ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام جناب صالحی - بین روانی و زیبایی تفاوت هست، جسارتاً روانی این مصراع ربطی به زیبایی فرضی آن ندا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



زنی که شاعر است
«زنی که شاعر است»
 
گاهی تنهایی یک زن
آن قدر عمیق است
نمی شود از کلمه ای به کلمه ی دیگر
از سرزمینی به سرزمین دیگر
به فراموشی برود
بعضی ها نمی دانند
زنی که شاعر است
حساس تر
بیشتر می شکند
تا واژه ها را کنار هم بگذارد
فقط خدا می داند
چقدر باران را قدم می زند
بعضی ها
که فقط زبان شان را می چرخانند
نمی فهمند
یک زن
همین طور که شعر می گوید
فکر می کند
به خرید سبزی که شاهی بیشتری داشته باشد
که مرد کارگرش دوست دارد
به قبض های ردیف شده
به چرخ خیاطی
که صبوری دست هایش را کم می آورد
به این که جوری حساب و کتاب کند
آخر ماه پول اجاره کم نیاید
زنی که شاعر است
نمی گذارد
کودکان را
آموزش نظامی بدهند
که سیاووش ها را سر ببرند.
رو می کند
دست مهدعلیا را
تا حاجب الدوله
حکمش را به گور ببرد
تا در امان بماند امیرکبیر ...
می تواند مرد باشد
مثل ریزعلی
قطاری را نگهدارد که ماتم می آورد
که قرار است شانه های چند مادر بلرزد
نمی گذارد
آل سیاه
با نام سپید خدا
روی پرچم اش
نان از جنگ بخورد
که بیشتر از این
سوگوارپرندهها نباشیم
نمی گذارد
ملک سلمان
در ضیافت شام دوستانه اش
همین طور که موشک ها را می شمارد
فکر کند به جشن های رقص شمشیر
به توهم این که حقوق بشر
چقدر برازنده ی اوست !
زنی که شاعر است
می تواند از بلندگوی شعرهایش
صلح را
در تمام جهان
منتشر کند.


موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/8/30 در ساعت : 20:9:5   |  تعداد مشاهده این شعر :  821


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خدابخش صفادل
1396/8/30 در ساعت : 20:18:56
درود
بسیار زیبااست،آفرین.به ویژه بخش های دوم وپایانی شعر،خیلی سخن دارد!
مهدعلیا امیرکبیر، صلح جویی زن،ریزعلی،آل سیاه و... عالی است.
خلیل ذکاوت
1396/9/21 در ساعت : 23:42:32
سلام. شعری عمیق و تاثیرگذار است. فقط در بند ((زنی که شاعر است/حساس تر/بیشتر می شکند)) فکر می کنم یک فعل جا افتاده است، مثلا" ((است)) بعد از حساس تر.
به هر حال از خواندن این شعر لذت بردم.
شعری محتوامند و دارای پیام و پژواکی انسانی است. توفیقاتتان افزون.
بازدید امروز : 37,194 | بازدید دیروز : 35,697 | بازدید کل : 125,936,285
logo-samandehi