ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



غمی که سنگین بود
         فاجعه ی ملی انفجار قطار، در 29 بهمن 1382 در ساعت 9:45 در ایستگاه خیام، 20 کیلومتری نیشابور رخ داد. در این فاجعه نزدیک به 400 تن از همشهریان مان پرنده شدند. از جمله فرماندار نیشابور، مدیر کل راه آهن، معاون شهردار، آتش نشانان، نیروی انتظامی و... به شهادت رسیدند.فرزندم، آتش نشان شهید، مهدی صفادل، یکی از پرندگان این رخداد بود. نام و یادشان را گرامی می داریم
 غمی که سنگین بود
نشست، حادثه را پیش خود مجسّم کرد
نشست، شهر دلش را مدینه ی غم کرد
به سال های گذشته کمی نگاه انداخت
بساط کلبه ی اندوه را فراهم کرد
به سایه روشن ذهنش مگر پسر را دید
فضای سینه ی خود را پر از محرّم کرد
غمی به هیئت یک کوه می وزید آن روز
غمی که پشت تمام قبیله را خم کرد
عمیق فاجعه ویرانه کرد جانش را
چنانکه زلزله با جان مردم بم کرد
دوید اشک به سمت دو گونه اش ناگاه
و با سکوت، دلش را دوباره مَحرم کرد
مباد دست و دل او به لرزه می افتاد
نشست عزم خودش را دوباره محکم کرد
به قصد  این که تسلّا دهد خدا او را
دو دست خالی خود را هزار پرچم کرد
به سمت حضرت او برد دست هایش را
برای جان خود آرامشی فراهم کرد
صلیب درد اگر چه هنوز برپا بود
پناه برد به صبر، آن چنان که مریم کرد
اگر چه خنجر تقدیر سخت کاری بود
نشست زخم دلش را به صبر مرهم کرد
خدا که دید غمش را چقدر سنگین است
دلش گرفت، از انبوه درد او کم کرد!
 
 
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1393/11/29 در ساعت : 3:46:18   |  تعداد مشاهده این شعر :  757


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  عباس کرخی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
درود استاد زیبا بود!
نام ارسال کننده :  س     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
فرم عضويت در سايت ادبي شاعران افغانستان،ایران،تاجیکستان جهت نگارش اشعار و مقالات ادبي http://sheredari.ir/index.php?do=register بالای این لینک کلیک کنید: با کلیک بروی لینک" ثبت نام"، فرمه باز میشود و بعد از خانه پری بالای "ثبت" کلیک کنید ، سپس همزمان میتونید بالای "پنل کاربردی" کلیک کنید و سپس بروی "ارسال شعر
نام ارسال کننده :  حمیده پارسافر     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سلام استاد شعرتان بسیار زیبا بود وغم آن بسیار سنگین...
شکیبا غفاریان
1393/11/29 در ساعت : 4:49:36
درود استاد بزرگوار
روحشان شاد و یادشان گرامی باد
تسلیت میگم با این که چند سال گذشته ولی می دونم غم از دست دادن فرزند عزیزتون هنوزم تازه و جانسوزه
خدا به شما صبر جمیل عنایت بفرماید انشالله
زنده باشید

علی نظری سرمازه
1393/11/29 در ساعت : 7:26:15
درودشاعرگرامی
غم سنگینی بود
یادشان گرامی باد
حسین وفا
1393/11/29 در ساعت : 7:43:0
سلام استاد گرامی
روح سفرکرده تان در جوار مهر و رحمت الهی باشد
شعرتان دردی را می سراید که انگار همین الان در حال وقوع است و از زخمی می نویسد که همیشه نازه است در تن ریشه
و بازماندگان غیر از صبر چه پیشه کنند !

عبدالله عمیدی
1393/11/29 در ساعت : 8:35:32
سلام استاد صفادل عزیز
روحشان شاد و ان شاالله در بهشت رحمت و مغفرت الهی قرارشان باشد به ویژه فرزند شما شاعر عزیز و ارجمند.
حسین نبی زاده اردکانی
1393/11/29 در ساعت : 13:26:55
ایکاش که این حادثه تکرار نگردد
غم بر دل مردان خدا بار نگردد
یارب ز وفا صبر عطا کن به صفادل
غم بر دل او بیشتر آوار نگردد
صمد ذیفر
1393/11/29 در ساعت : 14:56:13
سلام.
درود و عرض تسلیت محضر جناب استاد صفا دل عزیز ..
سروده محزونی است .
خداوند روحشان قرین رحمت بیکرانه اش گرداند ..
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1393/11/29 در ساعت : 20:44:22
درود و دست مریزاد ،
هر گز نمی توان سخنی شادمانه گفت
وقتی دل از بهانه ی غم یاد می کند
دنیای نا به کار درین روزگار سخت
با رنج و درد و حادثه بیداد می کند
رضا محمدصالحی
1393/11/29 در ساعت : 20:59:7
سلام بر ارواح به عرش رفته ی عرصه ی خدمت صادقانه

سلام بر شهید والامقام مهدی صفادل

درود بر ابوالشهید ادیب استاد خدابخش صفادل

خدا که دید غمش را چقدر سنگین است
دلش گرفت، از انبوه درد او کم کرد!
شهاب نجف آبادی
1393/11/30 در ساعت : 10:26:3
استاد
درود بر شما
روان آنها که رفتند و به سلک شهدا پیوستند شاد
سال گذشته به اندازه کافی با این شعر سوزناکتان
داغدارم نمودید
تا کنون صد ها بار است که چشمم به شما خورده است
یاد آن عزیز سفر کرده گرد اندوه را بر چهره ام نشانده است
" انشاالله بکم الاحقون " های ما روزی ما را به آن ها
خواهد رسانید
خدابخش صفادل
1393/11/30 در ساعت : 22:24:8
درود برشما عزیزدل!
محمدمهدی عبدالهی
1393/12/1 در ساعت : 5:42:39
سلام و عرض ادب استاد عزيز
درود بر شما و روح سفر رفته شهيد گرانقدرتان
خوشا به حال شما كه پدر شهيد هستيد و فرزندتان شفاعت تان را در صحراي محشر خواهد نمود
خداوند به شما و خانواده محترمتان در اين مصيبت عظمي صبر جزيل عنايت نمايد
واقعا زيبا سروديد
البته هفته پيش در افتتاحية جشنواره شعر فجر مشهد مقدس هم از اشعار زيباي تان لذت بردم ولي چون پرواز داشتم براي تهران فرصت نشد خدمت شما عرض ادب نمايم.
در هر حال صحت و سلامتي و طول عمر باعزت در سايه عنايات امام رضا براي تان مسئلت دارم
شاد و سربلند باشيد
الهه تاجیکزاده آریایی
1393/12/3 در ساعت : 2:52:19
درود خدا بر شما استاد باصفا و شهید بزرگوارتان و همه ی شهدای مظلوم این فاجعه ی دلخراش.

"... روزگار غریبی ست
که هیچ خانه
بی شهید نمانده است"

ارادتمندم استاد بزرگوار
حمیده پارسافر
1393/12/14 در ساعت : 8:30:16
سلام مجدد.ببخشید استاد این سه نقطه آخرپیامتون ذهن منو مشغول کرد.شعرشم.. ؟ راهنمایی می فرمایید؟وگرنه من تاصبح بایدفکر کنم و احتمالابه نتیجه نرسم!!!متشکرم.
بازدید امروز : 1,422 | بازدید دیروز : 33,074 | بازدید کل : 128,892,202
logo-samandehi