ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام جناب صالحی - بین روانی و زیبایی تفاوت هست، جسارتاً روانی این مصراع ربطی به زیبایی فرضی آن ندا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ترسانندۀ برتر! (انتخاباتی!)
 
آمدی ای عقل از دلدار می‌ترسانی‌ام! 
خود به صد افسون، ز افسون‌کار می‌ترسانی‌ام
 
می‌خوری پالوده با اغیارِ  بی‌اصل و نسب
در عوض هر روز و شب از یار می‌ترسانی‌ام!
 
آمدی  ای بخت‌خواب‌آلوده با خمیازه‌ای
از خروش دولت بیدار می‌ترسانی‌ام!
 
با تو دیگر مطلقاً حرفی ندارم، خیر پیش!
ای که هی با شیوۀ اشرار می‌ترسانی‌ام!
 
روی صحبت با تو شد ای عقلمند ممتحن!
کاینزمان  از قاضی و سردار می‌ترسانی‌ام!
 
بهر آرا  اوستادِ «ژانر وحشت» گشته‌ای
فیلم بازی می‌کنی، بسیار می‌ترسانی‌ام!
 
من به قربان تو، گیرم «چیز» فرضم کرده‌ای
یک-دوباری بس بود، صدبار می‌ترسانی‌ام!
 
چارسالی مات چون دیوار بودی در عمل
حالیا  ای  شیخ، از دیوار می‌ترسانی‌ام!
 
زان‌طرف از  هرکه خواهد بهر ما کاری کند
ای ندانم‌کارِ لاکردار، می‌ترسانی‌ام!
 
گویمت این سفره خالی مانده، نانی لطف کن
با تشر ای طُرفه خوان‌سالار، می‌ترسانی‌ام!
 
گویمت اخبار دیشب از گرانی گفته‌است
می‌دهی هشدار و از اخبار، می‌ترسانی‌ام!
 
تا دلیل از مرکز آمار می‌آرم تو را    
خشمگین از مرکز آمار می‌ترسانی‌ام!
 
تا دهان وا می‌کنم گویی به بنده «بی‌شعور»
مثل آن بیچاره «فرماندار»، می‌ترسانی‌ام!
 
چون هراس از دولت قبلی و آتی بس نبود
لاجرم  از دولت قاجار،  می‌ترسانی‌ام!
 
دوش توی خواب دیدم با من و دل صادقی
ز اقتصاد خسته و بیمار می‌ترسانی‌ام!
 
می‌روی با فقر و بدبختی بجنگی بی‌امان
صاحب تدبیر، از اِدبار می‌ترسانی‌ام!
 
سیبل را دیدم که می‌بینی و اَحوَل نیستی
جای یار از مکر استکبار می‌ترسانی‌ام!
 
دوش دیدم جای حقد و کینه‌ورزی بهر دوست
از  فسون دشمن غدّار می‌ترسانی‌ام!
 
گشته‌ای مرد عمل، بی هیچ امّا و اگر 
از شعار و از ادا-اطوار می‌ترسانی‌ام!
 
چون شدم بیدار دیدم ای دل غافل  هنوز
با همان سبک و همان هنجار، می‌ترسانی‌ام!
 
ترس تو این روزها از ترس من افزون‌تر است
پس حلالت باد هر مقدار،  می‌ترسانی‌ام!!
 
پاسخ این نقد طنزآمیز من این شد که حال
از «جهنم»،  از «عذاب‌النار» می‌ترسانی‌ام!
 

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1396/2/27 در ساعت : 4:9:38   |  تعداد مشاهده این شعر :  933


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حسین وفا
1396/2/27 در ساعت : 20:9:57
سلام استاد سلیمانپور گرانقدر
بسیار درخور و زیبا سرودید
عزت تان روزافزون
@@@@@
سلام بر شاعر گرانقدر وقای عزیز
سپاسگزارم از عنایتتان
شاد و سربلند باشید
اکرم بهرامچی
1396/2/29 در ساعت : 0:28:32
بهر آرا اوستادِ «ژانر وحشت» ........شدی؟
فیلم بازی می‌کنی، بسیار می‌ترسانی‌ام!
سلام و عرض ادب
@@@@
درودها
اگر "ژانر" را اینقدر نکشید، مشکل عروضی تان حل می شود! :)
صرف نظر از اینکه "ژانر" لغت دخیل است،"ژان" را که معادل هجای بلند است بنا به عروض نمی توان کشیده تلفظ کرد!عین "خواندیم" که اگر هجای اولش را کشیده تلفظ کنیم اشتباه است
اکرم بهرامچی
1396/2/30 در ساعت : 7:51:57
یعنی ن ساکن در ژانر؟



من معمولا ن را در کلمه ی ژانر با کسره شنیده ام/یاحق
@@@@
نون ژانر که معادل فارسی اش همان"گونه"است ساکن است
Genre
🌷

مهدی سیدحسینی
1396/3/4 در ساعت : 12:14:0
درود
موفق و سرفراز باشید
@@@@
درودها برادر
حق یارتان باد
بازدید امروز : 1,205 | بازدید دیروز : 35,697 | بازدید کل : 125,900,296
logo-samandehi