ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«دریای شورانگیز چشمانش»
«دریای شورانگیز چشمانش»
 
این روزها، لبخندهایت قند پهلویند
احساسِ خنجرخورده ام را نوشدارویند
 
باید بگویم، بیت بیت، این شعرهای من
خود وامدار لطف آن دو چشم و ابرویند
 
رد می شوی از کوچه ها، با دیدنت حتی
گنجشک های شهر، درحال هیاهویند
 
می بایداز صیّادها، هر لحظه، پنهان کرد
آن چشم هایی را که همچون چشم آهویند
 
مصداق آن هستند چشمانت که شاعرها
در شعرشان، دریای شورانگیز می گویند
 
از شیوه ی آن ها تمام شهر مبهوت اند
گویی همه درگیرودار لفظ یاهویند !!
 
گُردآفرید من! تو را تسلیم می خواهند 
قومی به فکر ریزش آن برج و بارویند 
 
چیزی به جز ویرانه ای از ما نمی خواهند 
در شعرهای من تو را هر روز می جویند 
 
من تا همیشه بر سر پیمان خود هستم 
هر چند، گاهی حرف های تو دو پهلویند...
 
خوب آب و جارو کرده ام ایوان جانم را 
این چشم ها در انتظار آن پرستویند! 
کلمات کلیدی این مطلب :  قندپهلو ، نوشدارو ، صیاد ، برج ، بارو ، گردآفرید ، پرستو ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/8/20 در ساعت : 12:26:37   |  تعداد مشاهده این شعر :  191


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1399/8/20 در ساعت : 12:45:38
درود استاد
مثل همیشه بهره بردیم

نظرتان چیست که در این بیت به جای /دو چشم/ چشمان بیاید ؟ :
باید بگویم، بیت بیت، این شعرهای من
خود وامدار لطف آن / چشمان/ و ابرویند
علی اکبر سلطانی
1399/9/1 در ساعت : 14:48:49
سلام استاد نازنین...
چقدر قلمتان زیباست ...
الحق که مثل شهرتتان قلمتان هم صفا میدهد دلها را ...
کیفور شدم از خواندنش..
حبفم اومد بیتی جدا کنم...
دست مریزاد ...
مراقب خودتان باشید درایناوضاع کرونایی خواهشن
بازدید امروز : 27,723 | بازدید دیروز : 32,230 | بازدید کل : 127,156,314
logo-samandehi