ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معصومه حیدرپور
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



قصيده ي "مادر" به :روح پاك مادرم كه سالهاپيش بافرشتگان خداپيوندخورد
بیاد مادرم که با فرشتگان خدا پیوند خورد




چقدر از غمت ای جان پناه، پیر شدم

شبیه کودکی خود بهانه گیر شدم


بدون وقفه شکستم به شیشه مشت زدم

میان سکسکه ،دیوانه ای دلیر شدم


کدام سمت، سراسیمه بر زمین خوردم

نفس نفس نفس آتش درآن مسیر شدم


پس از تو باغچه را بی اجازه له کردم

که سخت بی نفست از بهار سیر شدم


پس از تو کوچه و هر شب کلاغ نفرینی

قفس به گریه و من قمری اسیر شدم


قفس به گریه و بی وقفه بال بال زدم

پرنده ای پر کابوس مرگ و میر شدم


زدم به کوه از اندوه پنج شنبه ی شهر

و گرم زمزمه با تکدرخت پیر شدم



چقدر همنفس جاده های دوراز دست

چقدر شاعر شبخوانی کویر شدم


بدون بدرقه ی یک ستاره براتوبوس

شبی روانه ی یک شهر برف گیرشدم


من و محاصره ی دره های سرد وعبوس

شبیه پنجره ای رو به زمهریر شدم


به قله های مه آلود از غمت گفتم

چه سربلند سرودم چه سربزیر شدم


چقدر در گذر رودخانه، خیر ه به ماه

سرودم ازغم تو ، شاعری شهیر شدم


دو سال یکسره سربازی ام به کوه گذشت

میان بیشه ای از حاد ثات،شیر شدم


زمین که خوردم یا فاطمه بلندم کرد

که غرق روضه ی" یا حضرت امیر" شدم


دو سال، موقع خوابم همیشه اشک به چشم

دو سال، وصله به پیشانی ام ،فقیر شدم


چقدر چشم به بام امامزاده ی شهر

چقدر زایر آن گنبد منیر شدم


در اولین رمضان پس از تو هر شب قدر

به گریه همنفس" جوشن کبیر" شدم


گل یخی به سراشیب دره ای بودم

که با شکوه بهار آنچنان حقیر شدم


ببخش این همه سال و دو سوگواره ی من

ببخش مرثیه خوان غمت چه دیر شدم!




26/3/90 میبد

کلمات کلیدی این مطلب :  قصيده ، ي ، "مادر" ، ، ، ، ، ، ، ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1390/4/5 در ساعت : 16:52:27   |  تعداد مشاهده این شعر :  1485


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1390/4/5 در ساعت : 19:48:44
دوست مهرپرورم سلام.یک بار دیگر دست مریزاد میگویم برای پرداختن این قصیده ی فاخر تاثیرگذار...واما جالب است بدانید ارادتمند شعرطنزی بدین وزن وقافیت دارم:
فزون ز حد چو اخیرا بهانه گیر شدم
زنم به خنده مرا گفت پاک پیر شدم
نمی پذیرم ازو گرچه گفته ی حقی است
چه زود جان شما باب مرگ و میر شدم....
به دور نیست که با چشم خویشتن بینم
پدربزرگ شدم شاطر کبیر شدم.
سربلند باشید.
مصطفی پورکریمی
1390/4/6 در ساعت : 13:7:38
سلام جناب استاد انصاری نژاد عزیز
خدایش بیامرزاد
عالی بود و پر احساس واقعا ما را با این قصیده ی فاخر تا اوج دلتنگی هاتون بردین
دلمون براتون تنگ میشه دیر ،دیر تشریف میارین
بازدید امروز : 13,227 | بازدید دیروز : 26,255 | بازدید کل : 133,625,325
logo-samandehi