ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



داغ
 
                     داغ
 
فوّاره زد از حنجره­‌ات خون؛ همه فریاد
فریادِ مذاب از جگرِ کوه شد آزاد
 
فوّاره فرود آمد و یک‌­یک قطراتش
شد مشت که کوبیده شود بر سرِ بیداد
*** 
ای لاله‌­ی هم‌زادِ ازل!، بی تو نمی‌­رُست
-بر خاکِ عدم، تا به ابد، عالَمِ ایجاد
 
ای مرشد و ای میر!، که هم عشق، که هم عقل
در مکتبِ تو هر دو شدند اسوه و استاد
 
دنیا همه گویند و گواهند که از دین
-ویرانه به جا بود و به دست تو شد آباد
 
کَشتی چو تویی، خوف و خطر چیست؟؛ هرآن‌­قدر
-مخفی بخزد موج و مخالف بوزد باد
 
تا برگ و برِ باغِ شهادت بشود نو
ای خونِ خدا، خون تواَش نشو و نما داد
 ***
برخاستی ای کوه! ولی با کمرِ خم
وقتی علم از دست علمدار تو افتاد
 
ای کُشته‌­ی لب‌­تشنه‌­ی افتاده به هامون!
قربانِ لبِ تشنه‌­ی تو گریه‌­­ی ما باد
 
زد مُهر به جان و دلِ ما آتشِ مِهرت
بر باد رویم و نرود داغِ تو از یاد
 
گودال، تنور، آن نوک نی، کاخ، خرابه
ای سر!، به کجاها که گذارِ تو نیافتاد!
 
قرآن به سرِ نیزه بخوان!، ای سرِ بی‌­تن!
شاید که همین نیزه شود منبرِ ارشاد
 
از پیش شود تشنه­‌تر آن تشنه، که آبی
-نوشید و، سپس بر تو سلامی نفرستاد
 
با خَلقِ تو احسنت به خود گفت خداوند
خفتی چو به خون، گفت به تو دست‌­مریزاد

 
کلمات کلیدی این مطلب :  داغ ، لاله ، ازل ، ابد ، عدم ، ایجاد ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1399/6/4 در ساعت : 14:2:29   |  تعداد مشاهده این شعر :  164


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابراهیم حاج محمدی
1399/6/4 در ساعت : 20:31:18
سلام حضرت دوست و استاد گرامی.
حماسی ، فاخر، بیادماندنی، و اسطقس دار. دست مریزاد و اجرتان با ابا عبد الله الحسین علیه السّلام و یاران شهیدش علیهم السّلام
رضا محمدصالحی
1399/6/5 در ساعت : 17:10:20
برخاستی ای کوه! ولی با کمرِ خم
وقتی علم از دست علمدار تو افتاد

گودال، تنور و نوک نی، کاخ، خرابه
ای سر!، به کجاها که گذارِ تو نیافتاد!

دست مریزاد استاد ذکاوت عزیز ماجور باشید
علی اکبر سلطانی
1399/6/12 در ساعت : 12:9:29
گودال، تنور، آن نوک نی، کاخ، خرابه
ای سر!، به کجاها که گذارِ تو نیافتاد!
سلامو درود استاد گرامی ...
عالی ست ...کربلا نصیبتان همین امسال به حق مولا
بازدید امروز : 4,910 | بازدید دیروز : 29,630 | بازدید کل : 127,503,953
logo-samandehi