان،قصه،حوا،عشق،پرواز ،


   تاریخ ارسال  :   1397/3/9 در ساعت : 7:49:0   |  تعداد مشاهده این شعر :  570


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خلیل ذکاوت
1397/3/9 در ساعت : 20:50:43
درود و دست مریزاد
غزلی است روان و رسا، معنامند و منسجم.

توفیقات تان افزون باد استاد.
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1397/3/11 در ساعت : 7:8:2
درود و دست مریزاد و ثبولی طاعات
زیبا سروده اید

گر نور و آب و آینه همسو نمی شدند
چیزی به نام حصرت رنگین کمان نبود
بازدید امروز : 1,535 | بازدید دیروز : 33,074 | بازدید کل : 128,892,315
logo-samandehi