ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



چاقو آخر دستۀ خود را برید!
(در حکایت حملات تروریستی داعش به پاریس)

چند روز پیش دیدم که «اولاند»
توی ورزشگاه، گیج و منگ ماند!
 
آن خبر چون خوانده شد در گوش وی
هنگ کرد و رفت از سر هوش وی!
 
گفته شد:«داعش به طور سر زده
بی‌هماهنگی به پاریس آمده
 
شهر را با خونِ خلق آغشته‌ است
طبق عادت مرد و زن را کشته‌ است!»
 
چاه‌کن خود را درونِ چاه دید
چاقو آخر دستۀ خود را برید
 
بر سر شاخه اگر بُن می‌برید
بر زمین خورد و سزایِ کرده دید
 
گرگِ پشتِ پرده خود نخجیر شد
خونِ‌ مظلومش گریبان‌گیر شد
 
هر که بد کرده، مکافاتش رسد
زین بدی‌ها طُرفه‌ آفاتش رسد
 
جای‌ نامِ داعشِ قاتل  نویس
نامِ: آمریکا، فرانسه، انگلیس!
 
کاین دُوَل خود بانیانِ داعشند
سالها شد نازِ داعش می‌کشند!
 
تیغ در کف حال این زنگیِ مست
بهر اربابان نُماید  ضربِ شست!
 
سُفته سعدی قرنها پیش این گهر
(لیک گویم بنده در وزنی دگر!):

 
ساده‌لوحی توله‌گرگی پرورید
گرگ چون بالید، مردک را درید(1)
 
شاید آنها را کنون روشن شود
هر که کارَد باد، طوفان بدرَوَد!

................................................................
1-سعدی:
یکی بچّۀ گرگ می‌پرورید
چو پرورده‌شد،خواجه بر هم درید

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1394/9/3 در ساعت : 12:3:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  1313


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

صادق ایزدی گنابادی
1394/9/4 در ساعت : 23:31:31
سلام بر جناب سلیمانپور
واقعیت این است که ظهور و برور گروههایی مثل داعش مبنای اید ئولوژیک دارد و یا به عبارت دیگر بنا به نظر ما و شما نتیجه یک بدفهمی از دین و قرآن است (همانطور که مولانا می فرماید زان که از قران بسی گمره شدند /زان رسن قومی درون چه شدند )
دوست محترم اینکه ما از ریشه و بن این گروهها را دست پرورده غرب بدانیم یک اشتباه بزرگ محسوب شده که تحلیل های غلط را نیز بدنبال خواهد داشت
البته این حرف حقیر به منظور تطهیر غرب و امریکا نیست شاید انها در دورانی از بوجود آمدن این گروهها خصوصا طالبان خوشحال بودند (به دلایل سیاسی )حتی کمک هایی نیز به آنها کرده اند اما هیچ سندی در دست نیست که خود بوجود اورنده هیچ کدام از این گروهها باشند البته برای پیدا کردن سند به فقط به تحلیل ها و اخبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی اکتفا نفرمایید
یعنی واقعا اگر امریکا اگر این قدرت را داشته باشد که بتواند ادمی را بسازد که کمر بند انفجاری را بر کمر ببندد و به زعم خودش برای خدمت به خدا و برداشتن کفار خود را بکشتن بدهد یاید گفت این عجب امریکاییست
جناب سلیمانپور
تکفیری مدار و برداشت های ظاهری از دین و قرآن پدیده جدیدی در دنیا نیست اولین انها خوراج بودند که حکم بر کفر امام بزرگ حضرت علی دادند و ان پیشوای بزرگ نا وقتی که آنها دست به سلاح نبردند چقدر با انها مدارا کرد چرا که میدانست مبارزه با یک سنخ غلط ایدئولوژیک فقط با ارایه یک فلسفه و منطق قوی امکان پذیر است
راه مبارزه با این گروهها به جز ریختن بمب بر سرشان که لازم و ضروری است از بین بردن و به چالش کشیدن مبناهای فکری انهاست که متاسفانه گاهی ما و شما به جای از بین بردن این مبناها هیزم و هیمه نیز برای شعله ورتر شدن این افکار فراهم می کنیم به نوع عزاداری ها و مداحی ها اگر توجه کنید می توانید نمونه هایی از ایجاد بستر مناسب برای بروز این افکار را ببینید
امروز انچه که بر گردن ما و شما به عنوان یک شیعه می باشد این است که به بک آسیب شناسی جدی در رفتار های مذهبی خود مان بپردازیم البته در مبناهای تشیع که توسط علمای بزرگ و مراجع تقلید تبیین شده است جای هیچ گونه اشکالی نیست اما بعضی از این علما خود بر این واقفند که شیعه دچار نوعی غلو شده است که گاهی این غلو خود را در مواردی مثل نشاندن بنده ی خدا به جای خدا و اشکال ناصحیحی از زیارت امامان و همچنین عدم رعایت شان و درجات معصومین (مثلا ما گاهی فراموش می کنیم که پیامبر شخص اول عرصه دین اسلام است )خود را نشان می دهد که همه ی این موارد اب ریختن به آسیاب گروههای تکفیری است
البته این مهم فقط از فرم و قالب شعر بر نمی اید و شاید کار وسعتر و قوی تری را بطلبد
خداوند شما و خانواده را سلامت و سربلند بدارد
سعید سلیمانپور ارومی
1394/9/6 در ساعت : 7:31:37
سلام جناب گنابادی. جسارتاً تحلیل وبرداشتهای بسیار ساده انگارانه ای از سیاست دارید!مگر کسی اعتقاد دارد که کسی که کمربند انفجاری خود را منفجر می کند و زندگی دنیوی دهها شیعه را می گیرد، موقع منفجر کردن خود می گوید:یا باراک حسین اوباما!این خون و جان ناقابل مرا در راهت قبول کن!
شکی نیست که تفکر داعشی منبعث از بدفهمی دینی است ولی این ،شبیه شراره های کوچکی است که اگر به آن دامن زده نشود،مدتی بعد از بین می رود ولی وقتی کسی بر روی آنها علف خشک ریخت و بر آن دامن زد کم کم شعله ور شده و آتشی سهمناک و شعله خیز می شود که خشک و تر را با هم می سوزد و بعد از مدتی بر دامن ناپاک خود آتش افروزان نیز می پرد!

این برداشتهای غلط از دین، بستری است که دشمنان از آن سوءاستفاده می کنند و از دل آنها گروههایی سازمان یافته می سازند.مگر همین خوارج که می فرمایید برداشت غلط از دین داشتند و تکفیری بودند، خود به خود به وجود آمدند؟اگر مبنای ایجاد آن فهم غلط دینی بود،مگر این فهم غلط دینی قبل از جنگ صفین در آنها نبود؟

خوارج هم در بستری به وجود آمد و رشد کرد که خدعه های معاویه و عمروعاص مهیا کرده بود همانگونه که طالبان و القاعده و داعش را آمریکا و دیگر مستکبران همپیاله اش ساختند.
امکان دارد یک نفر بدفهمی دینی داشته باشد یا در شهری یک گروه در دین کج فهم باشند ولی ما وقتی می گوییم داعش منظور گروهی سازمان یافته ایست با میلیون ها دلار ثروت و امکانات و تبلیغاتی عظیم نه فرد یا احیانا گروهی خود جوش!

اینها از بدیهیات است منتها شما اجنهاد در برابر نص می کنید و می گویید:" هیچ سندی در دست نیست که خود بوجود اورنده هیچ کدام از این گروهها باشند "آن هم وقتی الساعه هیلاری کلینتون و بسیاری دیگر از سیاست مداران غربی صراحتا عنوان می کنند که بانی داعش خود ما بوده ایم!(و احتمالا شما از این اطلاعات بی خبرید و عجیب که در این حالت تحلیل نیز می کنید!)

***
درباره تحلیل های غلط و تعریضتان به تحلیل های صدا و سیما نیز عرض کنم که اولا: مگر اهل فکر چشم به دهان صدا و سیما دوخته اند؟!تحلیل را از صدا و سیما و هر رسانه یا هر کس دیگری می شنوند و می سنجند.همانگونه که بنده تحلیل شما را می شنوم و می سنجم و آن را ساده انگارانه و نادرست می بایم بدون اینکه صدا و سیما در این باره نظری داده باشد!
ثانیا:اگر تحلیل ها و اخبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی را فریبکارانه می دانید به ما رسانه هایی را معرفی کنید که تحلیلهای درستی ارائه می دهند!

****

فرموده اید:
"برخی از این علما خود بر این واقفند که شیعه دچار نوعی غلو شده است" کدام یک از علما قائلند که شیعه دچار غلو شده است؟
چرا انحرافهای دینی عده ای شیعه ی عامی و جاهل را به کل شیعه نسبت می دهید و به علمای اعلام دروغ می بندید؟عالمی اگر اعتراض می کند به اعمال عده ای اعتراض می کند نه اینکه مکتب جعفری را کلا زیر سوال ببرد.وقتی شما می فرمایید:شیعه دچار علو شده یعنی انحرافی عظیم در این مکتب رخ داده است و جوّ غالب در بین شیعیان همین است. که مطلقا چنین چیزی نیست.

گیرم در مجلسی صد نفری فرد جاهلی غلوی در حق ائمه کرد، چه ربطی به شیعه دارد؟مگر وقتی یک نفر اهل سنّت با کمربند انفجاری دهها نفر بی گناه اعم از مرد و زن و پیر و جوا ن و خردسال را منفجر می کند، وقتی دیگری سرهای خانواده ای شیعی را گوش تا گوش می برد و به دخترک هشت ساله ای هم رحم نمی کند ما مگر اهل سنت و مذاهبشان را متهم می کنیم؟
در ثانی شما که ان شاءالله دغدغه دین دارید آیا در برابر نحرافات و بدعت هایی که بیخ گوش شما توسط عده ای حمایت می شود نیز واکنش نشان می دهید؟!

*****

جناب گنابادی عزیز!شاید از دست این برادر کوچکتان ناراحت شوید اما در هر مقوله ای خود را صاحب نظر ندانید و احکام متقن صادر نکنید.ادیب عزیزی می گفت:آقا دوران علامگی به سر آمده هر کدام برویم و گوشه ای از ادبیات را بگیریم و کار کنیم!
این خصلت که باعث بیان نظراتی شاذ می شود نه تنها در بحثهای ادبی شما آشکار است در بحثهای اجتماعی و سیاسی شما نیز نمایان است!

یک بار در برابر اعتراض حقیر یا کس دیگری به یکی از نظرهایتان فرمودید(نقل به مضمون):"من خودم تئوری پردازم"
ایرادی ندارد که شما خود را در همه زمینه ها تئوریسین بدانید و وقت عظیمی برای گیر دادن به مطالب شعرا و غیر شعرا بگذارید(!)،اما این زمانی قابل توجه و اعتناست که صاحب نظران این رشته ها نیز این مقام را برای شما قائل باشند وگرنه اینکه مثلا بدون مبنایی بگویید من بر خلاف همه ادبا نظرم در وزن این است یا در قافیه آن است.... یا در عالم سیاست این نظریه ها را قبول ندارم، به جز اینکه واکنش بی سوادی چون حقیر را برانگیزد، از طرف اهالی فن جدی گرفته نشده ،حتی پاسخی بدان داده نخواهد شد.
از مطلب بنده سوءبرداشت نشود؛ بنده شما را فردی پاک طینت،باسواد و باذوق می دانم؛ عرضم این است که شاید اگر این وقتی که صرف تئوری سازی می کنید صرف خلق چند نمونه شعر ماندگار بکنید و نام ایزدی گنابادی را در حافظه ادبی کشور ثبت فرمایید-که از چون شمایی دور از انتظار نیست- با ارج نهادن به توانایی هایتان باعث رضای خدا و خلق خدا خواهید بود ان شاءالله
سلامت و بهروزی آن وجود نازنین را از درگه حضرت حق مسئلت دارم.
عباس خوش عمل کاشانی
1394/9/7 در ساعت : 6:27:42
درود بر هر دو دوست ارجمند و بزرگوارم؛عموصادق مهرپرور و سلیم النفس و سلیمانپور مهربان و فهیم....و اما غالیان-غلو کنندگان-در همه ی زمانها بوده اند و هستند و اغلب هم بین شیعیانند.در زمان ائمه ی اطهار علیهم السلام هم بودند و آن بزرگواران از دستشان رنجیده خاطر و علیهشان جبهه گیری می کردند.شما فکر می کنید تحریفات مهدویت به موازات تحریفات عاشورا از کجا سر بر کرده است؟کم نیست وبسیار است و متاسفانه بسیاری را نسبت به اصل مهدویت در تردید می اندازد که این کار غالیان ذنب لایغفر است.علمای شیعه از مرجع تقلید گرفته تا واعظ و روضه خوان و ملای فهیم بسیارند که از غلو کنندگان انتقاد و آنان را تخطئه کرده اند و می کنند....و اما پدید آوران گروههای تروریستی-اعم از طالبان و داعش و تکفیری و بوکو حرامی و ...- به حرف و در شعار استکبارجهانی است و آنان اگرهم مبدع باشند سند دست کسی نمی دهند.این وجه بیشتر جنبه ی سمبلیک دارد ؛ مثل اینکه رژیم صهیونیستی را فرزند نامشروع امپریالیزم غرب و کمونیزم شرق می دانستند و حالیه کمتر می دانند ؛ چون جبهه ی شرق فروریخته و دیگر کمونیزمی نیست که شلتاق کند ....و اما صدا و سیما ؛ کدام صداوسیما؟همین صداوسیمایی که با بی برنامگی ها و ضعفهای مختلفش مورد قهر و نفرت اغلب مخاطبان قرار گرفته است و بسیاری از خاص و عام عملکرد ش را مروّج ماهواره و گرایش به سمت آن می دانند؟...علی ایّ حال ارادتمند در مطلب عموصادق عزیز تعریض و تعرضی ندیدم که بوی ذنب لایغفر از آن به مشام برسد.ای کاش همه مان واقعیات و حقایق را فدای ملاحظات و شعارها نکنیم.
سعید سلیمانپور ارومی
1394/9/7 در ساعت : 23:54:37
استاد خوش عمل عزیز بخشی از این مطلب را در بخش گفتگوی دست اندرکاران سایت (که دیگر کاربران بدان دسترسی ندارند) ارسال کرده بودید و بنده هم آنجا پاسخ داده بودم، چون اینجا نیز علنی مرقوم فرموده اید با کسب اجازه جهت قضاوت دوستان بنده هم بخشی از پاسخ خود را همینجا می آورم:
اوستادا، قضایا را در هم قاطی فرموده‌ای!شکی در ناکارآمدی،کم کاری،اسراف و تبذیر و دیگر حماقتهای صدا و سیما در این سی و چند سال نیست که اگر فقط از پنجاه درصد ظرفیت و کارایی آن درست استفاده می‌کردیم وضع فرهنگی ما چنین نبود و قافیه را در مصاف شبیخون‌های فرهنگی اینگونه نباخته بودیم.
این از این!
اما با این بُعد قضیه کار نداریم.عرضمان این است که الساعه جهت‌گیری صدا و سیما در تحلیل‌هایش منطبق با جهت‌گیری نظام و مقام معظم رهبری است.نه اینکه در این زمینه لغزشی نداشته باشد، عرض این است که در مسیری حرکت می‌کند که با نظر رسمی نظام همسوست.
دقیقا به همین علت هست که با تبلیغات بسیار پرحجم دشمنان و البته مساعدت دوستان(!) بسیار بیشتر از خبط و خطاهایی که دارد، گوشمالی، سرزنش و تخریب می‌شود.هدف دشمن از تخریب صدا و سیما مطمئنا تخریب نظام است ولی هدف دوستان انتقاد سازنده است ان شاءالله و خیر است منتها باید بدانیم که عدم تعادل در این قضیه بازی کردن در زمینی است که دشمن برایمان تدارک دیده‌است!
*****

در پاسخ به آقای گنابادی عرض کردم، تحریفات و غلوی که از سوی عده‌ای جاهل صادر می‌شود و توسط دشمنان به آن دامن زده می‌شود، به همان عده مربوط است.بحث این است که نباید نوشت و ترویج کرد که: شیعه چنین شده است...یا شیعه دچار فلان تحریفات شده است!از طرف دیگر نیز گاه در مصادیق تحریف و خرافات نیز به خاطر ناقص بودن اطلاعاتمان در موضوعی خاص ، حکمی ناصواب صادر می کنیم و به بیراهه می رویم.

*******************
فرموده ای:اینکه داعش زاده استکبار جهانی است و اینکه صهیونیسم فرزند نامشروع امپریالیسم است قولی نمادین و سمبولیک است!(یعنی صرفا شعاریست و بدان معنی حقیقت ندارد!)
واقعا از جنابعالی تعجب می‌کنم!به نظر می‌رسد شاعر جماعت دنیای سیاست و اخبار و تحولات بروز آن را دنبال نمی‌کنند.
اوستادا!حالا داعش را بگذاریم کنار، درباره اینکه " پدر رژیم صهیونیستی کیست؟" بدون نیاز به آزمایش خون و دی .ان.ای که هیچ بنی بشری شک ندارد!
اما برگردیم سر داعش!بنده در عرایضم آوردم که بسیاری از دولتمردان غربی الساعه که صابون داعش به تنشان خورده است دارند خودشان اعتراف می کنند که به وجود آورنده این گروههای تکفیری ما بوده ایم! در داخل کشور هم نمی خواهم حالا از نظر صریح مقام معظم رهبری و نظام در این مورد مایه بگذارم، ولی اکثر قریب به اتفاق تحلیل گران داخلی نیز-مانند تحلیل گران خارجی- در اینکه داعش و طالبان و ... با این ثروت و تبلیغات و امکانات محیرالعقولی که در اختیار دارد، زادۀ آمریکا و دول غربی است و همیشه تحت حمایت آنها بوده است، شک ندارند.حالا آیا جایی برای سمبلیک خواندن این تفکر باقی می ماند؟به نظر بنده خیر!
صادق ایزدی گنابادی
1394/9/7 در ساعت : 7:21:13

سلام بر جناب سلیمانپور
از کجای نوشته حقیر شما به این درک رسیدید که بنده گفته ام شیعه دچار انحراف شده است حقیر به صراحت گفتم که مبنای تشیع دچار هیچ گونه مشکلی نیست
و اتفاقا طرف حرف من همانی است که شما هم به ان اشاره کرده اید
آنچه را که شما در خصوص حمایت غرب از گروههایی مثل داعش فرموده اید بنده هم قبول دارم
ولی بحث شکل گیری یک تفکر و گروه با حمایت دو مقوله جدا از هم هستند
در دروان حکومت صفوی قدرت های ان زمان برای اینکه از قدرت دولت عثمانی بکاهند به شدت از رواج شیعه در ایران حمایت کردند که حتما نمی توان گفت انها سازندگان تشیع هستند
اینکه فرموده اید که از چه عالمی شنیده ام که شیعه دچار غلو شده است حقیقتا این جمله را بنده اولین بار از ایه الله علم الهدی امام جمعه مشهد در یک کلاس تفسیر قران از تلویزیون شنیدم البته نزدیک به این مضمون در بعضی از کتاب های شهید مطهری نیز خوانده ام
البته اینکه بنده گفتم شیعه دچار غلو شده است شیعه در این جمله یک مجاز از نوع کلیه است به این معنا که کل گفته شده است ولی اراده همان انحرافات جزئی است که خود شما هم قبول دارید قرینه ان نیز این است که بنده در جملات قبلی بحث اشکال در مبنای تشیع را مردود دانستم
بحث صدا و سیما نیز یک بحث فرعی است هر کس اخبار و تحلیل های خود را از منابع گوناگون دریافت می کند فقط بحث بنده این است که تکیه بر یک منبع خبری ادم را به تحلیل دقیقی نمی رساند
نمونه همان اظهار نظر کلینتون که شما فرمودید که سخن وی به توان صد تحریف شده است
انچه را که کلینتون گفته این است که ما صدام را برداشتیم و داعش به وجود امد یعنی یک علت ثانویه را مطرح کرده است نه یک علت تامه پس و پیشش را زده اند و انچه را که تحویل شما داده اند همانی است که شما فرمودید
جناب سلیمانپور
نوشته های حقیر را به دقت نمی خوانید که البته ارزش دقت در خواندن هم ندارد اما جایی که حضرت عالی می خواهید با استناد به آن مطلبی بنویسید این دقت لازم است در جایی که بنده خودم را نظریه پرداز و نه تئوری پرداز دانستم این را هم گفتم که این نظریه پردازی فقط در حد یک متر در یک متر خودم هست و هر گز انتظار ندارم بزرگانی را که شما فرمودید جواب مرا بدهند و یا خدای نکرده مهر تایید بر ان بزنند همان چند نفر اندکی هم که بخوانند برای بنده کافی است
فرموده اید که بنده نظریاتی شاذ مطرح کرده ام چند نمونه اگر می فرمودید می شد در مورد ان بحث کردالبته ای کاش حضرت عالی قافیه را استثنا می کردید چرا که حقیر اشتباهم را در این خصوص اعتراف کردم
حضرت عالی خوب است که از واژه شاذ در خصوص ادبیات استفاده نفرمایید این اصطلاح یک اصطلاح شرعی است که به فتاوا و نظریات متفاوت شرعی گفته می شود که خوب عمل کردن به ان باعث به خطر افتادن عمل به دین می شود و اعتقاد و دین داری را به چالش می کشاند
ادبیات یک موضوع انسانی است و هر گونه نظری در این دایره هیج جایی را نه خراب می کند و نه آباد بهتر است وقتی بحث ادبیات می شود به جای شاذ از مترادفات ان استفاده بفرمایید
جناب سلیمانپور
این که گفته شده است شعر نباید در معرض صدق و کذب قرار گیرد نظر عجیب غریبی نیست که بسیار معمولی است
مثلا همین شعر حضرت عالی اگر وارد دایره مستقیم گویی نمی شد و می توانست کلام را در موضع شعر و بیان هنری منعقد کند نمی شد وارد موضع گیری موضوعی شد و همچنین وارد دایره صدق و گردید
اینکه فرموده اید بنده به جای نظر پردازی شعر بگویم باید گفت شعر و تولیدات هنری مثل خانه و منزل نیست که با یک وام مسکن و قرض و.. به ان دست یافت ذوق می خواهد و استعداد که بنده ندارم
البته مقداری شعر گونه دارم که هروقت شرایط جور شد ان را انتشار خواهم داد امید است که مقبول افتد
جناب سلیمانپور
از حسن نظر جناب عالی نهایت تشکر دارم بنده نه با سوادم و نه ...یک معلم کلاس پنجم و ششم ابتدایی هستم که اتفاقا هر روز از این بچه ها چیزها یاد می گیرم
تنها ادعایی که می توانم داشته باشم این است که شعر زیاد می خوانم و در این خصوص شاید رکورد دار باشم و بسیار علاقمند به ادبیات
خداوند حضرت عالی شما و خانواده را سلامت و با عزب بدارد
ابراهیم حاج محمدی
1394/9/7 در ساعت : 9:59:33
با سلام و درود بر جناب سلیمانپور عزیز و عمو صادق گرامی
سؤالی از جناب ایزدی گناباددی دارم. عمو صادق جان جز این است که همان خوارج جاهلان احمقی بودند که آلت دست منافقان زیرک قرار گرفتند ؟ این تحلیل حضرتتان را دربست نمی توان پذیرفت که ظهور و بروز گروههایی همچون داعش و طالبان را دارای مبنای ایدئولوژیک بدانیم . گاه برعکس بوده است حکومت های جائرانه و طاغوتی از ابتدای ظهور اسلام تا کنون همواره برای توجیه سیاست هایی که اعمال می کرده اند ایدئولوژی تراشی کرده اند . مگر این دستگاه بنی امیه نبود که بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام صرفا برای توجیه سیاست هایی که اعمال می کردند عالم نمایانی را تغذیه می کردند تا عقیده ی جبر را ترویج دهند و با توسل به « قضاء و قدر الهی » به مردم بی بصیرت بقبولانند که هر چه پیش آمده است و می آید تقدیر الهی است و باید رضا برضاء الله گفت و تسلیم شرائط پیش آمده شد ؟ و مگر همین رویه بعد از حکومت بنی امیه تعقیب نگردیده است ؟ آمریکای جنایتکار و شیطان بزرگ را نباید دست کم گرفت . اسلام ستیزی سیاست دائمی آمریکای جنایتکار و صهیونیسم خونخوار است و در این راه سرمایه های هنگفتی را هزینه کرده اند و می کنند . تردید نداشته باشید که داعش دست پرورده ی آمریکا و اسرائیل است .صرف کج فهمی عده ای بی هیچ پشتوانه ی اقتصادی و تسلیحاتی نمی تواند منجر به شکل گیری گروه های خطرناکی همچون داعش گردد . اشتباه فاحشی است اگر داعش را دست پرورده ی آمریکا و اسرائیل ندانیم.
صادق ایزدی گنابادی
1394/9/8 در ساعت : 7:49:3
سلام بر جناب حاج محمدی
شکل گیری یک تفکر نتیجه زایش فکر و تعقل انسان است صرف نظر از اینکه نوع تفکر را ما قبول داشته باشیم یا نه و یا کلا این ایده مبنای منطقی درستی دارد یا نه نمیتواند فقط افریده یک حکومت و قدرت سیاسی باشد
استاد محترم
حکومت ها ان قدر درد سر و مشغله دارند که هرگز نمی توانند سامان دهنده یک ایده و یا تفکر باشند ، قدرت ها بر اساس منافع خود گاهی در نقش حامی و نه بانی در بر خورد با ادیان و تفکرات از خود عملکرد های متفاوت نشان میدهند
اعتقاد به جبر تفکری است که از اصالت انسانی برخوردارست و علمای بسیار بزرگی در دفاع و یا رد آن قلم زده و ساعت ها وقت خود را صرف ان نموده اند
و همین که این تفکر جدی گرفته شده و بزرگانی مثل ملاصدرا مولانا و شهید مطهری به نقد و نظر در این خصوص پرداخته اند پس اصالت داشته است و از یک موضع انسانی تغذیه می شود و فقط نتیجه دست پروردگی یک قدرت حکومتی نیست
نیست(اصالت یک تفکر بر می گردد به اینکه چقدر دغدغه های انسانی و ایدئولوژیک در ان لحاظ شده است و به معنای درست بودن و یا غلط بودن نیست )
و البته کاملا حرف حضرت عالی درست است که از جبر گرایی و این تفکر قدرتی سیاسی مثل بنی امیه دفاع کرده باشند تا سود سیاسی خود را ببرند همانطور که بنی عباس در ابتدا با دفاع از تشیع میخ حکومت خود را کوبیدند و حتی کار تا
جایی پیش رفت که مامون امام رضا (ع) را به جانشینی خود انتخاب کرد
خلط بانی و حامی با یکدیگر باعث تحلیل های غلط می شود و ما خود بزک بدست کسانی می دهیم که سعی می کنند همه ی تحولات فرهنگی را نتیجه ی یا اقتصاد بدانند و یا سیاست که سیاست هم بر می گردد به اقتصاد
اصولا این تفکر که هر ایده ای را دست ساز حکومت و قدرت می داند بر می گردد به فلسفه مارکس و اینکه زیر بنا را این فلسفه اقتصاد میداند و برای تفکرات فرهنگی اصالت قائل نیست
و امروز وظیفه یک فعال فرهنگی این است که احتمال حتی دخالت قدرت سیاسی را در ایجاد یک ایده نادیده بنگرد و با هرپدیده فرهنگی با سنخ فرهنگی روبرو شود چرا که اگر با حربه ی اینکه تفکر تو زاییده نمی دانم کدام قدرت است و یا بانی اش کدام حکومت به مقابله بر خیزیم او هم با حربه ای که خود بدستش داده اید خواهد گفت تفکر تو نیز زاییده فلان حکومت و فلان قدرت سیاسی است و ان وقت ان تفکر غلط از صافی منطق و تعقل فرار خواهد کرد چرا که حرف و حدیث های سیاسی همیشه بر جا بوده است به نحویی که در دوره قاجار درخت درب خانه ای خشک شد و صاحب خانه گفت این کار انگلیس هاست وکسی به او نگفت عقلا باید به این درخت اب می دادی که ندادی
جناب حاج محمدی
تفکر داعش و طالبان نتیجه نوعی ظاهر گرایی به قران است که ریشه های ان به چندین قرن بر می گردد که حقیر اگر فرصت باشد می توانم در مقالی دیگر مفصل به ان بپردازم
متاسفانه جناب سلمانپور بحث را از یک بحث طلبگی به سمت نوعی برخورد نامسالمت جویانه برده و ملاحظات سیاسی را وارد جریان نمودند به نحویی که جریان وارد بحث هایی شد که باز کردن آن صلاح نیست
حقیرهمیشه در بحث های فرهنگی سعی ام بر این است که حب و بغض را کناری نهاده مطلق نگری و هزینه کردن از این و ان را نیز فراموش کنم و با موضوع به شکل یک متن فارغ از مولف و جریانات جانبی برخورد کنم که اتفاقا بهترین و مدرنترین نوع دیالوگ فرهنگی است
امثال جناب سلیمانپور غافل هستند که امروز اگر با تفکرات غلط فقط به صرف اینکه اینها نتیجه فلان قدرت هستند بر خورد شود فردا مناسبات سیاسی عوض می شود هزار چرخ در عالم سیاست اتفاق می افتد و دوباره همان تفکر مسئله می شود و به دلیل اینکه ریشه یابی درستی صورت نگرفته خطر به گونه ای دیگر خود را نشان میدهد
تفکر التقاطی مجاهدین خلق در اوایل دهه چهل در ایران شکل گرفت و همانطور که جناب سلیمانپور با تفکر داعش برخورد سیاسی می کند و او را مورد هجمه قرار می دهد با این تفکر نیز بر خورد سیاسی شد و توسط گروهی از علما بلعکس تایید شد
در همان زمان امام خمینی قید استفاده ابزاری از مجاهدین برای مبارزه با حکومت شاه رازدند و مبناهای این تفکررا مورد چالش قرار داده و زمانی که موسی خیابانی و تقی شهرام نزد امام رفتند و کتاب راه انبیا را که اساس تفکر این گروه تشکیل می دهد برای امام خواندند امام فرمودند تفکرات این گروه به این دلیل و ان دلیل هیچ تناسبی با دین اسلام ندارد
البته جناب سلیمانپور خواهند گفت کار من شعر گفتن است و این موضوع وظیفه علمای دین و کار شبکه چهار تلویزیون است که باید گفت جناب سلیمانپور آن قدر در شعر دست به مستقیم گویی زده اند که مخاطب ناچار وارد حیطه موضوع و رد و قبول می شود و ایشان در خلق اثر خود می توانستند با کمی چاشنی طنز و نه عتاب و هجو و اندکی ملاحظات شعری طوری شعر بگویند که فرصت برای مثل بنده فراهم نشود تا به سمت صدق و کذب بروم
در انجمن ادبی محمد پروین گنابادی شاعر جوانی در یک شعر ازاد گفته بود :ابوبکر بغدادی برای اوباما دست تکان داد در کنار یک جاده و....
این پاره شعر گونه با همه ی ضعف های شعریش ادم را در گیر موضوع نمی کند صدق و کذب هم بر او وارد نمی شود
از لطف حضرت عالی و همچنین شاعر بزرگ عباس خوش عمل که گوشه ی چشمی به مرقومه حقیر داشته اید نهایت تشکر را دارم
پرونده این گفتگو هنوز می تواند باز باشد و حقیر اماده شرکت در بحث هستم
حمید خصلتی
1394/9/8 در ساعت : 8:31:42
با احترام به نظر همه دوستان ارجمند پیشنهاد می کنم در قسمت نقد فقط به مطالبی پرداخته شود که مرتبط با نقد شعر است ومیتواند در جهت پیشرفت شعر راه گشا باشد. بنده با این بحث ها در جای خود موافقم اما فکر میکنم بهتر است از همان ابتدا جناب سلیمان پور جوابیه شان بر نقد آقای گنابادی را در دفتر شعرشان منتشر می کردند تا این بحث که شروع آن با شعر مرتبط بوده وادامه ی ان هیچ ربطی به شعر ندارد در جای مناسب خود مطرح شود.
سعید سلیمانپور ارومی
1394/9/8 در ساعت : 9:29:15

جناب حمید آقای خصلتی!
اولا: بی‌دلیل بنده را مقصر جلوه داده‌اید!اززاویه‌ای که شما نگاه می‌کنید باید می‌گفتید:آقای گنابادی این مطلب را در بخش نقد ارسال نمی‌کردند و در دفتر شعر بنده درج می‌کردند! حالا که ارسال کرده‌اند و شما تایید کرده‌اید پس یعنی آن را نقد شعر می‌دانید و طبیعتا متن بنده هم در بخش نقد، در همین مسیر و محتوا و در پاسخ به همان مطالب ایشان است.
(اینکه این تذکر را زمانی می‌دهید که هفت مطلب مفصل ِ به قول شما بی‌ربط را در بخش نقد شخصا تایید کرده‌اید بدون هیچ تذکر عمومی یا خصوصی، این شائبه را به وجود می‌آورد که نکند نقدها را دقیق نخوانده تایید می‌کنید و بعد از تایید متوجه ابعاد قضیه می‌شوید!)
اولا تمام شد!
ثانیا:مگر نقد محتوای شعر ، نقد شعر نیست؟قطعا هست!منتها از این منظر با شما همعقیده‌ام که این نقد به خاطر تفاوت دیدگاهها در بخش نقد تبدیل به میزگرد و مناظره شده‌است و طبیعی است که چنین بحثی جا را برای بحثهای ادبی مفید تنگ خواهد کرد.
ایام به کام باد
حمید خصلتی
1394/9/9 در ساعت : 5:20:23
سلام بر سعید عزیز.اول اینکه دنبال مقصر نیستم.دوم اینکه دیواری کوتاه تر از شما ندیدم

سوم اینکه به تازگی مباحثه ها خیلی داغ وجذاب شده اند وگاهی بیشتر به یک پنل ادبی شبیه هستند تا یک نقد وجوابیه؛البته این هم خوش ومبارک است.دیگر اینکه این بحث ها جای بحث ادبی مفید را تنگ نمی کند بلکه خود مفید هستند هر چند قدری از موضوع دور شوند.من به نظرم رسید این بحث خودش را قدری از نقد محتوایی جدا کرده بود وبه بحثی سیاسی وقدری ایدوئولوژیک تبدیل شده بود..هر چه باشد سعید خان من تقریبا بیش از نود درصد نقد ها را می خوانم.مگر چه اتفاقی رخ دهد که وقت نکنم وگرنه همه نقد ها را میخوانم.حق یار تان
محمدرضا جعفری
1394/9/3 در ساعت : 13:17:7
درود...........ماشاالله ........خیلی زیبا و خواندنی...............
ساده‌لوحی توله‌گرگی پرورید
گرگ چون بالید، مردک را درید
سعید سلیمانپور ارومی
1394/9/4 در ساعت : 12:21:14
سلام بر جناب جعفری عزیز
ممنونم از عنایتتان
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1394/9/4 در ساعت : 0:36:9
درود و دست مریزاد
پرورد در آستین هرکس که مار
لاجرم بر تیش او کردد دچار
سعید سلیمانپور ارومی
1394/9/4 در ساعت : 12:54:31
درود بر نجوای عزیز
آستین را لانه کردن بهر مار
خود ندارد حاصلی جز زهرمار!
صمد ذیفر
1394/9/4 در ساعت : 1:26:45
سلام
در ود بر جناب سلیمانپور ارومی عزیز
واقعیت همین است که سروده اید
عاقبت خود چاه کن در چاه شد
سعید سلیمانپور ارومی
1394/9/4 در ساعت : 12:55:3
سلام و درود فراوان به جناب ذیفر عزیز
ممنون از لطفتان
محمدمهدی عبدالهی
1394/9/4 در ساعت : 8:41:10
سلام و عرض ادب برادر بزرگوارم
درود بر شما
شاعر بمانید و برقرار
سعید سلیمانپور ارومی
1394/9/4 در ساعت : 12:55:52
سلام بر شاعر خوش ذوقمان
در پناه حق پاینده باشی
جابر ترمک
1394/9/5 در ساعت : 0:57:53
درود و عرض ادب
خدا پرورش دهندگان داعش را ذلیل تر کند
چاه‌کن خود را درونِ چاه دید
چاقو آخر دستۀ خود را برید
سعید سلیمانپور ارومی
1394/9/6 در ساعت : 1:15:41
سلام و درودها بر جناب ترمک عزیز
الهی آمین...الهی آمین!
حسین نبی زاده اردکانی
1394/9/5 در ساعت : 4:25:10
درود و دست مریزاد.
سعید سلیمانپور ارومی
1394/9/6 در ساعت : 7:32:43
درود
سپاسگزارم جناب نبی زاده گرامی
صادق ایزدی گنابادی
1394/9/8 در ساعت : 1:48:47
سلام برجناب سلیمانپور
جواب حضرت عالی را دادم اما متاسفانه جناب خصلتی ان را در بخش نقد قرار نداده است و به همین دلیل مطالبی به عرض شما می رسد
بنده بدنبال اینکه مورد توچه دیگران قرار بگیرم نیستم یعنی از بنده گذشته است که به دنبال این بازیها باشم
اینکه به اصطلاح بزرگان جواب مرا ندهند هیچ گونه ملالی ندارم
حقیر حدود بیست سال است که با ادبیات مانوسم و بر مبنای همین انس و هم نشینی در ستون نظر و نقد سایت چیز هایی را می نویسم حال مطلب جدی گرفته شود یا نشود چندان مهم نیست چرا که اصولا بنده ادم وظیفه محوری هستم تا نتیجه محور بر اساس انچه که می فهمم چیزهایی را قلمی می کنم به نتیجه ان هم چندان فکر نمی کنم
فقط یک مطلب برایم مهم است و ان اینکه مطلب خوانده شود که می دانم خوانده می شود حالا به گفته شما مورد قبول بزرگان واقع نشود خوب نشود چندان مهم نیست عمر ما در برابر تاریخ چیزی به حساب نمی اید شاید در اینده مورد توجه قرار گرفت و یا از زبان دیگران شنیده و جدی گرفته شود
و اما جناب سلمانپور بنده با بخش اعظمی از مطلبتان موافق هستم جز چند مورد :
1-فرموده اید بنده تشیع را زیر سوال برده ام در صورتیکه حقیر به صراحت مبناهای تشیع را بدون اشکال دانسته و میدانم و در مرقومه مورد نظر هم این مورد مشهود است
2-بنده بین حامی و بانی تفاوت قائل هستم که ظاهرا حضرت عالی به تفاوت بین این دو مقوله معتقد نیستید
دول غربی در جریان روی کار امدن دولت صفوی و رواج تشیع حامی بودند اما بانی نبودند
حمایت انها نیز به دلیل منافعشان بود می خواستند به این طریق دولت عثمانی را ضعیف کرده اختلاف بین مسلمانان را شعله ور کنند
و بار دیگر عرض کنم که امریکا و غرب بانی داعش و...نیستند ممکن است حمایت انها بر اساس منافعشان باشند
همانطور که جمهوری اسلامی حامی حکومت اسد است ولی بانی این حکومت نیست
3- فرموده اید بنده در خصوص سیاست ساده و سهل انگارنه موضع گیری کرد ه ام
خیر جناب بنده اتفاقا سیاست را تا اندازه ای می دانم فقط حقیر در موضع گیری های سیاسی ام حب و بغض را کنار می گذارم و به شکل ضبط صوت عمل نمی کنم که هر چه از مبادی رسمی شنیدم ان را تحویل دهم
خدای شما را سلامت بدار د



سعید سلیمانپور ارومی
1394/9/9 در ساعت : 4:45:41
سلام مجدد.گویا حمید آقا جل و پلاسمان را از بخش نقد انداخت بیرون!اما ادامه بحث:

1-در مواردی که حساسند و چالش برانگیز دیگر استفاده از علوم بلاغی و بحث مجاز جزء و کل معنی ندارد!اینجا دیگر جای بلاغت نیست.عین دادگاهی که هر کلمه امکان دارد باعث تبرئه یا محکومیت متهمی شود!اینکه می گویید:شیعه دچار انحراف شده است.متهم کردن کل شیعه است حالا چه شما سهو کرده باشید و چه از روی مجاز گفته باشید،قابل قبول نیست.



2-به نظر حقیر مشکل اساسی در جایی است که می فرمایید:«اصولا بنده ادم وظیفه محوری هستم تا نتیجه محور بر اساس انچه که می فهمم چیزهایی را قلمی می کنم به نتیجه ان هم چندان فکر نمی کنم "

دست بر قضا باید به نتیجه آن هم فکر کنید و همین را هم جزئی از وظیفه خود بدانید تا سهوالقلم های احتمالی تان به عنوان یک ادیب و متفکر بهانه دست دشمنان عیب جو ندهد.


3-بحث بانی و حامی را مطرح کرده اید.مطمئنا بنده هم بین اینها تفاوت قائلم اما شما به جای پیچش مو ، مو را می بینید و گاه به نظر می رسد که همین را هم نمی بینید!برداشت شما از بنیان نهادن گروهی تکفیری این است که طی مراسمی زنده از شبکه CNN اوباما بیاید و سخنرانی کند و نوار افتتاحیه را ببرد و تشکیل گروه داعش را رسما اعلام کند!

برادرم اینجاست که می گویم قضیه را خیلی ساده می نگرید.

شما فکر می کنید که استکبار با آن سیستم های پیشرفته جاسوسی که هر ساله میلیاردها دلار خرج آن می کند و در آن از برجسته ترین متفکران ِ حیله گر(!) استفاده می کند،برای ساختن گروهی تکفیری می آید و افرادی را پیدا می کند و به آنها می گوید بیایید گروهی تشکیل بدهید به نام اسلام ولی به کام ما که هم اسلام را تخطئه کنید و هم به عنوان سگ هار ما پاچه مزاحمانمان را بگیرید؟؟!

استکباری که در مقطعی تاریخی جاسوس رسمی و غیر ایرانی اش را در این مملکت به کسوت روحانیت درآورده است و این جاسوس با تلاش شبانه روزی به اجتهاد هم رسیده است!

استکبار گاه مثلا غیرت دینی چند نفر جاهل از عوام یا خواص را توسط عوامل پیدا و پنهان خویش تحریک می کند و ارام آرام بدون اینکه روح آن افراد هم با خبر باشد آنها را هدایت می کند به مسیری که می خواهد.بعد حتی حمایت مالی خود را نیز از کانالهایی به ظاهر موجه به آنها می رساند که مثلا این یک میلیون دلار را تاجر زاهد و اهل سنتی در فلان شهر که عمری را در مبارزه با رافضی ها(!) سپری کرده است و اکنون به خاطر کهولت سن توفیق جهاد و شهادت ندارد، برای شما فرستاده است!

خاطرات "کینیاز دالگورکی"را بخوانید ببینید که حجت الاسلام کینیاز(!) چگونه با عملیات روانی و حشیش و ... علی محمد باب را رسما متوهم می کند و به خود او هم می باوراند که امام زمان است! به او نمی گوید که علی محمد جان بیا جاسوس ما شو و برای تخریب اسلام یک تروریسم دینی ابداع کن تا با ایجاد فتنه ای جدید بین مسلمانان اختلاف بیندازی تا ما بهره اش را ببریم حالا خودت اعدام هم شدی،شدی!
در عالم سیاست لایه های پنهانی وجود دارد که بعضا در مدت کوتاهی آشکار می شود و گاه بعد از نیم قرن حقایق پشت پرده آن برملا می شود.حقیقت داعش مدتهاست که آشکار و آشکار تر می شود و این تحلیل ها ربطی به حب و بغض و صدا و سیما و ... ندارد.الساعه اکثر تحلیلگرهای سیاسی منصف و مستقل اعتراف می کنند که آمریکا و هم پیمانانش داعش را ساختند و تقویت کردند و حمایت کردند.هر وقت هم دیدند تاریخ مصرفش گذشت یا مشکل ساز شد، طومارش را در هم خواهند پیچید

***

در ضمن تا یادم نرفته: بر خلاف نظر شاذ شما که ( واژه "شاذ" فقط در فقه کاربرد دارد نه در ادبیات!) اگر اندک تحقیقی بکنید متوجه می شوید که این عبارت قرنهاست که در علوم ادبی نیز به کار می رود.

ان شاءالله روزی کتاب مباحث ما چاپ شود با نام:
مناظره عمو صادق و وبوالفضول!!
دیر پای و شاد زی

محمد وثوقی
1394/9/10 در ساعت : 5:0:49
سلام و عرض ادب جناب سلیمانپور ارومی گرامی
دست مریزاد خوب سروده اید اگر چه به لحاظ شعریت! توقع از حضرت بوالفضول بیش تر از این ها ست!
این که به جای داعش بنویسیم امریکا و انگلیس و فرانسه (و ایضاً اقدم و گرداننده و گنده لاتشان یعنی صهیونیسم) را موافقم اما با این که بی هماهنگی سر از پاریس درآورده باشند نه! البته شعر حق دارد خودش را درگیر جزییات بکند یا نکند؛ مهم اصل مطلب است که رسانیده اید به گوش مخاطب...
از بحث هایی هم که به یمن این شعر راه افتاده استفاده ها بردم. سپاس و تشکر که باعث و بانی اش بودید!
سرفراز باشید و سلامت.
یا علی (ع)
سعید سلیمانپور ارومی
1394/9/10 در ساعت : 6:45:53
سلام بر برادر بزرگوارم جناب وثوقی
سپاس از عنایت و محبت همیشگی ات
ارادتمند آن یار عزیزیم
ایمان کریمی
1394/9/14 در ساعت : 3:34:19
سلام
طیب الله
به امید ریشه کن شدن دشمنان تشییع

بر خلاف استاد ایزدی عزیز معتقدم و مستند هم باراها از رسانه دیدیم و شنیدیم که آمریکا بانی داعش هست نه فقط حامی !!!
خیلی هم چزیز عجبی نیست از آمریکایی ها

موفق باشید
سعید سلیمانپور ارومی
1394/9/15 در ساعت : 6:38:59
سلام برادر

ممنون از لطفنت

به امید آن روز ان شاءالله
بازدید امروز : 14,185 | بازدید دیروز : 30,241 | بازدید کل : 130,236,788
logo-samandehi