ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



هر که نوشت و خط نزد
  هر که ز عشق بَر گرفت ، محو و عدم نمی شود
 بی ادب  و حرم شکن ،که  محترم نمی شود
 بر در  دوست سجده کن، مرد  بلند اقتدار
قامت مرد، نزد هر ناسره خم نمی شود
 همسفرِ کبوترانِ  زنده دل مگر شوی
جغد و کلاغ و شب پره مرغ حرم نمی شود
  شیر و شغال  و  همسری ؟ باور ابلهانه است
 گربه ی مست با صدا  شیر دژم نمی شود
 چنگ به ماه   می زند از سر غیرتش پلنگ
یوز اگر گرسنه شد  دزد کلم نمی شود
 هر   نفسی سلیم  نیست ای پسر  شکسته دست
 کهنه گدای دور ه گرد اهل کرم نمی شود
زنده به موج  می زند تا بدهد به مرده جان
 مرده ز ترس زلزله   وارد بم نمی شود
ای نفس حیات  کش ،این همه نقش غم مزن
 در دل  حق پذیر  ما ، غصه  ورم نمی شود
تا نروی به جنگ خود فتنه نمی شود خزان
 گر بکُشی جرقّه را  دود علم نمی شود
قاطی هم نمی شود روغنوآبِ  بی دغل
کفر و نفاق ، بی جهت  جمع به هم نمی شود
نیست فضای موعظه  ظلم زحد  گذشته را
تا نبری به تیغ دست ، رفع ِستم نمی شود
گربه ی حیله میدرد سینه ی شیر خواب  را
 دوست  زدست  دشمنش کشته ی سم نمی
 ای نفس غزل سرا  بگو  به غیر و آشنا
 اهل  ریاضت  رسا گنده شکم نمی شود
 نقش کشید و پاره کرد هر که به نَقش شهره شد
 هر که نوشت و خط نزد مرد قلم نمی شود
  هر که نوشت و خط نزد

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1394/6/30 در ساعت : 3:45:1   |  تعداد مشاهده این شعر :  730


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 34,006 | بازدید دیروز : 37,986 | بازدید کل : 125,817,420
logo-samandehi