ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



انگار انگور
                انگار انگور
 
نپرد هیچ دلی دور و بر عشق، به زور
عشق آن است که دل را بِبَرَد، بی دستور
 
عاشقی اوجِ رهایی است؛ مپندار ای ماه
-که مرا مِهرِ تو کرده است مهار و مجبور
 
من به گهواره همه خواب تو می‌دیدم و، هم
-سر برآرم پی تو صبحِ قیامت از گور    1
 
عوضِ روی تو، با راز و نیاز، امشب باز
بوسه باید بزنم بر رخِ مهتاب از دور    2
 
غافل از لطف تو هستند و، به من می‌گویند
به کجا می‌بری این ران ملخ را ای مور؟!
 
چه بخواهی، چه نخواهی، به تواَم وابسته
شده‌ام وصله‌ی تو؛ گرچه نچسب و ناجور
 
طبعِ عینِ عسلی دارم؛ از آن می‌ترسم
آخر این چشمه‌ی شیرین بخورد چشمی شور
 
چشمه‌سارم؛ زده فوّاره، شده سروِ سفید
تا عصای تو شوم آی کویر کر و کور!
 
شهر من شُهره‌ی دنیاست به بی‌اقبالی
فرقِ لامِرد، همین است فقط، با لاهور!    3
 
خرّما شعرِ من، این نخل، که خرمای خوشش
منشأ و منبع مستی شده؛ انگار انگور
 
کافر عشق نمیری؛ که چنین مُرداری
لاشه‌اش را نتوان شُست به صد من کافور
 
نازم آن نرّه‌نهنگِ دلِ دریا، ورنه
ماهی از تُنگ به در آید و افتد در تور
 
مرهم ای دوست نبودی تو مرا هم؛ دردا
کی دوا داشته زخمِ دل و، آن هم ناسور
 
سرخوشا شمعِ زبانْ‌سرخ؛ زبونی نکشد
هم اگر شب بکشد تیغ پیِ کُشتنِ نور 
 
 

1- به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم/به گفت‌وگوی تو خیزم، به جست‌وجوی تو باشم        (سعدی)
2- روی نگار در نظرم جلوه می‌نمود/وز دور بوسه بر رخ مهتاب می‌زدم          (حافظ)
3- لامِرد؛ زادگاه و محل زندگی‌ام؛ جنوبی‌ترین نقطه‌ی استان فارس
 
کلمات کلیدی این مطلب :  انگور ، لامرد ، لاهور ، نخل ، خرما ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/9/25 در ساعت : 20:54:24   |  تعداد مشاهده این شعر :  176


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حنظله ربانی
1399/9/25 در ساعت : 21:50:39
دست مریزاد جناب ذکاوت عزیزم
رضا محمدصالحی
1399/9/26 در ساعت : 9:37:7
طبعِ عینِ عسلی دارم؛ از آن می‌ترسم
آخر این چشمه‌ی شیرین بخورد چشمی شور

درود بر شما استاد ذکاوت عزیز
جابر ترمک
1399/9/26 در ساعت : 14:31:58
خرّما شعرِ من، این نخل، که خرمای خوشش
منشأ و منبع مستی شده؛ انگار انگور
به به
بازدید امروز : 16,066 | بازدید دیروز : 35,110 | بازدید کل : 128,714,445
logo-samandehi