ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



در رثای استاد شجریان
 در رثای استاد شجریان
آمد این آوای حُزن آلود از نای سروش  
  نغمه ساز عرصة آواز ایران شد خموش
بلبل بزم دل انگیزِ سخن خاموش شد  
  نغمة مرغ سحر ، دیگر نمی آید به گوش
ربّنایش باز هم پیچید در اقصای عرش  
  آمد از بالانشینان فلک بانگ خروش
آن که آوازش چو می پیچید اندر بزم عشق  
  می ربود از جملة نازک خیالان صبر و هوش
عشق ورزان از نوایش در هوای یار ، مست  
  می گساران در کنارش سرخوشانی باده نوش
صوت داوودی سرشته در نوایش بی قیاس  
  صِیتِ آوایش رسیده  از صفاهان تا به شوش
خسرو آواز  ایران دل زسلطانی گسست  
  در دل مردم نشست آن پاکباز خرقه پوش
هر زمان آزاده ای از دار دنیا می رود  
  در دل آزادگان دریای خون آید به جوش
توسن گیتی نمی گردد به کام کس مُدام  
  ترکتازی می کند پیوسته این چرخ چموش
نالة « مسعود » در چنگال غم فریاد شد    
  لاجَـرَم چنگ از خراش زخمه می آرد خروش
سراینده  :  مسعود عالم پور رجبی

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/7/18 در ساعت : 22:10:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  151


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 19,415 | بازدید دیروز : 33,074 | بازدید کل : 128,910,195
logo-samandehi