ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«گلونی هایی در آوار»
«گلونی هایی در آوار»

درد سنگین بود،در هم ریخت مهر و ماه را
روی لب های زمین،بنشاند نقش آه را

بیستون لرزیدوشیرین را به کام خود کشاند
دید از نزدیک فرهاد این غم جانکاه را

گُلوَنی هایی که در آوارها جامانده اند
شَروه می خوانند با هم داغ کرمانشاه را

مادری دارد به دنبال چه می گردد هنوز ؟
این چنین می کاود او هرسوی قربانگاه را

عاشقی گمنام،می گردد میان کوچه ها،
تا مگر در گوشه ای پیدا کند «گلشاه» را

چشم های قصرشیرین را مجال گریه نیست
بغض ها سدکرده اند از بس مسیر آه را

ضجّه های تاق بستان تا سرِ پل می رود
رود رودِ مادران پرکرده این درگاه را

درد ها آن قدر سنگین است روی شانه ها
برده از این شهر حتی خنده ای کوتاه را

دربیابان،درمسیری سنگلاخ،افتاده ایم
ای خدای درد! خود هموار کن این راه را !

دیرگاهی می شود آیینه ها افسرده اند
تا کجا بایدتحمل...این همه ناگاه را !؟

گلونی:روسری زنان کرد،لر،ولک.
شروه:آوازخواندن درفراق معشوق.
گلشاه:نام دخترانه پارسی،همچنین نام معشوق ورقه. ورقه وگلشاه اثری داستانی از عیوقی،شاعر قرن پنجم.

 


موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/10/13 در ساعت : 21:10:3   |  تعداد مشاهده این شعر :  645


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1396/10/14 در ساعت : 4:44:49

گُلوَنی هایی که در آوارها جامانده اند
شَروه می خوانند با هم داغ کرمانشاه را

سلام استاد عزیز

بسیار عالی

بازدید امروز : 9,475 | بازدید دیروز : 32,298 | بازدید کل : 128,867,181
logo-samandehi