ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



... بادا
                 ... بادا

ای درخت نور!، پُرگُل شاخساران تو بادا
باغِ تاریکان چراغان از بهاران تو بادا
 
تا دمار از روزگارِ این شب تیره درآری
تیره‌ی شب تارومار از روزگاران تو بادا

بلکه چرتش پاره گشت و از دهن­‌درّه رها شد

کوه خواب‌آلود غرق آبشاران تو بادا
 
رودرود خاک تا نم­‌نم بخوابد، بستری از
ـ باز باران با ترانه، جویباران تو بادا
 
تشنگی تا بر در و دشت این قدر فرمان نراند
حکم میرآبی به دست آبیاران تو بادا
 
جای آب از هر سرابی گول خوردن بس، از این پس
کاروبار تشنگان با چشمه‌­ساران تو بادا
 
در هزاران گوشه رقصان آتش آواز و، لرزان
ـ پرده‌ی گوش گل از بانگ هزاران تو بادا 

این کبود کهنه تا گیرد جلا و جلوه از نو
پُرهنر سرپنجه‌­ی آیینه‌­کاران تو بادا
 
 فرقدینی دارد این وارونه‌­دریا در دل خود
آن دو مروارید صید شب‌­شکاران تو بادا
 
شب در اشغالان شغالان تا کجا و زوزه تا کی؟
غرّش شیران بلند از بیشه‌­زاران تو بادا
 
کام باطل‌­محوران را تا کجا باید برآرد؟
دور از این جا بر مراد حق­‌مداران تو بادا
 
وا شود تا مشت مشتی تخمه‌­ی لاف و گزافه  
عاشقی در قبضه‌­ی مجنون­‌تباران تو بادا
 
عشق از کی عرصه­‌ی علّاف‌­ها شد؟!؛ یک علف هم
هرز اگر باشد، لگدکوب سواران تو بادا
 
هر که سر داده شعار دادن سر از ته دل 
در عمل هم در شمار سربه‌­داران تو بادا
 
سر به گردون؛ گردنه در گردنه گردن کشیده
راهِ سرکش سربه‌­راهِ رهسپاران تو بادا
 
رسم عیّاری رواج و رونق از نو تا بگیرد 
باز معیارش ‌دل صاحب‌­عیاران تو بادا
  
از نثار جانشان جان جهانی تازه گشته 
ای جهانی جان، نثار جان­‌نثاران تو بادا
 
در ادای دین تو ـ آن هم در این دنیای بی‌­دین ـ
لطف حق پشت و پناه حق­‌گزاران تو بادا
­
فرش راه تو دل من باد و، یارب دیده‌­ی من
سرمه­‌اش، ای یار، خاک پای یاران تو بادا
 
هست امّید ظفر، امّا امان از بی‌قراری! 
صبر، خود، سنگ صبور بی­‌قراران تو بادا
 
قصّه­‌ای شیرین که باشد مهربانی قهرمانش
داستان دوستان و دوستداران تو بادا
 
از همان می کز پی آن نیست سردرد خماری
خمره‌­ها، بی دردِ سر، سهم خماران تو بادا
 
هر قَدَر انگور شاداب است گردد یک پیاله
و آن پیاله نوش جان شادخواران تو بادا
 
گرچه مستان را غم بی‌­خانمانی نیست، لیکن
هرچه میخانه است ملک میگساران تو بادا
 
از دل شب می­‌شوی ای ماه، آخر، آفتابی
چون سحر روشن دل امّیداواران تو بادا
 
تا طلوع تو، لبالب آسمانی از ستاره
شب به شب در طالع اخترشماران تو بادا
 
رزقشان بادا شنیدن از تو، اما دیدنت هم
روزی آخر روزی چشم­‌انتظاران تو بادا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1394/5/20 در ساعت : 22:37:44   |  تعداد مشاهده این شعر :  1166


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  عباس رسولی املشی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
از قصیده ی نغز و زیبای جناب عالی بهره بردم . پاینده باشید .
حسین نبی زاده اردکانی
1394/5/21 در ساعت : 4:14:20
درود و دست مریزاد.
رزقشان بادا شنیدن از تو، اما دیدنت هم
روزی آخر روزی چشم­‌انتظاران تو بادا

مرضیه عاطفی
1394/5/21 در ساعت : 11:20:44
عرض سلام جناب ذکاوت
"عشق از کی عرصه­‌ی علّاف‌­ها شد؟!؛ یک علف هم
هرز اگر باشد، لگدکوب سواران تو بادا"
همواره پایدار باشید
یاعلی(ع)

م. روحانی (نجوا کاشانی)
1394/5/22 در ساعت : 7:19:52
خصوصی
درود و دست میزاد
شعر دل آشنا و زیبایی ست
محمدمهدی عبدالهی
1394/5/23 در ساعت : 19:34:9
سلام و عرض ادب استاد ذکاوت عزیز
دست مریزاد
لذت بردم بزرگوار
بازدید امروز : 27,256 | بازدید دیروز : 29,468 | بازدید کل : 127,367,623
logo-samandehi