ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پروین اعتصامی

پروین اعتصامی
درآن عصری که دنیای زن ازظلمت لبالب بود
سپهرشعررا"پروین" یکی"رخشنده" کوکب بود
به مکتب خانه می رفت وصفا می دادمکتب را
چه شاگردی که درخردی شگفتی سازمکتب بود
به   فرزندش  پدر  آموخت   آداب  سخن گفتن
ادب شد وامدار او که بانویی  مودب بود
"بهار"شعربودو"شهریار" و همت" پروین"
ادابااین سه،شعر پارسی راحق مطلب بود
سروداوهرچه ازحکمت،بلندافتادوماناشد 
بنازم طبع پاکش راکه مطبوع مخاطب بود
درآن عصر ستم فریادمی زددردمردم را
زبان حال مردم،قطعه های نغزش اغلب بود
حلاوت  موج می زددرکلام روح افزایش
اگرچه جام عمرش نیز ازتلخی لبالب بود
پسندیدست ازآن پیرخرداشک یتیمش را  
که عکس روشنی ازروزگارظلمت وشب بود
نیابی واژه ای حتی خلاف حجب در شعرش
زبانش پاک بودوروح والایش مهذب  بود
خیالش راپی مضمون چنان هموارمی شد راه
که گفتی ابرهااورا یکی رهوار مرکب بود
اگر چه روزگار او را به سختی کرد آشفته
علیرغم پریشانی دل، لفظش مرتب بود
سخن کز دل برآیدلاجرم بردل نشیند ، کو
هرآنچه داشت در دل انعکاسش نیزبرلب بود 
چراغ شعر را افروخت بانوی ادب پروین
درآن عصری که دنیای زن ازظلمت لبالب بود
 
 
علی شهودی بستان آباد 

کلمات کلیدی این مطلب :  پروین ، اعتصامی ، شهریار ، بهار ، تبریز ، کوکب ، رخشنده ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/11/30 در ساعت : 2:28:46   |  تعداد مشاهده این شعر :  615


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

مسعود عالم پور رجبی
1397/11/30 در ساعت : 6:33:43
احسنت جناب شهودی عزیز دستمریزاد بدرستی حق مطلب را ادا کردی.
علی شهودی
1397/11/30 در ساعت : 22:25:55
سلام و سپاس از لطف و محبت مستدام حضرتعالی
بازدید امروز : 1,286 | بازدید دیروز : 33,074 | بازدید کل : 128,892,066
logo-samandehi