ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آه ای علی اکبر...

 
ای در صفات و حسن و خلقت مثل پیغمبر
از گرد شمشیرت چنین بر پا شده محشر
لب های خشکت خیس گشته با دوچشم تر
آه ای علی اکبر...علی اکبر...علی اکبر...
این کاروان از داغ قلبش کاسه ای خون است
لیلای تو امروز در این دشت مجنون است
 
یکبار دیگر آه...ای مرد جوان برخیز
تنها برای دلخوشی کاروان برخیز
ای نور چشم اهل خیمه، پهلوان برخیز
یکبار دیگر آخر این داستان برخیز
یک آن نفس ها از تماشای تو بند آمد
وقتی به میدان باز آن سرو بلند آمد
 
هر گوشه تنها تکه ای از پیکرت بر خاک
پیراهن و شمشیر و آن سوتر سرت بر خاک
مانده ست ردپای گام آخرت بر خاک
جا مانده از پرواز مشتی از پرت بر خاک
هر پاره ای از جان تو آیینه ی نور است
یک کوفه ماند و مردمی که چشمشان شور است
 
داغ پسر دیدن برای یک پدر سخت ست
این غم تحمل کردنش هم بیشتر سخت ست
وقتی بپیچد توی خیمه این خبر سخت ست
زینب چه خواهد کرد با چشمان تر ...؟ سخت ست
سخت ست آخر دل بریدن از جگر گوشه
اینکه ببیند تکه هایت را به هر گوشه
 
###
ماییم بعد از قرن ها با شرمساری ها
با نام تو زیر علم ها بی قراری ها
در هیئت تو هر محرم گریه زاری ها
اینروزها کوتاه گشته دست یاری ها
هرکس که نامت را صدا کرده ست بسم الله
هر کس هوای کربلا کرده ست بسم الله
 
مرضیه فرمانی 


موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1394/7/30 در ساعت : 6:51:22   |  تعداد مشاهده این شعر :  732


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

جابر ترمک
1394/7/30 در ساعت : 8:47:47
یکبار دیگر آه...ای مرد جوان برخیز
تنها برای دلخوشی کاروان برخیز
ای نور چشم اهل خیمه، پهلوان برخیز
یکبار دیگر آخر این داستان برخیز
یک آن نفس ها از تماشای تو بند آمد
وقتی به میدان باز آن سرو بلند آمد
درود و عرض ادب
اجرتان با سالار عشق
محمدمهدی عبدالهی
1394/8/1 در ساعت : 22:49:19
طیب الله خانم فرمانی بزرگوار
ماجور باشید
بازدید امروز : 4,251 | بازدید دیروز : 25,836 | بازدید کل : 121,892,907
logo-samandehi