ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ققنوس تر از علی
از دیده به جای اشک خون می باریم
در گوش زمانه بانگ بر می داریم

در آتش عشق تاکه دنیا دنیاست
ققنوس تر از علی لندی داریم؟

۲
هرچند که بر بالش غفلت خواب است

افتاده در آغوش شب مهتاب است

خورشید که صبح از سفر برگردد

این برف دوباره از خجالت آب است!

۳

در صحن حیاط شادی آغاز شده است

هرگوشه پر از طنین آواز شده است

لبریز شده کلاس از عطر کتاب

گل از گل روی مدرسه باز شده است

۴

در ما بشتاب بشنو این همهمه را

مرهم بگذار زخم صد واهمه را

از زندگی ما که دگر ساخته نیست

ای مرگ تو پایان بده رنج همه را

۵

ای پنجره از هراس لبریز است

این یادآور غارتی غم انگیز است

این از کوچه صدای پای او می آید

آغوش ببند باد پاییز است این!

۶

شادی اگر از دل بگریزد چه کنم؟

با من غمی از نو بستیزد چه کنم؟

پشتم به پدر همیشه گرم است ولی

این کوه اگر فرو بریزد چه کنم!؟

۷

یک کوله پر از صفای دل بردوشم

پیراهن صد خاطره را می پوشم

هر روز به صحن مدرسه می گردم

کو آن من کودکی بازیگوشم؟

۸

هرلحظه که چشم ما به حسرت وا شد

بر روی جبین چین غمی پیدا شد

تا پلک زدیم فرصتی رفت از دست

از حاصل جمع ما یکی منها شد!


#رحیمی_رامهرمزی

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/7/3 در ساعت : 17:15:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  71


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 4,233 | بازدید دیروز : 45,025 | بازدید کل : 136,162,609
logo-samandehi