ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ما دلیریم به رگ خون سیاوش داریم
آتش واژه به مجرای قلم افتاده ست
لرزه بر دشمن و بر کاخ ستم افتاده ست
 
وقت بد مستی گرگان و شغالان شده است
زوزه ی دشمن این خطه فراوان شده است

رجَز حرمله در بادیه بسیار شده است
عوعوی خصم زبون واضح و تکرار شده است

گوش کن نسل کیان با تو سخن می گوید
از سر غیرت و از حب وطن می گوید

غفلت و دشمنی و نخوت و مستی تا کی؟
حمله و ظلم و جفا خواری و پستی تا کی ؟

ما دلیریم به رگ خون سیاوش داریم
مثل شیریم به کف نیزه ی آرش داریم

ترس معنی نشده در دل طوفانی مان
نکند باد کند آن رگ ایرانی مان

در دفاع از وطنم نیزه و خنجر داریم
ای ابوجهل! بدان هادی و رهبر داریم
 
یک اشارت کند او فاتحه ی توخوانده ست
نسل مختار و کیان گوشِ تو را تابانده ست

هیزم خشم جوانان وطن شعله ور است
آن که نابود کند هیمنه ات پشت در است

آن چه در محفل عشاق زیاد است سر است
چاره ی هرزه علف ها به گمانم تبر است

ما در این معرکه بر راه "علی" می مانیم
لب اگر تر کند او فاتحه ات می خوانیم

#مجتبی_باقی
کلمات کلیدی این مطلب :  یاوه سرایی ، آمریکا ، رهبر ، راه علی ، مجتبی باقی ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1397/2/27 در ساعت : 1:13:9   |  تعداد مشاهده این شعر :  726


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  خلیلی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
اصلا تصور ترواشات ذهنی شما خودش نوعی غوغاس
ابراهیم لایق برحق
1397/2/27 در ساعت : 10:50:13
احسنت.... درودتان
حسین وفا
1397/2/27 در ساعت : 12:49:28
سلام و احترام
صلابت و غرور شعرتان ستودنیست
درود بر شما ...
صمد ذیفر
1397/2/30 در ساعت : 6:34:36
سلام
در ودتان جناب باقی عزیز
زیباست ....قلم تان توانا
ان شاء الله
بازدید امروز : 4,610 | بازدید دیروز : 40,357 | بازدید کل : 124,261,708
logo-samandehi