ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



فیلسوف وعارف ودیوانه وهندو شدم
ای کرونا درجوارت خسته و ترسو شدم_ مثل ماهی توی تابه، این رو واون رو شدم_ زندگی ها شد شلخته. کاسبی ها هم که تخته_ باد در جانت بیفته، دم به‌ دم جادو شدم_ خانه ها مثل هتل شد،جملگی دران ولو_ فیلسوف و عارف و دیوانه و هندو شدم_ خیره شد چشمان بابا قوری ام برهر خبر_ ناتوان و ناامید وپرغم و کم سو شدم_ زیر بار وحشت از ویروسهای ناقله_ مثل رابینسون کروزوئه خود لو لو شدم_ ازهجوم فکر و ذکر ذره ی وا گیردار_ برق شادی رفت و، در یخچال تن بد بو شدم_ گوشی بی صاحبم ،چسبیده بر پنجولها_ ور نمی اید ازانجا وصله و روفو شدم_ قبل از این خانه نشینی فکر وذکرم باز تر_ در ته غار خودم، پوسیدم و هالو شدم_ بسکه در یکجا نشستم اب و نان شد درد من_ قد قدم می اید و انگار که کوتو شدم_ الکل و پاشیدن و مالیدن و سابیدنش_ طعم ومزه رفت وگم شد چون کدو بی بوشدم_ در اینستا وتلگرام وسروش و واتساپ_ دور دنیا گشتم و هم سفره با یا هو شدم_ گاه چوب خشکم وگاهی خمیر ترش وباز_ مثل سیر ترشی پنهان ، ته پستو شدم_ بسکه دور خانه ام چرخیدم و گز کردمش_ زرد ومشکی خط خطی محبوس در کندو شدم_ قالی ابریشمی اصل کاشان بوده ام_ زیر پای استرس از ترس تو زیلو شدم_ بسکه در خود ریختم چون وچرای بی جواب_ دیگر ادم نیستم که.سیل کن .سیلو شدم.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1400/4/5 در ساعت : 12:4:56   |  تعداد مشاهده این شعر :  78


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 18,648 | بازدید دیروز : 26,140 | بازدید کل : 135,045,301
logo-samandehi