ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«به باران نمی رسد»
«به باران نمی رسد»
 
برگرد زیر سایه ی خود را نگاه کن 
این دفعه را به خاطر من اشتباه کن 
 
اصلاً به فکر سرزنش این و آن نباش 
اصلاً عواقبش همه با من، گناه کن !
 
ویرانی ام به دست تو عین مَرمّت است 
یعنی بیا و هستی من را تباه کن !
 
یعنی به سمت کوچه ی ما هم قدم بزن
این بخت واژگون مرا رو به راه کن 
 
شب های آسمان مرا پر ستاره کن 
شب های آسمان مرا غرق ماه کن
 
این ابرهای خشک به باران نمی رسند
این باغ تشنه است، خدا را، نگاه کن !
 
گفتی تباه می کنی ام با اشاره ای 
عیبی ندارد ای به فدایت! تباه کن 
 
تا کاج دیر سال تو را باد نشکند 
بازوی عشق را نفسی تکیه گاه کن 
 
آرامشی دوباره بیابد مگر دلم 
روی تمام دلهره ها را سیاه کن 
 
وقتی نمی رسد به تو، ای ماه! دست من
رحمی به این پلنگ لب پرتگاه کن !
 
چیزی که از بزرگی تو کم نمی شود 
فکری به حال و روز منِ بی پناه کن 
 
حتماً به خوش خیالی من خنده می کنی 
آری بخند از ته دل قاه قاه کن 
 
شاعر! کسی به صحبت تو دل نمی دهد 
در ناگزیرِ درد، سرت را به چاه کن!
 
کلمات کلیدی این مطلب :  اشتباه ، کاج_بخت ، مرمت ، سرزنش ، پرتگاه ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/1/29 در ساعت : 21:43:3   |  تعداد مشاهده این شعر :  404


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,761 | بازدید دیروز : 32,298 | بازدید کل : 128,867,467
logo-samandehi