ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام جناب صالحی - بین روانی و زیبایی تفاوت هست، جسارتاً روانی این مصراع ربطی به زیبایی فرضی آن ندا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«پروانه های حلب»
"پروانه هاي حلب" 
 
چقدر استخاره 
چقدر فال حافظ
امّا تو هر بار 
انگشت اشاره ات را 
سمت آسمان مي گرفتي... 
دوهفته نشده 
حلقه ي عروسي مان را 
گذاشتي براي روز مبادا... 
دل به دريا زدي 
تا آسمان، باروتي نباشد 
تا بچّه گنجشك ها 
از صداي خمپاره ها 
توي دل شان خالي نشود. 
دلتنگي ات چه كارها كه نمي كند 
چهار فصل 
دست زمستان را مي گيرد 
تمام تنم را مي لرزاند.
اين كلمات هم به قدّ تو نمي رسند 
به عطر سرانگشت هايت 
كه دوباره هواي خانه را عوض كنند 
هواي گل هاي روسري ام را ... 
مي خواهي پاي حسوديم بگذار
اين همه معجزه را از كجا بلد شده اي!؟
كه ارديبهشت ها 
تمام عاشقان جهان 
با گل سرخي بر مزارت 
حلاليت مي طلبند، 
مادران بسياري 
آرزو داشتند تو دامادشان باشي.
راست مي گفتي 
كار، كارخداست
مي خواست شبيه ماه بني هاشم 
آنقدر بالا بروي 
كه پروانه هاي «حلب»
آرام 
روي دست هاي تو بخوابند. 
 
کلمات کلیدی این مطلب :  حلب،باروتی،گنجشک،خمپاره ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1396/4/19 در ساعت : 8:33:41   |  تعداد مشاهده این شعر :  693


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

مهدی محمدطاهری
1396/4/19 در ساعت : 19:9:29
فضل الله المجاهدین علی القاعدین...
بازدید امروز : 1,924 | بازدید دیروز : 37,531 | بازدید کل : 125,938,546
logo-samandehi