ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
سلام برشاعر گرامی - جناب بحرانی بزرگوار - زیبا و دلنشین... - فقط یک سوال - آوردن همیشه وزن ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - بله درست است - فقط هجای دوم و هجای دهم اگر به صورت - /سَی/ سکون ی ثبت شود بهترخوا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



تنها خدا میداند...
شهر غرق تاریکی تحقیرش بود... 
در و دیوار اتاق همه از زخم زمان دم می زد، 
تلخی تقدیری که در آن، 
زخم زمان همره زخم زبان بغض سنگینش را اشک جوشان می کرد... 
بی تفاوت بودن 
سهم یک دلتنگی است 
پشت هر لبخندش 
قصه غصه حسرتهایی است که به دل میماند.... 
آواره نفرین اساطیر زمین 
ترس وکابوس و
سکوتی که شکست... 
(غم بحران تفاوت کم نیست) 
اشک،  ماتم،  تردید 
فهم یک باور نیست 
(تهمت زیستن از مرگ کم نیست) 
غرق تاوان سکوت 
شوق فریادی که در بغض گلو می‌ماند 
آلوده هستی و نیاز 
جنبش روح خدا در دل پر وسوسه هر انسان 
حسرت نابودی، بازگشتش به عدم 
روح نامیرایش به برون مینگرد 
جای خالی خدا 
در درونش غم و غم در درونش تنهاست 
با خودش می گوید :
به ستم عادت کن،  به اسارت 
زیرا ؛ 
باور آزادی در دروغی زیبا غوطه ور است 
که اگر آزادی.... 
پس چرا مرگ تورا می بلعد؟  
صحبت دوزخ و جنت 
صحبت عشق و تنفر 
و به ناخواه 
پا به دنیای پراز جور نهادن 
همه از جبر حکایت دارد 
اشک می‌ریزد و با اشک سخن می‌گوید :
(غم بحران تفاوت کم نیست) 
زیر لب زمزمه کرد ؛
درد پنهان را خدا داند که چیست 
تنها خدا، 
داند که چیست... 

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1396/5/30 در ساعت : 17:15:55   |  تعداد مشاهده این شعر :  742


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

مهدی محمدطاهری
1396/5/30 در ساعت : 19:17:2
پا به دنیای پراز جور نهادن
همه از جبر حکایت دارد
مگر آنجا که برآیند تمامی وجود
سوی بالا باشد
سوی والا باشد...
شهرزاد براتپور
1396/5/30 در ساعت : 21:13:54
درود بر شما و سپاس از حضورتان، زیبا قلم زدید، رقص قلمتان جاوید
بازدید امروز : 13,258 | بازدید دیروز : 28,221 | بازدید کل : 132,110,979
logo-samandehi