ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ارمغان


به ستاره ها سوگند
وقتی از اقیانوس چشم هایت می گذرم
دست و دلم
بادبان ها را می ماند
که با وزش نسیمی
متلاطم می شوند و پر غرور
از زخم هایی
که کودکان بی پناه هرکجا آباد
برایم به ارمغان گذاشته اند
مرطوبینه دستمالی
بر گر گرفتگی سینه ات می گذارم
مثل دستمال پیچه ای
که مادرم
چاشتگاه
توشه ی پدر می کرد
و عصر
در ستاره ی کم سوی
چشم هایش
خط نارسی از اشک و خون را
می شد پی گرفت
ارمغانی که از
حنجره ی دیوارهای کاهگلی بی روزن
از مجرای ترک خورده ی لنگه در های چوبی
به داخل می موئید و

پدر
رنجور تر از آن بود
که نسل گرگ ها را از پا در آورد
حالا با این نرمینه دستمال مرطوب
نه تو می توانی
اشک های مادرم را
از اقیانوس چشم هایت بزدایی
نه من
در قیقاج برج و باروها
دست و دلم را
به زانو گرفته ام

گوش کن
از دور
طبال ها بر طبل معرکه می کوبند
بند پوتینم را محکم کرده ام
این گرگ
باید از مزارع نیشکر
از پنبه زاران و زیتونستان ها
بیرون برود

یا برمی گردم
و یا برای پسرم
لالایی های مادرانه را طوری بخوان
که خون گرگ ها
در وریدهایشان
بخشکد




کلمات کلیدی این مطلب :  شعر سپید ، محمد صارمی شهاب ،


   تاریخ ارسال  :   1392/11/17 در ساعت : 21:18:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  1420


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

سیاوش پورافشار
1392/11/19 در ساعت : 8:46:28
بنام خدا
آنچه این شعر را زیبا می نماید وفور تصاویر است که هر کدام زیبایی خاصی دارد
اما چند نوع بررسی این شعر:
1-بررسی ساختارگرایانه:فرم شعر سپید اگرچه دست و پا گیر نیست اما قواعد خاصی هم دارد مثلا اینکه کدام سطر را طولانی یا کوتاه بنویسی قواعدی دارد شاعر هر جا نمی تواند بندی را تمام کند وبند دیگری آغاز کند
اگر نگاهی کوتاه به این شعر بیاندازیم چرا سطر:
دستمال پیچه ای که مادرم چاشتگاه توشه ی پدر می کرد
اینقدر بریده بریده می شود:
دستمال پیچه ای
که مادرم
چاشتگاه
توشه ی پدر می کرد
یا چرا
به داخل می موئید و

پدر
اینقدر فاصله افتاده است
یک نکته ای که لازم است بگویم این است که وقتی که از حروف ربطی مثل واو یا که استفاده می شود نباید در شعر نو یا سپید بین دو تا جمله که به هم ربط داده شده فاصله انداخت چون با ماهیت حرف ربط منافات دارد
2-موسیقی یا آهنگ:خوب بکاربردن قافیه در شعر سپید هم ایرادی ندارد هر چند مرسوم نیست به خاطر اینکه از عروض در این ژانر خبری نیست کاش شاعران سپید سرا از طرق مختلف مثل موسیقی معنوی(ارتباطهای معنایی و تصویری) یا درونی(سجع و جناس و...)شعرشان را آهنگین کنند
در این شعر فقط دو مقوله تکرار(مثل تکرار واژه اقیانوس، دستمال و...) و همچنین همخوانی تصاویر در بعضی بندها مقداری موسیقی در شعر ایجاد کرده است.
با آرزوی موفقیت برای شاعر محترم
علی اصغر اقتداری
1392/11/22 در ساعت : 23:36:43
سلام
شاملو پس از حدود چهل سال تلاش در عرصه ی شعر کلاسیک ،قالب سپید را انتخاب کرد واگر اورا -چون نیما که به پدر شعر نو معروف است -پدر شعر سپید بنامیمر بیراهه نرفته ایم
برای ورود به شعر سپید باید پشتوانه ی سترگ شناخت اشعار کهن وادبیات هزار وچند ساله ی این مرز وبوم ادب خیز وادب پرور را در چنته داشته باشیم .آشنایی با با عروض وقافیه وبدیع ودیگر صناعات ادبی از دیگر ملزومات این ورود است .
بعضی ها فکر می کنند اگر نوشنه هایشان را با لعابی از تخیل رنگ آمیزی کنند شعر سپید گفته اند
اگر حافظه ام یاری کند مختصات شعر سپیدرا از کتاب موسیقی شعر استاد شفیعی کدکنی دراین مقال می گنجانم
یکی از خصوصیات بارز شعر سپید ایجاز است یعنی استفاده ی بهینه از کلمات تا جایی که نشود حتی یک کلمه ی آن را حذف کرد ویا کلمه ای بر آن افزود کوتاه ترین وموجز ترین شعر شاملورا با هم مرور می کنیم
سلاخی سخت می گریست
او
به یک قناری دل بسته بود
هم آوایی حروف که می تواند در ایجاد موسیقی میانی نقش به سزایی داشته باشد از دیگر ملزومات این گونه شعر هاست
مرحوم حسن حسینی در کتاب گنجشک وجبرییل در باره ی علمدار کربلا وهنگامی که تن به شهادت می سپارد برای نشان دادن تاثیر عمیق این درد چنین می گوید
کنار درک تو کوه از کمر شکست این تکرار "ک" هاتوالی شکستن را به ذهن خواننده منتقل می کند ویا در همان شعر شعر شاملو
سلاخی سخت می گریست تکرار "حرف سین " از سخت بودن این دلباختگی حکایت دارد
باستانگرایی یعنی آوردن کلمات فخیمی که در تاریخ اذبیات ما ومخصوصأ در کتاب ارزشمند " تازیخ بیهقی " بسامد فراوانی دارد نیز ،می تواند بر زیبایی شعر سپید بیفزایدوهم با جان یافتن دوباره ی این کلمات، غنای فرهنگی ادبیاتمان را یاد آور می شویم
گرچه شعر سپید وزن ندارد واز قواعد شعر عروضی پیروی نمی کند ولی از نقش قافیه که به قول نیما زنگ مطلب است وهمچنین آوردن ردیف در جایی که به موسیقی شعر می افزاید نیز نباید غافل ماند
نوشتن سطور شعر سپید به گونه ی نثر های شاعرانه که درابتدابا نهادشروع ودر پایان با گزاره ختم می شود نیز کار معقولی نیست
باید به جای گاه حروف ونقش آفرینی آن در شعر با دقت بیشتری عمل کرد تا بتواند در القای مفهوم به خواننده کمک شایانی را انجام دهد
دراین شعر با تصاویری زیبا وسرشال از خیال روبه رو می شویم واین تخیل بر شعر بودن آن گواهی می دهد اما اگر از نگاه ایجاز در شعر به آن بنگریم موفق عمل نکرده چرا که می توانسن حد اقل به شعر مستقل تبدیل شود
گوش کن
از دور
طبال ها بر طبل معرکه می کوبند
این سطور وادامه ی آن ها می توانست خود شعری مستقل باشد وقسمت بالایی نیز با کمی حذف واضافه به شعر دیگری تبدیل شود
.........
برای شاعر افق ها روشن تری را آرزومندم
شبنم فرضی زاده
1392/11/23 در ساعت : 6:54:11
یاهو
ودرود...
به ستاره هاسوگند...ازلایه بندی شعر دربندهای آغازین میخواهم به نقدی شکل مدارانه برسم.
formalistic approach/ارتباط اجزا در هر اثر هنری یکی از مهم ترین فاکتورهای هنری بودن آن اثر است، به تعبیری چنانچه زیباترین تصویرها و واژه ها در کنار هم بیایند بدون در نظر گرفتن ارتباط آنها به یکدیگر آن تصاویر ارزش هنری پیوسته ای نخواهند داشت.مسئله در این جا چه گفتن نیست ، چگونه گفتن است . این که از طرفیت زبان و ابهام واژه ها استفاده کنی .باید توانست بازبان مناسب و تلفیق با تصاویر که می تواند حس خوبی در مخاطب پدید آورد بی اندگی حشو و اطناب ,مخاطب را تاپایان کار به احساسی کشاند که درعین زیبایی خسته کننده نیزنباشد..
پدر
رنجور تر از آن بود
که نسل گرگ ها را از پا در آورد

دراین شعر هم از هنجار گریزی نحوی رگه هایی دیده می شود هم از ترکیب های روان شناختی یک کار تقریباموفق:
اید از مزارع نیشکر
از پنبه زاران و زیتونستان ها
بیرون برود
...
از زخم هایی
که کودکان بی پناه هرکجا آباد
برایم به ارمغان گذاشته اند
و...

درواقع برخی از ترکیب های جدید کاربردی شاعر که میتواند جزوء نقاط قوت یک شعر باشد
گذشته از بندهایی که نمایی از توضیح وتکرار را مینمایاند وشاید اگر نمی بود هم ضربه ای به پیکره اصلی کار واردنمیشد و بعضی اصرارهای تاحدودی ناشیانه ,کار را کار موفقی دیدم.

یا برمی گردم
و یا..

یانور


محمدمهدی عبدالهی
1392/11/17 در ساعت : 23:59:32
سلام و عرض ادب بزرگوار
درود بر شما
مجتبی اصغری فرزقی
1392/11/20 در ساعت : 1:31:59
سلام دوست عزيز

شعر شما را خواندم

موفق مو يد باشيد


كيان- مشهد
شبنم فرضی زاده
1392/11/20 در ساعت : 9:29:18
افرین
درودت
محمد صارمی شهاب
1392/11/24 در ساعت : 20:8:47
از همه ی دوستان بزرگوارم سپاسگزارم که به نقد شعرم پرداختند.
پیروز باشید.
بازدید امروز : 12,839 | بازدید دیروز : 16,894 | بازدید کل : 121,952,338
logo-samandehi