ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اللهم عجل لولیک الفرج

 

به زنجیرم بکش گیسوی رنگین از حنابندان

چه دلتنگم برای عاشقی در گوشه ی زندان

برای زخم دل ها مرهمی جز عطر یوسف نیست

بیا دستی بکش روی دلم ای نفحه ی کنعان

دلم مثل چناری در خیابان ولی عصر است

که خشکیده ست دور از روی تو ای روضه ی رضوان

بهاری تازه ای را تشنه ام مانند این صحرا

تنم غرق است در هجران تو چون ظهر تابستان

و نبض عاشقی کند است بی تو سیب سرخ من!

غزل ها بی تو خواهد مرد در این عصر یخبندان

و بی تو بیدلان سر در گریبان اند و صم و بکم

نگاهی... تا تغزلها بجوش آید در این الحان

چه شبهایی که با سوسویی از عشق تو سرکردم

فقیر خسته می سازد ز خوان تو به قرصی نان

***


بیا در لحظه های آخر عمر من ای موعود!

گرفته جسم و جان خسته ی من بوی الرحمان

کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1393/11/21 در ساعت : 10:58:40   |  تعداد مشاهده این شعر :  631


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

م. روحانی (نجوا کاشانی)
1393/11/25 در ساعت : 5:32:8
درود و دست مریزاد ، دلنشین است شعرتان
.....
مهدی بیا که سبز کنی روزگار را
روشن کنی به نورجمالت بهار را
بازدید امروز : 26,206 | بازدید دیروز : 29,468 | بازدید کل : 127,366,573
logo-samandehi