ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



میوه‌ی ممنوع
              میوه‌ی ممنوع

برهوت است بیابانِ چنینی که منم
هیچ شیرین نشود شوره‌زمینی که منم

مانده‌ام تا پس از این باز چه خواهید ربود
تو و دنیای تو از بی‌دل‌و‌دینی که منم

دست بردار گل تازه بهارم!، تا  کی
- پای این کهنه‌خزانی بنشینی که منم؟ 

گاهی آهی بزند راه ِ سفر را؛ هشدار!
گوش مسْپار به آوای حزینی که منم

آخرین شعله‌ی شمع سحر است این، یعنی
-دل بکن از نفس بازپسینی که منم

می‌شوی گیج و گم و گنگ، مبادا بزنی
لب به آمیخته‌ی شکّ و یقینی که منم

بشود سربه‌سرِ خاک اگر باغِ بهشت
بانو آن میوه‌ی ممنوع نچینی، که منم!

شأنِ انگشت تو بالاتر از این‌هاست؛ بشوی
دست از حلقه‌‌ی بی‌نقش‌و‌نگینی که منم

ته ِ این درّه پلنگی ست؛ اگر یک ذرّه
آفتابی شوی ای ماه!، ببینی که منم 

بس که بالا و بلایی، به شکارِ دلِ تو
کارگر نیست کمانیّ و کمینی که منم

فتحِ این قلّه نفس می‌طلبد؛ خالی کن
-سینه از خاطره‌ی خاک‌نشینی که منم

عشق پرسید: چه کس کوسه‌ی دریای بلاست؟
نعره‌ای زد دل من، با چه طنینی، که منم

عشق آمیخت تو را در من و من را در تو
من همانم که تویی و تو همینی که منم



کلمات کلیدی این مطلب :  میوه ممنوع ، درندشت ، انگشتر ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1393/8/22 در ساعت : 22:12:53   |  تعداد مشاهده این شعر :  1476


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  ف     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سلام استاد قند خیلی اشعار تون را دوست دارم لطفا سایت شعرچشتی را رنگین سازید http://sheredari.ir/index.php?do=register چشتی
سیاوش پورافشار
1393/8/22 در ساعت : 23:3:31
درود بر شما
غزلي لذت بخش بود
دست مريزاد
محمد حسین انصاری نژاد
1393/8/23 در ساعت : 0:57:21
سلام بردوست.
پس ازمدت ها،بااین غزل زیبا ومتمایزشما،سرذوق آمدم وطراوتی تازه کردم.
حس وحال زیبای غزل هایتان که باحکمتی زلال آمیخته است راخیلی دوست دارم.
سارا وفایی زاده
1393/8/23 در ساعت : 1:45:4
سلام جناب ذکاوت

زیبا و دلنشین سرودید.

عشق آمیخت تو را در من و من را در تو
من همانم که تویی و تو همینی که منم.

خوشمان آمد...:-)
رضا محمدصالحی
1393/8/23 در ساعت : 21:45:6
ته ِ این درّه پلنگی ست؛ اگر یک ذرّه
آفتابی شوی ای ماه!، ببینی که منم

روایتی زیبا و بدیع از قصه ی ماه و پلنگ

کل شعر هم بسیار زیبا و دلنشین است
دست مریزاد استاد
محمدرضا سلیمی
1393/8/24 در ساعت : 2:28:3
سلام
دست مریزاد
اصغر اکبری
1393/8/24 در ساعت : 8:25:33
سلام
گیرا و جذاب بود.
مرحبا
وحیده افضلی
1393/8/24 در ساعت : 23:17:5
سلام... زیبا بود
محمدمهدی عبدالهی
1393/8/25 در ساعت : 7:33:32
سلام و عرض ادب استاد عزيز
درود بر شما
زيبا و لذت بخش بود
مويد و منصور باشيد
توفيقاتتان مستدام
مرضیه عاطفی
1393/9/13 در ساعت : 0:50:0
"ته ِ این درّه پلنگی ست؛ اگر یک ذرّه
آفتابی شوی ای ماه!، ببینی که منم"
سلام و احسنت بر این ذوق و قریحه!
در پناه خداوندگار عالم تاب؛ پیروز و برقرار باشید.
یاعلی(ع)
بازدید امروز : 6,498 | بازدید دیروز : 30,027 | بازدید کل : 128,831,906
logo-samandehi