ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



رسیدن به تو شیرین تر از افطار/رمضانیه

ای طعم رسیدن به تو شیرین تر از افطار!
ای هر شب من تا سحر از شوق تو بیدار!

در ظلمت شب های جهان، چهره ی خود را
ای ماه مبارک! دمی از پرده برون آر

ابروی هلالیت نهان در پس گیسو
عیدی است که رؤیت شود از عمق شبی تار

آرامش چشمان تو همچون شب قدر است
پلکی بزن احیای مرا زنده نگه دار

بی تابی هر/ روزه مرا تشنه ترم کرد
این تشنگی آن قدر گواراست که انگار،

هر لحظه لبم می شود از نام تو سیراب
هر لحظه دلم می شود از یاد تو سرشار

بازار به ایمان من و ناز تو گرم است
عقل است فروشنده و عشق است خریدار

ما را که از آغاز به دور تو بگردیم
بیرون مکن از دایره؛ ای نقطه ی پرگار!

راهی شده ام از خود و مقصد که تو باشی،
این را ه سراسر خطر انگار نه انگار

***

ای راهزن مست کمین کرده! هلا! مرگ!
دست از سر تنهایی این قافله بردار
ما زنده به آنیم که دلدار ببینیم
پس وعده ی ما با تو پس از لحظه ی دیدار
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1395/3/21 در ساعت : 22:48:30   |  تعداد مشاهده این شعر :  1076


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمد یزدانی جندقی
1395/3/22 در ساعت : 7:5:59
درودتان شاعرگرانقدر این غزل می تواند الگوی مناسبی از تلفیق احساس واندیشه در یک ساختارادبی هنری باشد چه بسیار اشعاردارای برچسب آیینی ومذهبی که بدون جنبه های برتر محتوایی مفاهیم که همواره با ارزش هستند تصرف وتاثیری پایدار برمخاطب ندارند به قول دکترعبدالحسین زرین کوب در تعریف شعر کلام هنگامی از مرز سخن عادی فراتر می رود که حداقل دریکی از این سه مورد 1عاطفه 2تخیل 3عقل تصرف کند تعریف مذکوربراین شعرقابل تبیین است سپاس
دراین بیت :
بی تابی هر/ روزه مرا تشنه ترم کرد
این تشنگی آن قدر گواراست که انگار،
اگر به جای مرا
بی تابی هرروزه اگر تشنه ترم کرد
سپاس
بازدید امروز : 27,592 | بازدید دیروز : 32,230 | بازدید کل : 127,156,183
logo-samandehi