ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



جامانده‌ام ...
جامانده‌ام ...
 
باز دلم شوق عبادت گرفت
شوق قدم های ارادت گرفت
باز دلم تنگ‌تر از سالِ قبل
حال و هوایی چو شهادت گرفت 
 
باز نشد راهی کویت شوم
زائر آن بُقعه،‌ به سویت شوم 
باز نشد همسفر عاشقان
پای برهنه، به نکویت شوم
 
جامانده شدم، ای پسر فاطمه
رانده ز هر کس، پسر فاطمه
بیچاره و دلتنگ پی موکبی
شاه کرامت، پسر فاطمه
 
آقا دل من خسته و درمانده شد
از کنج حریمت چه کنم، رانده شد
آنقدر گنه کردم و عصیان گری
بد کردم و افسوس که جامانده شد
 
مولا چه شود گر بدهی تحفه‌ای
آقا چه شود تا بدهی نامه‌ای
زهرا شفاعت کند این روسیاه
ارباب، تو این بار مرا خوانده‌ای
 
حال دلِ بشکسته‌ی من را ببین
این گریه‌ی پیوسته‌ی من را ببین
چندسالیست دوباره برگشته‌ام
بیچاره‌ دلم، ضجه‌ی من را ببین
 
اشک ها نازکشت یا حسین 
بغض ها ملتمست یا حسین
آوارگی روح و دلم تا کجا!
مشتاق ضریحت شده ام، یا حسین
 
بین الحرمین سعی و صفای دلم
الحق که بهشت زیر پای دلم
از شوق طواف حرمین، بی امان
بوسیدن شش گوشه هوای دلم
 
آقا تو ببین بی کس و درمانده ام
در زمره‌ی خوبانِ تو ناخوانده ام
اشک هایم که دهند این گواه
بی مایه ترینم چه کنم، رانده‌ام
 
مولای شهیدم تو پناهم بده
ارباب کریمم، تو راهم بده
دلخسته و دلتنگ‌تر از هرکسی
ارباب بیا، آنچه که خواهم بده
 
محمدمهدی ناصری (مطهران)
اربعین ۱۳۹۹


   تاریخ ارسال  :   1399/7/26 در ساعت : 0:17:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  71


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 6,533 | بازدید دیروز : 39,819 | بازدید کل : 125,829,766
logo-samandehi