ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



لبیک اشک
این قصه با غریبی سرور شروع شد
این بار شعرم از سر آخر شروع شد
 
سردار تا چکامه ی (هل من معین) سرود
لبیک اشک حضرت اصغر شروع شد
 
بر عرش کبریایی دست پدر سوار...
آمد میان معرکه محشر شروع شد
 
با آن بلاغت علوی نطق گریه کرد
گویی که خطبه خوانی حیدر شروع شد
 
غرید و ناله زد که زمان دلیری...
شش ماهه شیر شرزه ی لشگر شروع شد
 
بعد از حماسه های برادر تهاجم...
احساسی دلاور دلبر شروع شد
 
تا با سلاح خون گلو سوی دشمنش...
تازید، آه و ناله ی مادر شروع شد
 
آن لحظه ای که خون گلویش به آسمان...
پاشیده شد غروب مزعفر شروع شد

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
کلمات کلیدی این مطلب :  حسین احسانی فر ، رهای لنگرودی ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/7/6 در ساعت : 18:52:15   |  تعداد مشاهده این شعر :  492


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حنظله ربانی
1396/7/9 در ساعت : 0:0:17
عالی بود عالی
آفرین
حسین احسانی فر
1396/7/10 در ساعت : 18:9:56
ارادتمندم برادر عزیزم
بازدید امروز : 1,418 | بازدید دیروز : 21,903 | بازدید کل : 130,344,537
logo-samandehi