ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



وای بر مردی که دیگر...
بنام حضرت دوست:

شادی و غم بعد تو آغاز و پایانی ندارد
بی تو ای آرام جان! این زندگی جانی ندارد
خنده هایم سیلی سرخی ست روی گونه هایم
شانه و قتی نیست، عاشق، چشم گریانی ندارد
حال و روزم نقل پچ پچ های شهر نانجیب است
وای بر مردی که دیگر راز پنهانی ندارد
بی تبسم، بی نگاهت، بی سلاح و بی سپاهم
قلعه ای سستم که فتحم کار چندانی ندارد
در نبودت می خورم خود را و گاهی پیش مردم
باز کردم سفره ی دل را ولی نانی ندارد
*
بندگان طلعت عشقیم و بیزاریم از آنکه
جلوه و مو و میان دارد ولی آنی ندارد...
 
سعید تاج محمدی
کلمات کلیدی این مطلب :  غزل عاشقانه ، سعید تاج محمدی ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1394/6/21 در ساعت : 10:8:21   |  تعداد مشاهده این شعر :  1032


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمدمهدی عبدالهی
1394/6/21 در ساعت : 10:11:5
سلام و عرض ادب برادر بزرگوارم
درود بر شما
مهدی حق طلب
1394/6/23 در ساعت : 5:51:45
درود بز جناب تاج محمدی عزیز
پاینده باشد
بازدید امروز : 10,208 | بازدید دیروز : 35,943 | بازدید کل : 130,172,313
logo-samandehi