ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



فال حافظ




یک بلیط

چه توانايي شگفتي داشت

كه به انتظار پلک ها پایان داد!

*
...و ضیافت دستهایمان
در پشت نارنج های حیاط حافظیه
کلید خورد!
*
نگاه و نگاه و نگاه
و تو با نگاههای زیرکانه ات خواندی :
«...که عشق آسان نمود اول»
ولی چشمهای من خیس شد
 و عطر صداي شجريان
انگشتایمان را بهم گره داد
و حافظ
عشق را دوباره نوشت

*
حالا
چند حافظيه گذشته است
و اين ديوان يادگاريِ همیشه
هنوز ورق مي خورَد و فال می شود
*
من گناهی نداشتم
وقتی كه
پلکهایت را بستي
و
انگشت هايم لای ورقهای حافظ قفل شد
كه بيايي
یک روز بارانی
كه آن فال نگرفته را تمام كني
و اشکهایم نخوانند:
« ...ولی افتادمشکل ها»

کلمات کلیدی این مطلب :  حافظیه ، شجریان ، بارن ، فرودگاه ،


   تاریخ ارسال  :   1395/5/19 در ساعت : 22:44:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  1002


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی گیاهی
1395/5/20 در ساعت : 0:23:12
*
حالا
چند حافظيه گذشته است
و اين ديوان يادگاريِ همیشه
هنوز ورق مي خورَد و فال می شود
/////////////////////////////////////////

درود بر شاعر شیرین سخن رها هوشمند نژاد گرانقدر خیلی زیبا و هوشمندانه بود و چند بار خواندم دستمریزاد همیشه زلال باش و آبی
رها هوشمند نژاد
1395/5/20 در ساعت : 19:59:15
درود جناب گیاهی از اینکه خواندید و سپاس از توجه به پیام گذاشتنتان..همیشه دریایی باشید
حسین غریب
1395/5/20 در ساعت : 0:38:52
به سلامتي و دلخوشي
مبارك است انشالله
رها هوشمند نژاد
1395/5/20 در ساعت : 19:59:50
درود بر شما .فال خوبی بود ولی آخرش نه
جابر ترمک
1395/5/22 در ساعت : 22:46:34
انگشت هايم لای ورقهای حافظ قفل شد
كه بيايي
یک روز بارانی
كه آن فال نگرفته را تمام كني
و اشکهایم نخوانند:
« ...ولی افتادمشکل ها»
رها هوشمند نژاد
1395/5/24 در ساعت : 0:59:48
درود بر شما
محبوبه راه پیما
1395/7/26 در ساعت : 19:54:19
خیلی کار خوب و زیبایی بود
آففرین رها جان
رها هوشمند نژاد
1395/8/17 در ساعت : 7:46:26
فدای تو محبوبه عزیزم
بازدید امروز : 12,831 | بازدید دیروز : 30,241 | بازدید کل : 130,235,434
logo-samandehi