ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



برادرْ انگلستان!
زبان حال برخی  خطاب به برادرْ انگلستان!
 
سلامی می‌فرستد مخلص تو
از ایرانت، برادرْ انگلستان!
 
منم آنکس که شرمنده‌ست قرنی
ز احسانت، برادرْ انگلستان!
 
نمک پرورده‌ات یک عمر بوده‌ست
سرِ خوانت، برادرْ انگلستان!
 
ز «بی.بی.سی» و «بی. پی»ِ 1بی‌بیانیست2
خوش الحانت، برادرْ انگلستان!
 
همه مستعمراتت گشته آباد
ز عمرانت، برادرْ انگلستان!
 
چرا عین خودت اینقدر نازند  
رفیقانت، برادرْ انگلستان؟!
 
فدایت گردم ای خواهرْ فرانسه!
به قربانت، برادرْ انگلستان!
 
رها از دست ملتهای مظلوم
گریبانت، برادرْ انگلستان!
 
ز آه هیچ ملّت کک نیفتد
به تنبانت، برادرْ انگلستان!
 
گلستان است بهر چاکرت  ان-
-گِلستانت ، برادرْ انگلستان!
 
تو را روباه پیر. . . ؟ استغفرالله-
ز عنوانت، برادرْ انگلستان!
 
 
***
در استقبال از رمان «برادرْ انگلستان» دکتر علیرضا قزوه سروده شد!
 
 
1. شرکت نفت  بریتانیا
2. بی‌بیان: بی‌بی‌ها، عمّه‌ها!!

****
اگر دوستان بیتی یا ابیاتی تکمیلی هم داشتند، بفرمایند؛ در ادامه شعر درج کنم!

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1396/5/13 در ساعت : 1:17:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  882


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 33,579 | بازدید دیروز : 39,819 | بازدید کل : 125,856,812
logo-samandehi