ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



صدای دهل
 
 
 
رو به سجّاده کنی وقتِ اذان کافی نیست
تا دمِ صبح زنی رطلِ گران کافی نیست
 
مُحتَسب گر چه غمِ دفتر و دُکّان دارد ...
در رهِ عشق فقط سود و زیان کافی نیست
 
جاده پُر پیچ و بیابان ز عطش لبریز است
ناقه ای کو که سپاهی ز خَران کافی نیست
 
گرگِ بی رحمِ فلک فطرتِ ما را بدرید
به چنین داغ فقط طیّ زمان کافی نیست
 
گوش دادن به صدایِ دُهل از دور خطاست
" به عمل کار بر آید"  به زبان کافی نیست
 
باید اندر رهِ معشوقه ز جان در گذریم
در فراقش به سر و سینه زنان کافی نیست
 
آدمی پیروِ ‌نفس است و مُطیعِ شَهَوات
به مَصافش زره و تیر و کمان کافی نیست
 
آن زمانی که  نکیرانِ عمل می پرسند ...
هر چه گویی که چنین است و چنان کافی نیست
 
مهران ساغری
کلمات کلیدی این مطلب :  سجاده ، عطش ، گرگ ، فلک ، جان ، نفس ، مهران ساغری ،


   تاریخ ارسال  :   1397/8/28 در ساعت : 4:50:39   |  تعداد مشاهده این شعر :  501


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 32,845 | بازدید دیروز : 39,819 | بازدید کل : 125,856,078
logo-samandehi