ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



این ترکها روی لبهایم نشان خنده نیست
بی تو حس کردم خدا بر خون انسان تشنه بود
باغ در تصویر خاک آلود شیطان تشنه بود 
 
این ترکها روی لبهایم نشان خنده نیست
این کویر از ابتدا ی خلق باران تشنه بود
 
هرکه آمد پشت پا زد بر شکوه بخت باغ
خشکسالی خسته از تقدیر پنهان تشنه بود
 
هرچه بالا تر پریدم باز تر شد دید من 
باز ، از این ارتفاع پست انسان تشنه بود
 
زخم هایم خشک و رگهای گلویم خشک تر
رود حتا در خم تکثیر جریان تشنه بود
 
ساحل از امواج پی در پی پریشان تر شده است
ظاهرن از سیلی بی جای طوفان تشنه بود 
جابرترمک
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/7/28 در ساعت : 10:17:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  241


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1399/7/28 در ساعت : 12:6:3
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معروف امضا دار است به نحوی که تشخیص اینکه شعری متعلق به ایشان است راحت است و اما در این غزل :
در مطلع که جای هنر نمایی شاعر است و قوت زیادی را می طلبد آوردن / بر / بجای / به/ که به ضرورت وزنی رخ داده از قوت شعر کاسته است
در مصرع دوم ردیف تشنه بود به احتمال زیاد با سهوقلمی تبدیل به خسته بود شده است
در بیت دوم که به نظر بهترین بیت این غزل است تکرار /این /قدری از زیبایی این بیت کاسته است و به نظرم اگر این مصرع اول حذف شود بهتر است .
و دیگر اینکه /تشنه بودن / در بعضی از ابیات و مصرع ها به مبتدای خود نمی چسبد مثل :
/خشکسالی خسته از تقدیر پنهان تشنه بود / در این مصرع نقش خستگی مشخص نیست و در مصرع دیگر / از سیلی بی جای طوفان تشنه بود / باید گفت محصول سیلی، تشنگی نیست ...
بازدید امروز : 6,695 | بازدید دیروز : 39,819 | بازدید کل : 125,829,928
logo-samandehi